انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دنباله‌دار •| الان داشتی به چی فکر میکردی؟! |•

تند و لجوج و انعطاف ناپذیر درست عین خودم.. سرنوشت ما لجوجان تنها یه چی هست غرق شدن در باتلاق حماقت هامون و بعد از اون تقلای فراوون و مشقت بار برای بیرون اومدن از اون...


مدام به اون جمله من خدا نیستم ولی یه روزی خدا میشم و ماحصلش.. آدم هرچی زمینش نزنه تکبرش و غرور بادکرده اش بالاخره می زنش.. اینکه تصور می کنی همه چیز تو دستای توه و تو چنگت و بعد یهو طبیعت همه چیز رو از چنگت بی رحمانه درمیاره و صاف نقش زمینت می کنه صحنه خیلی آشنایی برای منه.. هرچیز و هرکس می بینم به این نقطه رسیده افولش رو اونقد نزدیک می بینم که انگار تو روز روشن، به همه اطرافم نگاه می کنم.. چه بسا که خودمم پیش از این همین بودم...
 
کل مساحتی که از این دنیا اشغال کردم دو متر نمیشه و کل وسعت دیدم هم بیشتر از یک صفحه مستطیلی گوشی یا کتاب نمیشه به گمونم تاسف باره یا در واقع نمی دونم.. واقعا آدم بر اساس چه معیاری و لیاقت اشغال چه متر و معیاری از این دنیا رو داره؟ ندانم

آدمایی که در برابر توهین، تحقیر و مسخره کردن دیگران تاب میارند به گمونم قابل ستایشند حالا از هر قشری میخوان باشن..
 
شیاد تر از اهالی بازار مالی در هیچ طبقه و قشری از ایران شما آدم پیدا نمی کنید.. طرف من وی آی پی ش عضو شدم و تو همین یه ماهه سرمایه ای که بردم شد یک ششم اصلش شده ، یه پشت بازوهایی تو کانال عمومیش میگیره که یکی ندونه فک می کنه...
 
چقد زندگی با بعضی آدما بی رحمه تو یه سال چهار عزیزت از دست بدی فقط صبر ایوب می طلبه..کاش هیچ پدر و مادری مرگ فرزندشو نمی‌دیدهوف
 
بدترین فحشی که به یه آدم می تونی تو عصبانیت بدی فحش روانشناسی هست اخیرا موزد عنایت قرار گرفتم تو موردی و هر مطلبی راجع به اون مبحث تو فضای مجازی می بینم نسبت بهش گارد می گیرم و همش دلم میخواد بگم اصلا هم اینجوری نیست در حالیکه دقیقا همونجوری هست، مدام دلم میخواد توجیه بتراشم و یه نقد اساسی بهش وارد کنم در حالیکه میدونم درد از جای دیگست و نمی‌خوام بپذیرم حق با اون رفقیمونه و من تو این مورد ضعف اساسی دارم...
 
به اینکه پاشم حاضر بشم یا زوده⁦:⁠\⁩
 
آرامش و خستگی کنار هم حس خوبیه..
،
چه عکس فوق اشناییه برام...
 
به اینکه هرچه زودتر پارت گذاری رمانام رو تموم کنم، به اینکه یادم بمونه درخواست جلد بدم، یادم بمونه تو گروه اعلام کنم که پارت جدید گذاشتم، خخخخخ
کلا میای تو انجمن ذهنت همش حول مسائل رمانه دیگه.
 
چه رنگ انجمن قشنگ شده به به
 
که چرا من باید دهن روزه برم سر کلاس ژنوتیپ تری هیبریدیسم یاد بگیرم که خود استادم نمیفهمه چی میگه
 

موضوعات مشابه

عقب
بالا