انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شاهنامه

  1. Nazanin

    شاهنامه فردوسی| داستان کیومرث

    «به نام نگارنده هستی» خجسته سیامک یکی پور داشت که نزد نیا جاه دستور داشت گرانمایه را نام هوشنگ بود تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود به نزد نیا یادگار پدر نیا پروریده مر او را به بر نیایش به جای پسر داشتی جز او بر کسی چشم نگماشتی چو بنهاد دل کینه و جنگ را بخواند آن گرانمایه هوشنگ را همه گفتنی‌ها...
  2. Nazanin

    شاهنامه فردوسی| داستان طهمورث

    «به نام خداوند بخشاینده مهربان» پسر بد مر او را یک هوشمند گرانمایه طهمورث دیو بند بیامد به تخت پدر بر نشست به شاهی کمر بر میان بر ببست همه موبدان را ز لشکر بخواند به خوبی چه مایه سخن‌ها براند چنین گفت کامروز تخت و کلاه مرا زیبد این تاج و گنج و سپاه جهان از بدی‌ها بشویم به رای پس آنگه کنم...
  3. Nazanin

    شاهنامه فردوسی|داستان اکوان دیو

    🍁به نام نگارنده هستی🍁 تو بر کردگار روان و خرد ستایش گزین تا چه اندر خورد ببین ای خردمند روشن‌روان که چون باید او را ستودن توان همه دانش ما به بیچارگیست به بیچارگان بر بباید گریست تو خستو شو آنرا که هست و یکیست روان و خرد را جزین راه نیست ایا فلسفه‌دان بسیار گوی بپویم براهی که گویی مپوی
  4. Nazanin

    شاهنامه فردوسی| داستان بیژن و منیژه

    بخش اول: شبی چون شبه روی شسته به قیر نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر دگرگونه آرایشی کرد ماه بسیچ گذر کرد بر پیشگاه شده تیره اندر سرای درنگ میان کرده باریک و دل کرده تنگ ز تاجش سه بهره شده لاژورد سپرده هوا را به زنگار و گرد سپاه شب تیره بر دشت و راغ یکی فرش گسترده از پرّ زاغ
عقب
بالا