Follow along with the video below to see how to install our site as a web app on your home screen.
یادداشت: This feature may not be available in some browsers.
انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
📘|• دیالوگ نقش مهمی توی داستانپردازی و شخصیتپردازی داره؛ پس ممکنه نوشتن درباره شخصیت لال سخت باشه.
📗|• گاهی، نویسندهها درباره این شخصیتها اشتباهاتی میکنن یا از کلیشههای قدیمیای بهره میبرن که دیگه کسلکنندهان.
📒|• بههرحال، معنیش این نیست که نمیتونید همچین شخصیتی رو توی داستانتون بذارید! در واقع شخصیتِ لالِ خوب پرداختهشده، میتونه برای خوانندهها بسیار معنیدار باشه.
✨<قبل از خوندن مقاله این نکته رو در نظر داشته باشید: شاید بهتر باشه توی نوشتههاتون بسته به بافت متن از برابرهای دیگری مثل گنگ، زبانگرفته، بیزبان، بیکلام، ناگویا، خموش، بیحرف و... استفاده کنید.>✨
•[📚]• چرا شخصیت نمیتونه حرف بزنه؟
📘|• دلایل زیادی داره که شخصیتی نخواد یا نتونه حرف بزنه. توی ادبیات داستانی رایجترین شیوه اینه که نویسنده بگه زبون یارو از حلقومش بیرون کشیده شده. میتونه ایده خوبی باشه، اما تنها راه برای جلب توجه خواننده نیست.
📗|• کسانی که از زمان تولد توانایی صحبت ندارند، خیلی کم در رسانههای داستانگویی نشون داده شدن.
📒|• خب حالا چه دلایلی برای لال بودن شخصیت وجود داره؟ اینها چند نمونهست، در ضمن فقط به اینها محدود نیستید:
● ترامای فیزیکی؛ مثل تصادف ماشین، زخم تفنگ، و بله، حتی کنده شدن زبان.
● آسیب مغزی؛ این بهخصوص به لوبهای گیجگاهی و پیشانی آسیب میزنه، و سمت چپ مغز.
میتونه نوعی ترامای فیزیکی هم باشه، اما میتونه نتیجهی اختناق (آسیفکسی)، سکته و بیماریهای دیگه هم باشه. جزئیات زیادی داره.
● اختلال عصبی؛ مثل اوتیسم، ADHD (اختلال کمتوجهی-بیشفعالی)، اختلالهای یادگیری، و بعضی شکلهای صرع (اپیلپسی).
● بیماری روانی؛ مثل شیزوفرنی، افسردگی، اضطراب، و پیتیاسدی.
● ناتوانی فیزیکی، مخصوصاً نوعی که روی مهارتهای حرکتی و تولید گفتار تاثیر بذاره، مثلاً مشکلات ماهیچهای یا تنفسی.
● ناشنوایی؛ بیشتر ناشنوایان میتونن حرف بزنن، اما بسیاری از اونها هم زبان اشاره رو به گفتار شفاهی ترجیح میدن (مخصوصاً کسانی که توی اجتماعهای بزرگ ناشنوایان حضور دارند). این جستار جزئیات زیادی داره که نمیشه فشرده بیانشون کرد، پس به شدت پیشنهاد میشه خودتون تحقیق کنید!
● جادو؛ اگه به ژانر داستانتون میخوره. ممکنه شخصیت لال بشه چون دچار نفرینه یا سوگند جادویی خورده، یا هر عنصر فانتزیِ دیگهای. مثل شخصیت آریل در «پری دریایی کوچک»!
•[📚]• برقراری ارتباط
📙|• وقتی شخصیتی لال رو مینویسید، یادتون باشه که بیشتر مردم همیشه صد درصد لال نیستند. لال بودن هم طیف داره!
📕|• شخصیت لال میتونه با درآوردن صدا از دهان و گلو یا خود زبان کشمکش داشته باشه. شاید با هردو کشمکش داره. شاید به حسوحال و شرایط دیگه بستگی داره.
📘|• لال بودن معنیش این نیست که شخصیت هیچ ظرفیتی برای زبان و/یا ارتباط شفاهی نداره.
📗|• شخصیت لال باید راهی برای برقراری ارتباط با دیگران داشته باشه. اگه نمیتونه صحبت کنه، معنیش این نیست که باید از هر ارتباطی محروم باشه. چند نمونه از باقی شیوههای برقراری ارتباط:
● روشهای ارتباطی مکمل و جایگزین (AAC)
● نوشتن
● زبان اشاره
● ادا، درآوردن صدا، حالتهای چهره
● جادو
‼️همه گزینهها در بخشهای بعدیِ مقاله بیشتر توضیح داده میشن.
‼️بعضی مردم میتونن بیش از یک راه برای برقراری ارتباط غیرشفاهی
📘|• «ابزار روشهای ارتباطی مکمل و جایگزین»¹ یعنی تمام شیوههای غیرکلامی برای برقراری ارتباط، مثل زبان بدن و ادا و ژست. اما در این بخش مقاله، بهطور ویژه منظور «ابزار تولید گفتار»² هست.
¹ Augmentative and Alternative Communication (AAC) Devices
² Speech Generating AAC Devices (SGD)
📗|• برای مخفف «روشهای ارتباطی مکمل و جایگزین» از «اِیاِیسی» و برای مخفف «ابزار تولید گفتار» از «اِسجیدی» استفاده میکنیم.
📒|• ابزارهای «اِیاِیسی» بسته به نیاز کاربر شکل و قابلیتهای گوناگونی دارن. بهطور کلی، ابزارهای «اِیاِیسی» کمک میکنن شخص افکاری رو که نمیتونه به زبون بیاره، بیان کنه. اما شیوه بیان متفاوته.
📙|• بعضی از ابزارهای «اِیاِیسی» صفحههای کوچک دکمهدار هستن، و بعضیهاشون برنامههاییاند که میشه از اپاستور روی تلفن هوشمند و تبلت دانلودشون کرد.
📕|• بعضیهاشون تصویرمحورند و بعضی با واژههای تایپشده رو صوتی میکنند. پیچیدگی دستگاه و استفادهای که شخصیت ازش میبره، تعیین میکنه که گفتوگو چقدر شبیه گفتوگویی عادی باشه.
📘|• برای مثال، اگه شخصیت از برنامهای استفاده میکنه که واژههای تایپشده رو صوتی میکنه، تاخیر بین پاسخهاش خواهد بود. صحبت کردنش هم متفاوته چون از دست و ماشین میاد، نه از دهانش.
📗|• وقتی ازش میپرسن حالش چطوره، ممکنه پاسخ بده: «حالم خوبه، اما یهکم گشنهمه. میخوای امشب واسه شام پیتزا بگیریم؟ اون جایی که هفته پیش ازش غذا گرفتیم تو ذهنم مونده.»
در این نمونه، چیزی جلوش رو نمیگیره که افکارش رو بیان کنه و جملهبندیها و شوخطبعی ویژهی خودش رو داشته باشه، به شرطی که مخاطبش صبور باشه.
📗|° اما فرض کنید شخصیتی از دستگاه «اِیاِیسی» تصویرمحور بهره ببره. شاید بیان دقیق افکار و احساساتش سخت باشه و نتونه شخصیت واقعی و شوخطبعی ویژهش رو بروز بده.
📒|• وقتی ازش میپرسن حالش چطوره، جواب فقط میتونه «گرسنه» یا «پیتزا» باشه. عوضش ممکنه به شدت روی حالت چهره و زبان بدن تمرکز کنه که منظور واقعیش رو بیان کنه.
📙|• همهی دستگاههای تصویرمحور اینقدر ساده نیستن، اما اگه گزینههای زیادی در دسترس باشه ممکنه استفاده ازشون خستهکننده باشه.
📕|• به همین دلیل بسیاری از دستگاههای تصویرمحور پیچیده، توانایی دستهبندی و شخصیسازی دارند که ارتباط آسونتر بشه. واژههای استفادهنشده میتونن حذف بشن، واژههای شخصی میتونن افزوده بشن و چینش گزینهها کاملاً شخصیسازی بشه که با نیازها و خواستههای کاربر جور بشه.
📘|• اگه میخواید شخصیت داستانتون از دستگاه «اِسجیدی» استفاده کنه، یه ابزار واقعیش رو روی تلفن هوشمندتون دانلود کنید. باهاش کار کنید و یادداشت بردارید. ببینید چطور کار میکنه، چطور به نظر میرسه و استفاده ازش چه حسی داره.
📘|• نوشتن راهی ساده و گیرا برای برقراری ارتباط غیرشفاهیه. همچنین برای مردمی که به انتخاب خودشون حرف نمیزنند محبوبترین روشه و همه میتونن درکش کنن.
📗|• بیشتر مردم مدرن همیشه با خودشون تلفن همراه جابهجا میکنن، و تقریباً هرکسی تایپ کردن رو بلده.
📒|• بنابراین وقتی کسی نمیتونه صحبت کنه، راحت میتونه به مخاطبش پیام بده. البته اگه باتری تلفن همراه تموم بشه این روش محدود میشه.
📙|• راههایی بهجز فناوری هم هست؛ مثلاً شخصیت میتونه همهجا دفتر یادداشتی ببره و توش بنویسه.
📕|• محدودیت این روش هم اینه که نمیتونه توی تاریکی بنویسه. دست خط هم یک مشکله، اگه دستخطش خرچنگ قورباغهست همه نمیتونن بفهمن چی نوشته.
📓|• اگرم آهسته مینویسه، ممکنه تا ایدههاش رو یادداشت کنه موضوع گفتوگو عوض بشه.
•[📚]• زبان اشاره
📘|• ممکنه فکر کنید نوشتنش به همین سادگیه که بنویسید شخصیت چه اشارهای کرد. اما زبان اشاره دقیقاً اینطوری نیست.
📗|• زبان اشاره آمریکایی¹ (ASL) زبان ویژه خودش رو با ساختار دستوریای داره که کاملاً از انگلیسی متفاوته.
¹ American Sign Language (ASL)
📒|• اگه بنویسید چه نشونههایی رو نشون میداد، مثل جملهای عادی و نرمال در انگلیسی به نظر نخواهد رسید. ASL رو بیشتر جامعهی ناشنوا استفاده میکنن، و مجزا از زبان انگلیسی توسعه یافته.
📙|• اگه شخصیت برای برقراری ارتباط از ASL استفاده میکنه، شاید خوب باشه شخصیتی رو وارد داستان کنید که گفتوگوی اشارهای رو ترجمه میکنه.
📕|• همچنین زبان اشاره انگلیسی رو داریم:
Signed Exact English (SEE)
که درست نمایانگر زبان انگلیسیه، با همون گرامر و ساختار جملهها.
📘|• یاد گرفتنش برای انگلیسیزبانها آسونتره چون همون گرامر رو داره و اگه کسی موقت لال بشه یا توی محیط عادیای بزرگ بشه منطقیه که SEE رو به ASL ترجیح بده.
📗|• اینکه شخصیت از چه نوع زبان اشارهای استفاده میکنه، مهمه. گرچه که فارغ از نوع زبان اشاره، برقراری ارتباط باز میتونه سخت باشه.
📒|• اگه اطرافیان شخصیت زبان اشاره رو بلد نباشن دیگه کسی نیست که اون باهاش ارتباط برقرار کنه.
📙|• اگه شخصیت مداوم از زبان اشاره استفاده نمیکنه، لازم نیست کامل و دقیق بلدش باشه، بلکه یادگیری واژگان ساده کافیه.
📕|• میتونه فقط واژگان سادهای مثل «دستشویی» یا «گرسنه» یا «پرسروصدا» رو یاد بگیره که احساساتش رو بیان کنه.
📘|• وقتی شخصیت برای برقراری ارتباط از ژست و اداها، تلفظ صوتی و حالت چهره استفاده میکنه، باید خوبِ خوب از اصل «نگو، نشون بده» استفاده کنید.
📗|• شخصیت میتونه صدا دربیاره و به کمک اونا مخالف و موافق بودنش رو اعلام کنه. مثل صداهای «اوه»، «همم»، «اممم»، «اِ» با لحنهای متفاوت.
📒|• وقتی شخصیت صدا درمیآره ولی از کلمهها استفاده نمیکنه لحنش مهم میشه.
📙|• مثلا صدای «هاه» رو در نظر بگیرید. میتونه نشوندهندهی سردرگمی، پیروزی، توجه، بدگمانی و کلی احساس دیگه باشه و بستگی به طرز ادا کردنش داره.
📕|• به جای اینکه فقط بگید «به نظر سردرگم میآمد» میتونید به خواننده سرنخهای دیگهای بدید که بفهمه «هاه» چطور ادا شده.
📘|• مثلاً بعضی از نشانههای سردرگمی اخم، چپچپ نگاه کردن، و چشمیه که چهرهی دیگران رو به دنبال جواب جستوجو میکنه.
📗|• زبان بدن میتونه حس رو نشون بده؛ شخصیت میتونه سرش رو به یک سمت خم کنه، سر به زیر بشه، یا دهنش رو با دستش بپوشونه.
📒|• جز جنبههای احساسی برقراری ارتباط، حالت چهره و ژست هم میتونن به راحتی معانیای مثل «آره» یا «نه» رو انتقال بدن.
📙|• شخصیت میتونه راحت به چیز مد نظرش اشاره کنه. میتونید خیلی کارهای خلاقانهتری بکنید.
📕|• فکر کنید تینکر بل چطور حرفهاش رو بروز میده، در حالی که یک کلمه هم حرف نمیزنه!
•[📚]• جادو
📘|• اگه داستانتون عناصر جادویی داره، شخصیت لال گزینههای بیشتری واسه برقراری ارتباط داره.
🔶● تِلِپاتی:
🔶● برقراری ارتباط با فرستادن افکار به مغز مخاطب. این یکی از اولین گزینههاییه که به ذهن نویسندهها میرسه و اونقدرا خلاقانه نیست. اگه شخصیت راحت میتونه حرفش رو از طریق ذهن بزنه نکتهی لال بودنش چیه؟
هرچند، کلی شیوه مختلف برای نشون دادن همین تلپاتی هست. شخصیت میتونه بهجای واژه، تصویر و موسیقی و صدا و حس و رنگ و چیزهایی از این قبیل رو به ذهن مخاطب بفرسته. شاید درک این دادهها سختتر باشه، اما میتونید خوب بنویسیدش. دشواری برقراری ارتباط میتونه کشمکشی در پیرنگ باشه.
🔷● توهم:
🔷● شخصیت لال میتونه به کمک جادو وهمهایی رو به تصویر بکشه که منظورش رو برسونه. اگه ازش بپرسن شام چی میخواد میتونه راحت توهم یه پیتزا رو ایجاد کنه.
این توهمها میتونن هر جوری باشن؛ ممکنه نشه از واقعیت تشخیصشون داد مگه اینکه کسی سعی کنه لمسشون کنه. ممکنه شبیه هولوگرام باشن. میتونن نور و صدا باشن و هر چیز دیگهای!
📗|• قبل از نوشتن بدونید محدودیت نظام جادویی داستانتون چیه.
📒|• جادو چه کاری رو میتونه انجام بده و چه کاری هنوز غیرممکنه؟ جادو از منبع بیرونی اومده یا نه؟ اگه آره، وقتی شخصیت نزدیک اون منبع نیست چی میشه؟ جادو چقدر قدرتمنده؟ آیا شخصیت میتونه خوب کنترلش کنه؟
📕|• اگه جادو و شخصیتها زیادی قدرتمند باشن ممکنه حفره پیرنگ پیش بیاد.
📘|• حرف نزدن اختیاری، اختلال اضطرابیه (anxiety disorder) که شخصیت ترجیح میده در موقعیتهایی که حس معذب بودن یا ترسیده داره، حرف نزنه.
📗|• این شیوه لال بودن به محیط زندگی شخصیت و واکنش اون به محیط بستگی داره.
📒|• چنین شخصیتی ممکنه:
● هربار که عصبی میشه ممکنه توانایی صحبت کردن رو از دست بده.
● محرکهای خاصی داشته باشه که باعث میشن لال بشه.
📙|• اگه گزینه دوم مد نظرتونه، باید در نظر داشته باشید که محرکها چی هستن و چرا تحریک میکنن.
📕|• اگه در گذشته از شخصیت سوءاستفاده شده، شاید وقتی کسی صداش رو بالا میبره اون ساکت بشه. اگه با شخص خاصی تجربهی بدی داشته، ممکنه در حضور اون شخص یا وقتی نام اون شخص رو میشنوه تحریک و ساکت بشه. اگه سگی بهش حمله کرده، ممکنه در حضور بقیه سگها ساکت بشه.
📘|• هروقت فهمیدید چطور گذشتهی شخصیت روی اضطرابش تاثیر گذاشته، باید فهرستی از محرکهایی که منطقی باشن بسازید.
📗|• اگه داستان از زبون کسیه که به طور انتخابی ساکته، شاید بخواید به خواننده نشون بدید که وقتی اون لال میشه چه حسی داره.
📒|• بسته به تجربهش، شاید ناخودآگاه حس کنه حرف زدن اون رو در خطر قرار میده یا به طور فیزیکی دردناکه.
📙|• واکنش آدرنالین میتونه گلوش رو تنگ کنه و باعث بشه بلرزه، که صحبت کردن رو باز سختتر میکنه.
📕|• همچنین ممکنه اون به سادگی از ترس چگونگیِ حرف زدن رو فراموش کنه.
📘|• میتونید از واکنش شخصیت استفاده کنید که ظریفانه به اتفاقات گذشتهش اشاره کنید یا برای رویدادهای آینده پیشآگاهی بدید.
📗|• زمانی که شخصیت حس امنیت و شادی داره، سکوت انتخابی روش تاثیری نمیذاره. فقط وقتی مضطربه توانایی حرف زدن رو از دست میده.
📒|• وقتی شخصیت میدونه توی موقعیتهای خاصی لال میشه، ممکنه حتی فکر کردن به اون موقعیتها و عواقب سکوت، مضطربش کنه.
📕|• فرض کنید وقتی توی خطره لال بشه. دیگه نمیتونه فریاد بزنه و کمک بخواد.
📘|• اگه میخواید شخصیت اصلی لال باشه، عالیه! داستانهای زیادی نیستن که همچین چیزی رو نشون بدن.
📗|• در چنین داستانی باید بذارید خواننده خوب بدونه افکار و احساسات شخصیت چی هستن.
📒|• نه فقط درباره شرایطش - لال بودن - بلکه درباره همهچیز. نذارید تنها ویژگی شخصیت لال بودنش باشه! اون انسان منحصر به فردیه که غذاهای خاصی رو دوست داره، از آدمهای ویژهای خوشش میاد، هدفهای خودش رو دنبال میکنه.
📙!|• مهمه که شخصیت و اخلاق پرجنبوجوش و زندهی اون رو نشون بدید، حتی اگه خیلی حرف نمیزنه.
📕|• در زاویهدید اولشخص یا دانای کل آسونتره، اما مجبور نیستید که حتماً درون شخصیت باشید تا نشون بدید چه بینشی به چیزها و دنیا داره. میتونید از شیوههای ارتباطیای که در پستهای قبلی توضیحشون بود استفاده کنید.
📘|• همچنین اون میتونه گاهی به لال بودنش فکر کنه. این میتونه تاثیر روانی جدیای روش داشته باشه و ممکنه خیلی باهاش کشمکش داشته باشه.
📗|° ارتباط به روشهایی غیر از صحبت کردن نه تنها برای خود شخصیت لال بلکه برای همه کسانی که باهاشون در ارتباطه میتونه خستهکننده و کُند باشه.
📒|• ممکنه شخصیت لال حس کنه حرفی که میخواد بزنه ارزش اینو نداره که سعی کنه به دیگران برسوندش، مخصوصاً اگر حرفی پیشپاافتاده یا جوک باشه.
📙|• ممکنه حس کنه از دیگران رونده شده و تنهاست. بنابراین تقریباً همیشه ایدهی خوبیه که حداقل یک شخصیت توی داستان صبور باشه و به شخصیت اصلی لال گوش بده.
📕|• در غیر این صورت، شخصیت لال تنها ابزاری برای تاسف خوردن خواننده خواهد شد.
•[📚]• چطور محترمانه شخصیت لال رو بنویسیم؟
📘|• آثاری که افراد اقلیت رو شامل میشن، مخصوصاً افراد ناتوان، نقش مهمی در بهنجار کردن (normalizing) اون هویتها دارن.
📗|• اگه شخصیتهاتون با شخصیتی که در اقلیت قرار داره مثل آدمی عادی رفتار کنن (مثل شخصیت نابینای تاف در سریال آواتار)، میتونه روی خواننده تاثیر بذاره که با افراد ناتوان در دنیای واقعی بهتر رفتار کنه.
📒!|• بذارید شخصیت لال داستانتون پیچیده باشه و درک بشه. گذشته و اهداف و انگیزهها و کشمکشهایی فارغ از ناتوانیش داشته باشه.
📙|• افراد لال (یا ناتوان به هر نوع دیگهای) وجود ندارن که فقط براشون دلسوزی بشه یا الهامبخش یا از عجایب جامعه باشن.
📕|• اونا زندگیهای خودشون رو دارن و مثل هر کسِ دیگهای میخوان به چیزی برسن.
📘|• نوشتن شخصیت لال خوب پرداختهشده، ممکنه واسه شما آسون باشه اما واسه خوانندههای ساکتی که هرگز خودشون رو نقش اصلی داستانها ندیدن چیز بزرگیه.
📗|• شخصیت ساکتی که میتونه موفق بشه و به اهداف خودش برسه میتونه براشون بیحد معنادار باشه. این رو فراموش نکنید.
👈 یادتون باشه، نویسندهها: بد نیست در نظر داشته باشید که اثرتون میتونه عواقبی در دنیای واقعی داشته باشه. مطمئن بشید تاثیر کار شما چیز خوبیه.💖✨