انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دنباله‌دار ☆من اینطورم، بعدی چطور؟!☆

اره چون تو دقیقا مارالی، اونم اینجوریه و + بهش بگم لباست بده اون لباسو میندازه توی زباله و خیلی رو کلمات حساسه.


از عرق کردن دستو پا بخاطر استرس متنفرم
من یک مارال هستم خخ
من سر کتابم بدم کسی حساسم وقتی یکی میگه کتابت بده انگار یه تیکه از وجودم میخواد بکنه و تقریبا با اکراه و رودربایستی، کتابمو میدم به دیگران


منم کلا از مقوله عرق کردن بیزارم..

سیزده نرفتم بیرون بعدی؟
 
من یک مارال هستم خخ
من سر کتابم بدم کسی حساسم وقتی یکی میگه کتابت بده انگار یه تیکه از وجودم میخواد بکنه و تقریبا با اکراه و رودربایستی، کتابمو میدم به دیگران


منم کلا از مقوله عرق کردن بیزارم..

سیزده نرفتم بیرون بعدی؟
از خونه خودمون رفتیم تو باغ درحال بازسازی و پر از اجر و خاک و خوله
امیدوارم بهمون جایزه بدن چون یخ کردم



از صدای اهنگ بلند وقتی مال خودم نیست متنفرم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: برکه
نه تقریبا خوشم میاد


از نظرم کسایی که حمله به زیر ساخت های ایران رو توجیه می کنند هیچ درک سیاسی یا اقتصادی ندارن و آدمای بی سواد و برای مملکت خطرناک هستند.. بعدی؟
 
ادمایی که یه چیز عیان و بد رو توجیح میکنند همیشه خطرناکن. میخاد به نفع منو تو باشه، میخاد به ضررمون باشه، اشتباه، همیشه اشتباهه.


چرا یک عدد نحس رو برای بدر شدن انتخاب کردن؟
چرا دوازده نه؟ کجای سیزده خوش یمنی میبینن؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: برکه
یه فیلم از دوران پادشاهی خشایار شاه می دیدم که بهودی ها در دربار خشایار شاه نفوذ می کنند علیه زن خشایار شاه دسیسه می کنند و خشایار شاه از کاخش بیرونش می کنه و با زنی به نام استر که از قبل یهودی بوده و نفوذی ازدواج می کنه و کم کم مشکلاتی ایجاد می کنند تا تو یه روزی که سیزده بدر خودمون هست حمله می کنند به ایران و کلی از ایرانی هامون رو زنده زنده می سوزونن تو اون روز خیلی ها فرار کردن و رفتن طبیعت و قسر در رفتن و بعد از اونم استر یه نام شوم در کشور خودمون بوده که دیگه هیچکس این اسم رو رو بچه هاش نذاشته این محتوای اون فیلم بود حالا تاریخ خونا بهتر میدونن قضیه ش گمونم به این قضیه ربط داره

در سرماخوردگی بدترین قسمتش برام آبریزش هست بلانسبت
 
اره کل صورتت از برخورد دستمال به دفعات مکرر زخم میشه.

چرا سیزده بدر هرسال یا سرده یا بارونه
یعنی باور کن یروزش ادمیزادی نبوده تاحالا اینور
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: برکه
تا منم یادمه همین بوده خخ قدیم ترا که شما نبودید و بارون زیاد می بارید ما همش چش به اسمون بودیم که بارون نیاد بتونیم بریم بیرون..
ولی به طور کلی من سردیش رو دوس دارم خنکه نه سوزان البته شاید شهر شما خلاف این باشه


تاثیر پذیریم از طبیعت زیاده و طبیعت غممو از بین می‌بره کامل؟
 
منم تا حدی هستم

غذاهای پر گوشت و کلا گوشتو مرغو اینا رو ترجیح میدم تو غذا تا سبزیجات
 
عقب
بالا