Follow along with the video below to see how to install our site as a web app on your home screen.
یادداشت: This feature may not be available in some browsers.
انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
داستان کوتاه (short story) چیست؟
برای یادگیری نحوهی نوشتن داستان کوتاه اول باید حواستان باشد که هر نوشتهی کوتاهی، داستان کوتاه نیست. کلمهی "داستان کوتاه" در دنیای انتشارات فقط برای قصه و داستان بهکار میرود و داستانهای کوتاه اشکال و اندازههای مختلفی دارند:
قدیمی: بین 1500 تا 5000 کلمه
داستانک: بین 500 تا 1000 کلمه
داستان خرد: بین 5 تا 350 کلمه
🧨چگونه موضوع برای نوشتن داستان کوتاه پیدا کنیم؟
نوشتن داستان کوتاه مفید به اصول و تکنیکهای خاصی نیست مهم این است که داستان را خوب بیان کنید. ایدهها و موضوعات در اطراف شما هستند، فقط کافی است یاد بگیرید که چگونه آنها را شناسایی کنید.
برای طرح موضوع برای نوشتن داستان کوتاه، این استراتژیها پیشنهاد میشود:
1. منشأ و نقطهی آغاز را شناسایی کنید:
بیشتر داستانها با یک خاطره، یک فرد، مشکل، تنش، ترس یا درگیری درونی شروع میشوند و در ذهن شما رشد میکنند.
این همان نقطهی آغاز یک ایده است که میتواند تبدیل به داستان شما شود.
برای طرح موضوع برای نوشتن داستان کوتاه، این استراتژیها پیشنهاد میشود:
🌸2. هرچه به ذهنتان آمد بنویسید:
چرکنویس اولیه را بدون نگرانی از دستور زبان، کلیشهها، حشو و هرچیز دیگری بنویسید تا موضوع اصلی داستان معلوم شود. در این مرحله فقط به خلق طرح اولیهی داستان فکر کنید.
🌸3. براساس آدمهایی که میشناسید چند شخصیت خلق کنید:
منشأ شخصیتهای داستان افراد واقعی هستند که در کل دوران زندگی شناختهاید.
افراد جالب، دمدمی یا الهامبخشی که به ذهنتان میرسند را روی کاغذ بیاورید و ظاهر، سن، جنسیت، ویژگی، صدا، تیکهای عصبی، عادت و مشخصات اخلاقی آنها را ترکیب کنید. شخصیتی که به دست میآید ترکیبی از این افراد خواهد بود.
🌸4. نوشتن داستان را شروع کنید:
بالاخره طرحریزی و تحقیق باید یکجایی تمام شود. باید شروع کنید و کلمات را روی صفحه بیاورید.
🐥چه جزو کسانی باشید که قبل از شروع نوشتن داستان اصلی برای آن "طرح داستان (پیرنگ)" مینویسند و چه بدون پیرنگ مستقیما نوشتن داستان اصلی را شروع کنید، پیشنهاد ما داشتن یک ساختار اصلی برای داستان است.
🐥بر اساس گفتههای "دین کونتز"، یکی از نویسندگان پرفروش داستان کوتاه، ساختار زیر نقطهی شروع خوبی است:
🙆1. شخصیت اصلی داستان خود را هرچه سریعتر در دردسر بیاندازید. (این دردسر میتواند بسته به ژانر شما متفاوت باشد) مثلاً در داستان مهیج این دردسر میتواند خطری کشنده باشد یا در یک داستان رمانتیک میتواند انتخاب بین دو خواستگار باشد.
🙆2. هرکاری که شخصیت اصلی شما برای رهایی از این دردسر انجام میدهد فقط باید وضعیت را بدتر کند.
3. در نهایت، همهچیز به نظر ناامیدکننده میرسد.
🙆4. در پایان داستان هرچیزی که شخصیت اصلی از این مشکلات یاد گرفتهاست باعث برد یا باخت او میشود.
قدم اول: تا جایی که میتوانید داستانهای کوتاه عالی پیدا کنید و بخوانید:
⭐داستانهای کوتاه مشهور را بخوانید، مخصوصا از آثار کلاسیک.
⭐برای یادگیری سبک داستان کوتاه، خودتان را به بهترینهای این ژانر عادت بدهید. خودتان را یک کارآموز در نظر بگیرید. اساتید سبک داستان کوتاه را تماشا، ارزیابی و تجزیه و تحلیل کنید. سپس سعی کنید با آنها رقابت کنید.
به این ترتیب در زمان کوتاهی یاد میگیرید که چگونه یک داستان کوتاه بنویسید. به زودی سبکتان را هم پیدا میکنید.
⭐خیلی از مهارتهای مورد نیاز را میتوانید از طریق تأثیر گرفتن از داستانهای دیگران یاد بگیرید.
✨از کجا باید شروع کرد؟ آثار "برت لات" را بخوانید. وقتی حدود 40 تا 50 داستان کوتاه بخوانید با ساختار و سبک آنها آشنا میشوید و ادامهی این کار شما را تشویق میکند تا داستان کوتاه خودتان را بنویسید.
✨به یاد داشته باشید که مرحلهی شروع داستاننویسی به احتمال زیاد معرکه نخواهد بود ولی آنچه از طریق خواندن یاد گرفتهاید و آنچه از نوشتن خودتان میآموزید باعث اعتماد بهنفس شما میشود و کمکم راه میافتید.
قدم دوم: قلب مخاطب را نشانه بگیرید:
تأثیرگذارترین داستانهای کوتاه آنهایی هستند که باعث برانگیخته شدن احساسات عمیق در مخاطب میشوند.
ولی چه چیزی باعث برانگیختن احساسات مخاطب میشود؟ دقیقا همان چیزهایی که شما را احساسی میکنند:
قدم سوم: دامنهی خود را محدود کنید:
البته ناگفته نماند که بین یک رمان 450 صفحهای (صدهزار کلمهای) و یک داستان کوتاه 10 صفحهای (دوهزار کلمهای) تفاوت فاحشی وجود دارد.
ممکن است نویسندهای گسترهای وسیع از وقایع را در یک داستان جا دهد و چندین دهه را به واسطهی شخصیتهای زیاد پوشش دهد.
دیگری ممکن است با تنها دو درصد از تعداد کلمات نویسندهی قبلی یک داستان جمع و جور و گیرا در مورد یک بحران روحی بنویسد که تنها یک شروع، میانه و پایان دارد. طبیعتاً این انتخاب شدیداً تعداد شخصیتها، صحنهها و حتی نکات پیرنگ داستان را محدود خواهد کرد.
بهترین داستانهای کوتاه تنها بخش کوتاهی از زندگی شخصیت اصلی را در بر میگیرند.
این بخش اغلب تحتتأثیر تنها یک صحنه یا اتفاق است که سؤال عمیقتر شما، موضوع داستان و پیام شما را برملا میکند.
نکاتی برای محکمکاری:
▫️اگر شخصیت اصلی به یک همراه برای بیان عقایدش احتیاج دارد، دو شخصیت همراه برایش ننویسید! هرجا که میتوانید دو شخصیت را باهم ترکیب کنید.
▫️از توضیحات طولانی دوری کنید فقط آنقدری بنویسید که خواننده شروع به تجسم کند.
▫️صحنههای جابجایی شخصیتها را حذف کنید. برای خواننده مهم نیست که شخصیت داستان چطور به جایی میرسد. میتوانید به سادگی بنویسید: در آن بعدازظهر علی دوستش را در رستورانی ملاقات کرد.
هدف شما این است که با به تصویر کشیدن اتفاقی تکاندهنده که به خودی خود نشانگر تصویری بزرگتر است، به یک پایان قاطع برسید.
قدم چهارم: بگذارید عنوان حرف بزند:
روی نام داستان کوتاه زیاد کار کنید.
بله عنوانی که انتخاب میکنید شاید توسط ویراستارها تغییر کند ولی اول باید نظر آنها را جلب کند. آنها میخواهند که داستان شما در میان طیف گستردهی داستانهای رقیب، چشمگیرتر و برجستهتر باشد و شما هم همین را میخواهید.
قدم پنجم: از ساختار داستانی کلاسیک پیروی کنید:
بعداز اینکه عنوان داستان خواننده را جلب کرد چطور باید او را علاقهمند نگه داریم؟
همانطور که میتوانید تصور کنید، این مسئله در داستان کوتاه هم درست مانند زمان تعیینکننده است، پس همان روش ساده را در پیش گیرید:
شخصیت اصلی را از همان اول در دردسری وحشتناک گرفتار کنید. البته دردسر وحشتناک در ژانرهای مختلف، متفاوت است:
▫️در داستان مهیج شخصیت ممکن است با آسیب فیزیکی یا وضعیت مرگ و زندگی دست و پنجه نرم کند.
▫️در داستان عاشقانه این دردسر میتواند احساسی باشد، مانند جدایی دو عاشق.
▫️در یک داستان معمایی شخصیت اصلی شما ممکن است شاهد یک جنایت باشد و سپس خود به آن متهم شود.
وقت خود را با ترتیب دادن به وقایع تلف نکنید. داستانتان را شروع کنید و در حین نوشتن وقایع را پیش ببرید.
فقط آنقدر به خواننده اطلاعات بدهید که شخصیت اصلی برایش مهم باشد. سپس وارد مشکل، تقلا، چالش، خطر یا هر آن چیزی شوید که داستانتان را پیش میبرد.
🌕قدم ششم: سرگذشت را شرح ندهید، فقط به آن اشاره کنید:
هنگام نوشتن داستان کوتاه شما فضا و زمان کافی برای نوشتن سرگذشت کامل شخصیتها را ندارید. مثلاً به جای اینکه یادآوری کنید یک مرد فرانسوی چگونه به آمریکا مهاجرت کرد، کافی است به این نکته اشاره کنید که او بعد از مهاجرت از پاریس به آمریکا سعی در مخفی کردن لهجهاش داشت.
یک پاراگراف کامل را صرف وصف یک صبح زمستانی نکنید. به جای آن به این نکته اشاره کنید که شخصیت داستان شما صورتش را با روسریاش پوشاند تا از سوز هوای سرد زمستان در امان باشد.
🌕قدم هفتم: به هر قسمتی شک کردید، حذفش کنید:
داستان کوتاه باید کوتاه باشد. سطر به سطر آنرا بررسی کنید. هر کلمهای که به نظر غیرضروری یا نامربوط رسید را حذف کنید.
✨چگونه با 9 قدم ساده یک داستان کوتاه خوب بنویسیم؟ (بخش پایانی)
🍄قدم هشتم: مطمئن باشید داستان، پایان رضایتبخشی خواهد داشت:
یادتان نرود که پردهی نمایش را با صدای کفزدن مخاطبان پایین بیاورید.
اگر داستان کوتاه، مخاطب را جذب کند و او را تحتتأثیر قرار دهد، احساس رضایت معمولاً خیلی زود محقق میشود. نباید مخاطب فکر کند که پایان به او تحمیل شده یا مصنوعی است. همچنین نباید حس کند که داستان خیلی زود تمام شد.
در ورژن مدرن حکایت "پسر ولخرج" از انجیل، شخصیت اصلی از داخل تاکسی زنگ میزند و پیامی برای پدرش میگذارد که اگر اجازه دارد به خانه بیاید پدرش باید چراغ ایوان را روشن بگذارد وگرنه او خوهد فهمید که اجازهی ورود به خانه ندارد و به راهش ادامه میدهد.
بقیهی داستان،پسر را به تصویر میکشد که برای راننده تاکسی تعریف میکند که چطور تصمیمات او در زندگی باعث آسیبهای عمیق به خانوادهاش شده.
بخش پایانی داستان، صحنهی توقف اتومبیل در مقابل خانهی پدری پسر است. پسر میبیند نه تنها چراغ ایوان بلکه تمام چراغهای خانه و حتی چراغهای حیاط روشن هستند.
چنین پایانی به هیچ توضیحی نیاز ندارد. حتی لازم نیست که درمورد تجدید دیدار، در آغوشکشیدن، اشکها و سخنان آنها چیزی بخوانیم. چراغها به اندازهی کافی گویا هستند.
🍄قدم نهم: جوری متن را کوتاه کنید و بخشهای اضافی را حذف کنید که انگار حیات داستان شما به این کار بستگی دارد:
واقعا هم بستگی دارد!
بعداز اتمام نوشتن داستان، کار شما تازه شروع میشود. وقت آن رسیده که ویراستار سختگیر داستان خودتان باشید.
اگر از روند پیشروی رویدادها در داستان راضی باشید، بررسی بقیهی اجزای داستان فقط برای کمال و هرچه بهتر شدن داستان خواهد بود. غلطهای املایی، دستور زبان، علائم نگارشی، جملهسازی، انتخاب کلمات، حذف کلیشهها و حشو از جمله دیگر مواردی هستند که باید بررسی کنید.
همچنین به دنبال راههایی برای درگیر کردن عواطف و احساسات خواننده با نوشتهی خود باشید.
بازنویسی، مهمترین بخش نوشتن است. به یاد داشته باشید که بازخوانی تقریبا همیشه باعث قدرتمند شدن متن میشود. کلمات غیرضروری را حذف کنید.