Follow along with the video below to see how to install our site as a web app on your home screen.
یادداشت: This feature may not be available in some browsers.
انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
درونمایه (theme) یک عنصر محوری است، زیرا در طول داستان از ابتدا تا انتها باقی می ماند. این تم یا درونمایه می تواند هرچیزی که نویسنده مناسب می داند باشد و همچنین می توان بیشتر از یک نوع تم در داستان داشت
در هر کار هنری، پیام اصلی که نویسنده قصد دارد آن را به خواننده ارائه دهد درونمایه نامیده می شود. ممکن است این درونمایه شجاعت، استقامت و یا عشق پایدار باشد. شخصیت های داستان ممکن است از این درونمایه روی گردانی کنند و یا برعکس آن را با آغوش باز بپذیرند و رابطه آن ها بادرونمایه داستان بر رویدادهایی که به وقوع می پیوندد تأثیر گذار خواهد بود درونمایه داستان و ایده اصلی داستان با هم تفاوت دارند. درونمایه پیامی است که در درون داستان نهفته شده است که می تواند به عنوان مثال پیام عشق، شجاعت و امید باشد. ایده اصلی به سادگی آنچه داستان در مورد آن است می باشد. در واقع می شود گفت که خلاصه ای از پیرنگ داستان ایده اصلی داستان است.
در این مرحله همچنین می توانید از خود بپرسید که "ایده اصلی چیست؟" ورژن کوتاه داستان چیست؟ وقتی که هر کدام از عناصر فوق را مشخص کردید می توانید به درونمایه داستان فکر کنید. برای تشخیص بهتر درونمایه این سوالات را می توانید از خود بپرسید:
شخصیت اصلی با چه مشکلی دست به گریبان است؟
شخصیت اصلی چه درسی گرفته است؟
چه پیامی شما از داستان دریافت کرده اید؟
اگر بتوانید به سوال سوم پاسخ دهید درک درونمایه داستان نیز برای شما مشخص می شود. هر چه بیشتر بخوانید با درونمایه های یکسانی روبرو می شود:
رحم و شفقت - دلسوزی
شجاعت
مرگ و مردن
صداقت
وفاداری
استقامت
اهمیت خانواده
مزایای تلاش و کوشش
قدرت عشق
البته این لیست محدود به همین موارد نیست. درونمایه اصلی داستان می تواند هر چیزی باشد که نویسنده بخواهد بر آن تمرکز کند.
شجاعت یک درونمایه عالی است که می توانید در نوشته های خود از آن استفاده کنید. زندگی سرشار از لحظات دشواریست که باید بر آن فائق آمد، و می توان از شخصیت های داستانی و غیر داستانی در ادبیات الهام گرفت. این دقیقا می تواند همان داستانی باشد که الهام بخش شخص دیگری در مواجهه با چالش های زندگیش باشد. در اینجا چند نمونه از درونمایه شجاعت در کارهای ادبی بزرگ آورده شده است:
وداع با اسلحه از ارنست همینگوی شخصیت هایی را به تصویر کشیده است که جنگ سختی را پشت سر می گذارند و تقریباً در هر مورد شجاعت شرافتمندانه ای را به نمایش می گذارند.
هابیت از جِی. آر.آر. تالکین داستان یک هابیت را بیان می کند که عازم یک ماجراجویی مهم می شود.
درونمایه دوستی
دوستی های ارزشمند می توانند زندگی فرد را به کلی تغییر دهند. این دوستی ها می توانند به شما در لحظاتی کمک کنند که باید شجاعانه عمل کنید و وقتی احساس ضعف می کنید شما را تقویت می کنند. و همچنین در لحظات خاص زندگی یک جایزه فوق العاده اند. در اینجا چند نمونه از زیبایی دوستی در آثار مهم ادبی آورده شده است:
دون کیشوت از میگل دو سروانتس داستان دو مرد را روایت می کند که در یک سفر جاده ای همراه هم قرار گرفته اند. پیوندهایی که دوستی آنها، همه ماجراهای آنها را ممکن می سازد.
درونمایه انتقام
البته درونمایه یک رمان همیشه نباید یک چیز مثبت باشد. می تواند ویژگی منفی ای باشد که ممکن است خوانندگان را ترغیب کند تا در زندگی مسیرهای بهتری را انتخاب کنند. در اینجا چند نمونه از آسیب های انتقام جویی در آثار مهم ادبی آورده شده است:
کنت مونت کریستو از الکساندر دوما تقریباً از هر زاویه دید و دیدگاه شخصیتی به درونمایه انتقام می پردازد. همچنین درونمایه قدرت را نیز در داستان بکار گرفته است زیرا به محض اینکه کنت به قدرت می رسد، از کسانی که به او صدمه زده اند، انتقام می گیرد.
اگر درونمایه همان پیام محوری نویسنده باشد که می خواهد به خوانندگان خود منتقل کند، پس چه فرقی با نکته اخلاقی داستان دارد؟ در حقیقت، درونمایه ها بسیار عمومی تر از نکات اخلاقی داستان هستند.
نکته اخلاقی درس خاصی است که نویسنده به خوانندگان خود می دهد. با این حال، درونمایه می تواند عمومی تر باشد؛ همچنین یک داستان می تواند بیش از یک درونمایه داشته باشد. خوانندگان به مرور درونمایه های داستانی را کشف می کنند، زیرا به طور مداوم در تمام کارهای داستانی (یا غیر داستانی) با آن برخورد می کنند. به همین ترتیب، نکته اخلاقی داستان می تواند یک درونمایه نیز باشد، اما درونمایه لزوماً نکته اخلاقی داستان نیست.
به عنوان مثال، در رومئو و ژولیت می توان استدلال کرد که درونمایه قدرت عشق است. عشق، این دو شخصیت را به سمت یکدیگر جذب کرده و هیچ چیز نتوانست آنها را از هم جدا کند. با این حال، نکته اخلاقی داستان کاملاً متفاوت است. نکته اخلاقی داستان این می تواند باشد که نگذارید کینه های قدیمی خانواده بی هدف ادامه یابد. یا اجازه ندهید که نفس شما بر زندگی شما حاکم شود، به خصوص وقتی که به قیمت خوشبختی فرزندانتان تمام می شود.
بنابراین، نکته اخلاقی (کنار گذاشتن کینه های قدیمی خانوادگی) می تواند یکی از درونمایه های داستان باشد، اما درونمایه (عشق بی حد و حصر) لزوماً نکته اخلاقی داستان نیست.
در حالی که درونمایه پیام اصلی نویسنده است، حس و حال داستان یک عنصر ادبی است که احساسات خاصی را از طریق کلمات و توضیحات در خوانندگان برانگیخته می کند. این حس و حال می تواند خوانندگان شما را از نظر عاطفی برانگیزاند و باعث شود که آنها با قطعه نوشتاری شما ارتباط بهتری برقرار کنند.
در واقع، حس و حالی که نویسنده ایجاد می کند، منجر به یک فضای عاطفی می شود. یکی از راه هایی که می توان این حس و حال را ایجاد کرد، از طریق زاویه دیدی است که داستان از طریق آن روایت می شود. بیایید نگاهی به شعر "راه نرفته" از رابرت فراست بیاندازیم.
دو جاده در جنگلی زرد از هم دور میشدند،
و دریغا که من نمیتوانستم هر دو را سفر کنم
و من تنها مسافری بودم، دیرزمانی ایستادم
و به یکیشان تا میتوانستم، نگریستم
تا آنجا که جاده در لابهلای درختها و شاخهها خم شده بود؛
خواندن این شعر باعث ایجاد یک حس و حال غم انگیز می شود، اینطور نیست؟ با توجه به تأمل نویسنده در مورد پشیمانی از انتخابی که در گذشته انجام داده، این حس و حال کاملاٌ مناسب شعر است.
درونمایه داستان باید در تمام قسمت هایی که به رشد شخصیت ها و کشمکش ها می پردازد، جریان داشته باشد. این به مانند چسبی است که عناصر داستان را به هم پیوند می دهد. اگر درونمایه شجاعت است، آن را باید در اکثر عناصر اصلی پیرنگ داستان مشاهده کنیم و شخصیت اصلی را بخاطر قدرت و رفتار قاطعش تحسین کنیم. درونمایه باید در هر نوع فضاسازی یا هر تعداد کاراکتری، خود را نشان دهد.