انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

تکمیل شده ۳۶۵ روز با خدا | راوی خاموش کاربر انجمن آوای رمان

استاتوس
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
۲۴

خدای عزیزم سلام
به این نتیجه رسیدم تقدیر من اینجوریه توش لاکچری بازی نیست که منتظرش باشم، نمی‌دونم تهش چی میشه چرخ زمان چطور میگرده ولی تو این سال‌ها پیشرفت که نداشتن هیچ، پسرفت هم داشتن. شاید من نگران خودمونم ، حوصله‌ی آدم های گاو و بیعرضه رو ندارم ولی بیخود دست و پا میزنم چون دقیقا انداختیشون ادامه زندگی سخت من.


کلا نمیتونم بیخیال بشم، اسمشم می‌شنوم حالم بده میشه حالا فکر کنم هر روز صداش میاد اه
 
آخرین ویرایش:
۲۵

خدای مهربونم
امروز میشه گفت تا حدودی خوب بود و میشه گفت تقریبا کاری نکردم چون حسش نبود و دوباره میشه گفت که خوابم کمتر از روزهای دیگه بود بازم تو رو شکر به سلامتی گذشت البته دیشب مجروح شدن ولی خبر خوبی بهم رسید
خدایا ما هنوز درگیر اون گاوه ایم ولی سپردم به خودت حلش کنی دیگ فکرشو نمیکنم
جدیدا کلیپ های باحالی اینستا میبینم آدم دلش میخواد زودتر بمیره
خدایا بازم شکرت که گذشت ولی بودن من از اون گاوها نمیگذرم
 
۲۶

خدای عزیزم
حالا میفهمم با اینایی که طرفم خیلی مغزشون پیچ داره و اینکه تو چرا منو قاطی اینا گذاشتی نمی‌دونم! ه جوراب عمر باقی رو تباه کردی و اینکه من با وجود یه همچین آدم‌هایی چطور باید پرورش بدم اینم نمی‌دونم فقط خودت باید کمک کنی چون دستم خیلی بسته است، این یارو چه پروه تازه میگه برو فلان چیزو بخر، اینا به علاوه اینکه شعور ندارن پرو هم هستن، باز من نمی‌دونم تو چرا منو قاطی این دیوونه ها گذاشتی، یعنی یه جورایی به جای اینکه کمک کنی رشد کنم انگار از دسرفتم خوشت اومده، یعنی تقدیر با پسرفت و سختی، الان نمی‌دونم پیشرفت کردم یا نه در این مدت
هی خدا... حداقل یه جوابی چیزی؟ تو که تموم وعده‌هات هم واسه اون دنیاست برای این دنیا چیزی نداری؟ پس چجوری به رسالتم برسم؟ اصلا رسالتم چیه؟ الان من تو این طویله به قول خودشون با یه مشت گاو که سر هر چیزی باید باهاشون بجنگم چکار میکنم؟
یه مشت آدم نیرز و ترسو و بیعرضه، اه.
تو هم با این بنده‌عات قحطی آدمه مگه.
 
۲۷

خدای مهربان
امروز هم به خوبی و خوشی گذشت، نفس راحت کشیدم و پرانرژی تمامش کردم.
از فردا روزمرگی شروع میشه و باید شروع کنم به پاکسازی
پاهام از درد زق زق می‌کنه و حال نماز خواندن ندارم و دارم ندونامو بهم فشار میده انگار بدجوری از این که نرفتم بخونم عصبیم
اون بندال ها هنوز هستن و لی امروز کلا فراموششان کردم
یه جای خوب دعوت بودیم نمی‌دونم خود صاحب خونه قدر این خونه رو می‌دونن یا نه ولی مثل رویاست
آدم همه چی داشته باشه ولی خودش ندونه خیلیه
آدم های خوبی هستند بر عکس این گاوهای دورم
هیییی
 
۲۸

خدای عزیزم
به نظرم من نمیتونم بد باشم حتی اگه باهام بد باشن، آره ازشون نمیگذرم هیچوقت و هیچ زمان ولی نمی‌تونم بذارم کسی ازم ناراحت باشه که احتمالا مدام نفرین می‌کنه
من اینجوریم خودت منو اینجوری آفریدی
شاید پول ندارم، خونه بزرگ ندارم، زندگی خوب ندارم ولی یه چیز دارم که قبلاً نداشتم و به خاطرش ازت متشکرم
یه جورایی آدم وقتی زندگی دیگران رو میبینم افسوس میخوره که چرا من اینجوری نیستم و فکر میکنم کسانی هم هستند که به من قبطه بخورم که چرا مثل من نیستن
 
۲۹

خدای مهربان
لابد الان میگی مهربونی بخوره تو سرت، یه نماز نمی‌تونی بخونی هی خدا خدا می‌کنی!
خب ... راست میگی ، هیچ امیدی به من نیست، خیلی مسخره است چیزی بخوام بعد بهاشو ندم! نه نه نه... صبر کن، خیلی‌ها نماز نمی‌خونن، خیلی‌ها مش..ب می‌خورن، خیلی‌ها خیلی کارها می‌کنن بازم بهشون میدی.
دلیلشو نمی‌دونم. امشب شنیدم که طرف ۴۲ واحد داده اجاره هر کدوم ۲۰۰ میلیون! یعنی ۸ میلیارد و ۴۰۰ در ماه ، آه بکشم یا نه؟
خدایا رازش چیه؟ مطمئنم به نماز خواندن و این حرف‌ها نیست، تو بگو راضش چیه؟
 
روز ۳۰ام


خدا عزیزم، الان که این رو می‌نویسم کمی خسته و البته یه حس دلمردگی دارم، یه حسی که همه از زیبایی‌های استفاده میکنن و من مجبورا اینجا تنها نشسته و تنها کاری که میکنم گشتن در فضای مجازیه.
حتی دیگه حوصله مجازی ها رو هم ندارم، انگار همه چیز یه رنگ شده، از آدم‌ها بیزار شدم و از این چهار دیوار که مدام تنگ و تنگ‌تر میشه
می‌دونم خیلی‌ها در حسرت همین چهار دیواری هستن ولیکن چیزهایبهتر میخوام، تنوع این چیزیه که می‌خوام.
 
picsart_01-25-05.28.34_n6p1.jpg

از اینکه انجمن ما را برای عرضه آثار خود برگزیده‌اید، صمیمانه سپاسگزاریم🌸​
 
استاتوس
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا