آداب مهمان نوازی ؛ از گذشته تا امروز
مهمان نوازی ایرانی از معماری سنتی ایرانی تا کاروانسراها و اشعار و ضربالمثل ایرانی در پاسداشت جشنها و برنامههای مذهبی و غیرمذهبی خود را نشان داده و در قرون مختلف به سبک و سیاق مناسب اجرا شده است.
تقویمهای ایران باستان با آن جشنهای متعدد و مناسبتهای شاد پرمعنایش نشان از ریشه مهمان نوازی ایرانیها دارد. ایرانیان این جشنها و مراسم آیینی را فرصتی برای میزبانی در نظر میگرفتند و یکی از مهمترین آئینهای ایرانی که دید و بازدید و مهمانی و مهمان نوازی به صورت کامل در آن خودش را نشان میدهد نوروز باستانی یا
شب یلدا است.
یکی از قسمتهای اصلی اکثر سفرنامههای موجود، آن قسمتی است که سیاحان و نویسندگان به آداب مهمان نوازی ایرانیان اشاره کردهاند و این نقطهای عطف بر صحت مهمان نوازی ایرانیان است.
مثلا ابن حوقل، جغرافیدان عرب در سده چهارم قمری، در خصوص مهمان نوازی آل بویه و اطرافیانشان چنین گفته است:«پادشاهان و رجال فارس دارای لباس دیبا و نیکو هستند و با کسانیکه به حضورشان برسند با کمال جوانمردی و خوشرویی رفتار میکنند. در مهمان نوازی و دستور تهیه طعامهای گوناگون برای واردین کوشا هستند. سفرههای خود را با خوراکیهای رنگین و فراوان میآرایند، دستور میدهند قبل از خوان گستردن، شیرینی و میوه برای میهمان آورده شود. مجالس آنان از سخنان سبک و حرکات ناشایست و اخلاق پست به کلی منزه است. در آرایش و سفره و لباس مبالغه میکنند و در میان بزرگان فارس رقابت و همچشمی در اینگونه امور حکمفرما است». و حتی در ادامه و تاکید بر مهمان نوازی ایرانی گفته: «مثل اینکه همه مردم از یک خانواده و در یک خانه زیست میکنند، افراد بیآنکه میانشان سابقه آشنایی باشد به خانه یکدیگر میروند و با کمال گرمی از همدیگر پذیرایی میکنند. هر صاحب ملکی کوشش دارد خانه وسیعی تهیه کند تا بتواند از میهمانان بهتر پذیرایی کند.»
کاروانسراها، نمادی از میهمان نوازی ایرانی
در گذشتههای دور آن زمان که مسافرت به سبک و سیاق کنونی نبود و وسایل نقلیه همان چهارپایان بودند، کاروانسراها اقامتگاهی برای مسافران بودند تا آنها بتوانند به صورت رایگان یا با کمترین هزینه در آنها اسکان و خستگی سفرشان را در کنند.
بنابر اسناد موجود، کاروانسراها در گذشته آنچنان اهمیتی داشتند که در سال ۷۱۹ به فرماندار سمرقند که اکنون بخشی از ازبکستان است اما در گذشته بخشی از ایران بوده، دستور داده شده بود که مسافرخانه یا همان کاروانسرایی برپا کند تا مسلمانانی که از آنجا گذر میکنند بتوانند یک شبانهروز آنجا سکنا کنند و از آنها به کمال پذیرایی شود.
سنت نان و نمک
نان و نمک خوردن یکی از سنتهای دیرینه ایرانی است و به نوعی میتوان آن را بخشی از سنت مهمان نوازی و در میان عیاران و پهلوانان دانست. در فرهنگ دهخدا از سنت نان و نمک در ایران گفته شده: در فرهنگ ایرانی اگر شخصی مهمان شخص دیگری برای غذا بوده باشد، میگویند که نان و نمک او را خورده است و به مناسبت متنعم گشتن از کسی که با او نان و نمک خورده است، متعهد و ملزم به حفظ دوستی و وفای او است.
از سنت نان و نمک در شاهنامه بارها صحبت شده و مثلا در جایی اشاره به امتنای اسفندیار از نشستن سر خوان رستم دارد چون معتقد بوده اگر بشیند و نان و نمک رستم را بخورد دیگر نمیتواند با او بجنگد:
گر اکنون بیایم سوی خوان تو
بوم شاد و پیروز مهمان تو
تو گردن بپیچی ز فرمان شاه
مرا تابش روز گردد سیاه
فرامش کنم مهرِ نان و نمک
به پاکی نژاد اندر آریم شک…
و حتی در جایجای سنن ایرانی از نمک و واژههای مرتبط با آن از جمله نمک نشناس، نمک پرورده، دستم نمک ندارد و نمک خوردن و نمکدان شکستن هم میتوان نشان احترام به فرهنگ نان و نمک را دید.