انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

متفرقه حست رو به زبان ادبی بیان کن!

متفرقه
همه‌چیز غم‌انگیزتر این بود که زندگی ادامه داشت.
اگر معشوقی دنیا را ترک کند زندگی باید برای آن عاشق به پایان برسد.
اما هرگز پایانی در کار نبود و دلیل اصلی صبح بلند شدن اغلب مردم همین بود؛
بلند می‌شدند نه به خاطر اینکه فرقی می‌کرد، بلکه به این خاطر که فرقی نمی‌کرد.
 
نمیدانم، اما چه دَرهم پیچ و گره خورده است درونم، از بابتِ آنچه عقل نامیده میشود .
 
همه‌چیز در گریز است. آدم‌ها، فصل‌ها، ابرها، همه شتابان‌اند… و این شط به‌ظاهر کُند حرکت که هرگز باز نمی‌ایستد، پیوسته تو را با خود می‌برد
 
و ما با صَبری که اجبار بود، روزگار گذراندیم؛
 
حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست!
از بغضِ عمیقِ به گلویم گله‌ای نیست!:)
 
عقب
بالا