انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دفترِخاطرات دفترچه خاطرات mahaflaki | کاربر انجمن آوای رمان

Mahak

مدیر تالار ادبیات
کادر مدیریت
مدیر تالار آوا
ناظر اثر آوا
منتقد آوا
نویسنده آوا
کتاب نورد آوا
تاریخ ثبت‌نام
9/25/25
نوشته‌ها
1,002
  • موضوع نویسنده
  • #1
1774687744442.webp

به نام خدا
این دفترچه متعلق @mahaflaki به می باشد.
و کاربر دیگه ای حق فرستادن پیام در تاپیک رو نداره

تذکر :با افرادی که مطالب این تاپیک رو کپی یا مسخره کنند جدی برخورد میشه.
 
آخرین ویرایش:
در واقع از وقتی یادم میاد من مشغول جمع کردن خاطره بودم. تو دفترچه چرمی مشکی راهنمایی، دفترچه‌های سفید و آبی، دفتر انشام، بله همونی که گم شد و هنوز ازش عبور نکردم، من در واقع از هیچی عبور نمی‌کنم. دفتر برنامه‌های کنکورم هم تبدیل شد به چیزی که توش همه چیز رو بنویسم. بعدش نوت گوشی و دیلی تلگرام رو گیر آوردم.
امروز دیدم مرسدسا تعیین خط رو گرفتن و نیاز به جایی داشتم که غر بزنم! بله من اواخر سال گفتم که بالغ شدم و از راسل خوشم اومده ولی نه در این حد. با این قضیه موتور مرسدس رسما بازی رو زدن و ببخشید مکس Q2 حذف شد؟
انقدر پرش ذهنی دارم که نتونم یه متن منسجم بنویسم و مهم هم نیست؟ هست؟
به هرحال فکر می‌کنم نشه اسم واگویه‌ها یا در واقع هذیون های ذهنی رو گذاشت ادبیات ولی خب! کی تعیین می‌کنه چی درسته؟ اگه من بودم احتمالا نمی‌کردم چون من بدفازم! همونقدر که به آوانگارد بودن اهمیت میدم، سنتی پیش رفتن همه چیز هم واسه‌م مهمه! احتمالا اگه نیما یوشیج هم شعراش رو بهم نشون می‌داد میگفتم جمع کن برو این شعر و ور هات رو!


ب ن: چرا فونت ب نازنین نداریم؟ ذوق ادبی من فقط با ب نازنین شکوفا می‌شه!
 
آخرین ویرایش:
از ادمایی که عقلشون رشد نکرده می ترسم.
چند وقت پیش بحث بود فلانی بزرگ‌تر شه اینجوری میشه، اونجوری میشه! یهو یکی گفت: اون اصلا بزرگ نمی‌شه!
و واقعا بعضی آدما بزرگ نمی‌شن. همیشه احمق و دنبال بچه بازی و حرص دادن بقیه‌ن. نه اینکه نفهمن، در واقع خوششون میاد از نفهمی‌. مامانم واسه توجیح میگه فرهنگشونه؛ شاید به نظرشون بد نیست کارشون و به نظر من خب گل بگیرن فرهنگشون رو.
ببخشید مرسدسا بازم پودیوم گرفتن و اول و دوم؟😭 بذارین لکلک عزیزم و همیلتون با هم.
واقعا بی‌مزه میشه اینجوری و البته که من حتی نمی‌تونم لایو مسابقه رو ببینم که بدونم بی مزه بود یا نه. لندو و اسکار دارن گرم می‌کنن و مکس مکس مکس! مکس مشکوک واقعی این سه تا ریس بوده.
دلم خوابگاه می‌خواد با فاطی وسط بلبشو بشینیم مسابقه ببینیم با فهم ۱۰ درصد و هیجان ۱۰۰.
به هرحال خدا همه رو از شر بچه‌ها و مرسدسا حفظ کنه.

ب ن: تل با مونی نیکلوف و الکس و پوریا اینجا با لکلک و اسامه بن مرسدس
ب ن: انگار اسکار نازنازیم دوم شده. چه سکوی جیگری بوده:(
 
آخرین ویرایش:
از مشکلاتی که با این تاپیک دارم اینه که من دلم می‌‌خواد گاهی ۴ خط بنویسم ولی اساس پست نویسی در انجمن‌‌های رمان تو ذهن من حداقل ۷۰ ۸۰ خطه! در حقیقت هیچ محدودیتی وجود نداره ولی گفته بودم که من آدم سنتی و روی قواعدیم‌ واسه همین ترجیح می‌دم ۴ تا جمله رو با روده درازی بکنم چهل‌تا.
بگذریم این تاپیک قابلیت حذف شدن داره؟ هرچند که من همیشه میگم اثارم رو گم و گور می‌کنم ولی همیشه نگهشون می‌دارم‌. دوباره تکرار می‌کنم که آدم خاطره جمع کنی هستم.
چایی سرد رو دوست دارم. شایدم دوست ندارم ولی باهاش مشکلی ندارم. من با خیلی چیزا مشکل ندارم. نمی‌چسبه ولی بدمزه‌هم نیست. شایدم اگه کافه‌ها یکم جینگولش می‌کردن فن پروپاقرصش می‌شدم. نمیدونم شایدم اون موقع میگفتم این چه چرتیه! به هرحال که ادم بدفازیم!

ب ن: ویراستاری این متن تو دیواره! هرچند اهمیتی نداره.
 
آخرین ویرایش:
نمیدانم در یک ماه چه کاری میتوان انجام داد یا چقدر تغییر امکان پذیر است اما امیدوارم بتوانیم قبل از مسابقه میامی یک موتور جدید تهیه کنیم.

- لوئیس همیلتون

بله منم به این امر خنده دار امیدوارم‌. امیدوارم همگی قبل اینکه میامی شروع شه یک موتور جدید تهیه کنیم.
 
1000135042.webp
1000135038.webp



از این پسره خوشم میاد. خیلی شیرین و ساپورتیوه! عصری داشتم فکر می‌کردم از وکیل‌ها خوشم نمیاد چون احتمالا زیادی زبون‌ بازن. آدمای زبون باز من رو می‌ترسونن. شاید بخاطر اینه که اعتماد به نفس کافی ندارم؟ ممکنه ولی بعید می‌دونم. وکیل‌ها خیلی جالب و حرفه‌ای به نظر میان‌ هرچند شاید زبون باز باشن و شاید هم نه! من تاحالا با وکیل‌ها از نزدیک ارتباط نداشتم که بدونم. آدم‌های زبون‌باز نفرت انگیزی که دور و ورم بودن وکیل نبودن.
از شروع سال جدید هیچ‌کاری نکردم. مطلقا هیچی! باید یه کاری کنیم. مسیری که کاری نکنی عذاب اوره و کاری کردن هم آسون نیست. شیرینی پختن کار آسونی نیست.
این پسره خیلی شیرینه! وکیله ولی شیرینه!
 
آخرین ویرایش:
جی‌پی رفت مک‌لارن! مکس عزیزم متوجه‌م. همه در نهایت به ما خیانت می‌کنن، حتی اگه این‌طور به نظر نرسه.
 
همه چیز سر جای خودش برمی‌گرده.
سریال قشنگی واسه دیدن ندارم. داستان قشنگی واسه خوندن هم.
از چیزای پیچیده خوشم نمیاد.
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا