انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

رمان عاشقانه

  1. ~Vine~

    رمانِ کوتاه ماریا | فاطمه قدرتی کاربر انجمن آوای رمان

    این اثر متعلق به مسابقه رمان‌نویسی انجمن می‌باشد نام: ماریا ژانر: تاریخی، عاشقانه نویسنده: @M A H Y A ناظر: @SEYRAN خلاصه: در سرزمینی زمستانی، پادشاهی بی‌رحم سایه‌ی ظلم و انجماد احساسات را بر آن گسترده بود. تنها امید او برای حفظ سلطنت، پسرش چارلز با دختری خدمتکار به نام ماریا در خفا با هم دوست...
  2. Melika

    رمان رمان نرگس رعنآ | Melika کاربر انجمن آوای رمان

    به نام خدا نام اثر: نرگس رعنآ نویسنده: Melica ژانر: عاشقانه، معمایی ناظر: @نهـنـگ خلاصه: گاهی دل، میان دو جهان متفاوت می‌افتد؛ جایی‌که نه عطر قهوه با سجاده نماز جور است، نه ذکر بعد از نماز با موسیقی کلاسیک فرانسوی. او از جنس سکوت بود و باور، و دیگری جنس سوال و تجربه. در ازدحام شلوغی‌های یک...
  3. .Mahdieh

    رمان تلاقی لغزان| مهدیه مومنی نویسنده انجمن آوای رمان

    به نام یگانه خالق هستی• ••• ژانر: عاشقانه، اجتماعی نام رمان: تلاقی لغزان نویسنده: مهدیه مومنی ناظر: @مائـــدهـ ••• خلاصه: در زندگی میشود انتخاب کرد، دختر داستان ما هم انتخاب می کند، اما آیا ته این انتخاب، اوج است یا ذلت؟! ••• سخن نویسنده: با عرض سلام خدمت خواننده های محترم. پس از حدود دوسال که...
  4. pen lady

    رمان النا و سایه‌های بی‌پایان|ماها کیازاده (pen lady) کاربر انجمن آوای رمان

    به نام خدا نام رمان: النا و سایه‌های بی‌پایان نام نویسنده: ماها کیازاده [pen lady] ژانر: عاشقانه، تراژدی، معمایی، جنایی ناظر @~مَهوا~ خلاصه: دخترکی تنها و منزوی بالاجبار حصار آهنین اطرافش را می‌شکند و از خط قرمز‌هایش عبور می‌کند و وارد مناطق ممنوعه‌ای می‌شود که ورود به آن‌ها را برای خود...
  5. Ali81

    رمان رمان پارادوکس سرخ «جلد اول» | سید علی جعفری کاربر انجمن آوای رمان

    نام رمان: پارادوکس سرخ «جلد اول» نام نویسنده: سید علی جعفری ژانر: عاشقانه، تراژدی ناظر @~مَهوا~ خلاصه: از دو سوی یک سرزمین، دو روح زخمی به ظاهر سالم در سکوتی بی‌انتها نفس می‌کشند. یکی با گذشته‌ای مانند رد زخم روی پوست، هر روز بی‌صدا یادآوری می‌شود؛ دیگری با آینده‌ای که همچون پنجره‌ای بسته، نور...
عقب
بالا