انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دنباله‌دار داستان طورییی:)

آنیسا

فیلم باز
فیلم باز آوا
تاریخ ثبت‌نام
2/18/26
نوشته‌ها
5
  • موضوع نویسنده
  • #1
روال تاپیک :
به این صورته که یه نفر کلمه میگه و نفر بعدی باید کلمه ای معنادار در ادامه اون کلمه بگه که جمله ایجاد شه و در اخر یه داستان کوتاه شکل بگیره 💞
 
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که
 
  • موضوع نویسنده
  • #6
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که از تعجب خشکشون میزنه
 
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که از تعجب خشکشون میزنه
به همدیگه نگاه میکنن و .......
 
به همدیگه نگاه میکنن و .......
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که از تعجب خشکشون میزنه
به همدیگه نگاه میکنن و با دهان باز به شاخ‌های سبز شده روی سر همدیگه اشاره می‌کنن.

Hhcyxyzjcivutztzyzydydyd
 
  • موضوع نویسنده
  • #9
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که از تعجب خشکشون میزنه
به همدیگه نگاه میکنن و با دهان باز به شاخ‌های سبز شده روی سر همدیگه اشاره می‌کنن.

Hhcyxyzjcivutztzyzydydyd
آرسن ، پسر کوچیک جمع ، جیغی کشید و ...
 
یه روز ی یه دختره و دوستاش تصمیم می‌گیرن که برن جنگل، توی مسیر که بودن یهو چیزیو می‌بینن که از تعجب خشکشون میزنه
به همدیگه نگاه میکنن و با دهان باز به شاخ‌های سبز شده روی سر همدیگه اشاره می‌کنن.
آرسن ، پسر کوچیک جمع ، جیغی کشید و گفت: وای! اینا دیگه چی‌ان؟
 
عقب
بالا