Follow along with the video below to see how to install our site as a web app on your home screen.
یادداشت: This feature may not be available in some browsers.
انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
به نام خداوند قلم
نویسنده:ماهک مهاجری
ژانر : تراژدی ، عاشقانه و اجتماعی
قالب اثر : قصیده ، شعر سپید ، غزل
نام اثر : مجموعه اشعار م مثل مادر
خلاصه: مادرم شب ها تا صبح قبل از اینکه پا به این دنیا بگذارم مرا در آغوش می کشید و می بوسید ، مرا فریب داد، او به خاطره ترس تنهایی خودش مرا با حرف های...
از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير!
اين تويي در آن طرف، پشت ميلهها رها
اين منم در اين طرف، پشت ميلهها اسير
دست خستهي مرا، مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر، خستهام از اين کوير
قيصر امين پور!
سلام به همگی امیدوارم که حالتون خوب باشه
قرار که هر هفته تمرین نویسندگی برای بخش شعر بزاریم.
کسانی که شرکت می کنن باید حتما شعر ماله خودشون باشه و اینکه ژانر و قالب آزادِ و به سلیقه خودِ نویسنده بستگی داره
به نفرات اول هر هفته ۵۰ تا پسند
به نفرات دوم هر هفته ۴۰ تا پسند
و به نفرات سوم هفته ۳۰...
به نام خداوندِ رنگین کمان
۱-سیاوش کسرایی
در تاریخ 5 اسفند ماه 1305 در اصفهان به دنیا آمد. او از خردسالی به تهران آمد و دوره ابتدایی خود را در مدرسه ادب گذراند و سپس در مدرسه نظام و دارالفنون مشغول به تحصیل شد.
سیاوش کسرایی از جوانی سرودن شعر را آغاز کرد. او در کنار فعالیت های ادبی و سرودن شعر...
غزل به سبک شیراز
بیا که ترک شیرازی به ناز خود نگر آمد
که در بزمِ رقیبان، عقلِ ما را در سفر آمد
به یک گردشِ چشمِ شوخ و شوریدهات ای یار
دلِ زاهدِ بیچاره به دستِ حذر آمد
بگوییم که چون ساقی می از جامِ لعل ریزد
که هر کس را نصیبی از میِ مستیات آید
ریاضتهای پیران، عاریت دان و مپسندش
که در...
این تاپیک برای عزیزانی که علاقمند به گذاشتن شعر گرافی هستند زده شد
تنها رعایت دو نکته الزامی است:
۱- کپی برداری نداشته باشید و عکس زده شده توسط خودتان باشد
۲- آدرس سایت در عکس گذاشته شود.
شرکت در این تاپیک برای همه آزاد است.
با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را
جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را
روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
نقد را باش اي پسر کآفت بود تأخیر را
اي که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز
هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را
زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتیم آن همه ی تزویر را...
ادبیات ایران باستان به مجموعه داستانهای شفاهی و مکتوب ایرانیها (مادی، پارسی، سکایی، اوستایی) گویند که توسط مآخذ دینی (اوستا)، نثر (تاریخ یونانی و سنگنوشتههای پارسی باستان و نظم شاهنامه فردوسی، گشتاسب و کتایون، شیرین و فرهاد) به دست ما رسیدهاست.
از داستانهایی که در ایران پیش ازسولیکیان...
درسیرت پادشاه، حکایت اول:
پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالتِ نومیدی مَلِک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن، که گفتهاند: هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید.
وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سرِ شمشیرِ تیز
إِذا یَئِسَ الْإِنسانُ طالَ لِسانُهُ
کَسِنَّورٍ...
دیباچه:
بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
منّت خدای را عزَّ وَ جَلّ که طاعتش موجبِ قُربَت است و به شکر اندرش مَزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود مُمدِّ حیات است و چون بر میآید مُفَرِّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش بهدرآید؟
غزل شماره ۱
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما
امروز به جای تو کسم نیست
کز تو به خودم نماند پروا
بگشای کمر پیاله بستان
آراسته کن تو مجلس ما
تا کی کمر و کلاه و موزه
تا کی سفر و نشاط صحرا
امروز زمانه خوش گذاریم
بدرود کنیم دی و فردا
من طاقت هجر تو ندارم
با تو چکنم به جز مدارا
غزل شماره ۱
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها
ای آتشی افروخته، در بیشه اندیشهها
امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا
خورشید را حاجب تویی ، اومید را واجب تویی
مطلب تویی طالب تویی ، هم منتها هم مبتدا
در سینهها برخاسته، اندیشه را آراسته
هم خویش حاجت خواسته، هم...