انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

نقد اعضا [رمان دبران] نقد اعضا | مهوا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع نهـنـگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نهـنـگ

مدیر بازنشسته آوا
مدیر بازنشسته آوا
تاریخ ثبت‌نام
8/28/24
نوشته‌ها
558
  • موضوع نویسنده
  • #1
| به نام ایزد منان |

نقد، آینه‌ای است که به ما کمک می‌کند تا نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم و با دیدگاهی باز، مسیر رشد و پیشرفت را طی کنیم.
***
ضمن عرض و ادب
خوانندگان محترم می‌توانید نظر و نقد خود را در رابطه با رمان ذیل در همین تاپیک ارسال کنید
​

نام: دبران
نویسنده: ~مَهوا~
ژانر: معمایی، تراژدی، عاشقانه
خلاصه:
گردنبندی نفرین شده حال بعد از چهل سال سهم کسانی شده که از ماجرای خلق شدن آن خبر ندارند!
گذشته‌ای که همانند یک طوفان به جان زندگی آن‌ها می‌افتد، در حالی که هیچ‌کدام از آن‌ها، در به وجود آمدن آن نقشی نداشتند!
عشق...خون...جدایی و شاید وصال، همسان یک ریسمان، خودشان را به دست و پای افراد حاضر در میدان می‌بندند، به گونه‌ای که هیچ راه گریزی برای رهایی از سرنوشت نوشته شده برایشان، مقدر نخواهد بود!
​

 
  • موضوع نویسنده
  • #2
سلام

ایده اصلی رمانت پتانسیل اینو داشت که بتونی بهتر بنویسیش و یه اثر حرفه ای ارائه بدی بیرون
ولی خیلی زیاد درگیر کلیشه شده رمانت
حالا موضوع رمان فاکتور بگیریم
نوع نگارش شما کلیشه بود.
شخصیت پردازی صرفا این نیست که اسم طرف بدونیم بدونیم چیکارس و تو رمان هعی اون بیاریم وسط
دیگه نزدیک 100 پارت ما هیچی از فرشته از شوهرش
از عمه هاش از داداشش فقط میدونیم کنکوریه و اسمش فلانیه
از خودش هم یه موی فر هعی مدام گفتی و اینکه شبیه رعناعه حتی خود رعنا درست شخصیت پردازی نکردی
یه سری از شخصیت های اصلی و فرعی تا پارت 100 باید یه شناختی ازشون میبود. شخصیت های دیگه اصلا تو صحنه نیستن خیلی کم
منظورم اینه اگر یک اتفاق یک سکانس فرعی اختصاص میدی به عمه سوفیا دیگه زیادی کوتاهش نکن
سیر روایتت خوب بود ولی بعضی جاها خیلی کند میشد
یعنی مثلا اگر تمام میشدی الان میرفتی خب سکانس بعدی سراغ محمد
باز دوباره برمیگشتی پله اول
دقیقا درک کردم چه شیوه ای میخواستی بری و این شیوه ای بود که خودم همیشه میخواستم که بنویسم و بتونم در واقع خخ
و خوب داری میری جلو اما یکم کنده
سرعتت بیشتر کن
فضاسازیت خیلی ضعیف بود یه مورد دیگم کارکرد دیالوگ داریم
دیالوگ هات رمان پیش میبرد ولی 60 درصدش غیر ضروری بود
اما برای یه رمانی که خب حول موضوع خانواده این داستانا باشه این رمان خوب بود
موفق باشی
 
سلام

ایده اصلی رمانت پتانسیل اینو داشت که بتونی بهتر بنویسیش و یه اثر حرفه ای ارائه بدی بیرون
ولی خیلی زیاد درگیر کلیشه شده رمانت
حالا موضوع رمان فاکتور بگیریم
نوع نگارش شما کلیشه بود.
شخصیت پردازی صرفا این نیست که اسم طرف بدونیم بدونیم چیکارس و تو رمان هعی اون بیاریم وسط
دیگه نزدیک 100 پارت ما هیچی از فرشته از شوهرش
از عمه هاش از داداشش فقط میدونیم کنکوریه و اسمش فلانیه
از خودش هم یه موی فر هعی مدام گفتی و اینکه شبیه رعناعه حتی خود رعنا درست شخصیت پردازی نکردی
یه سری از شخصیت های اصلی و فرعی تا پارت 100 باید یه شناختی ازشون میبود. شخصیت های دیگه اصلا تو صحنه نیستن خیلی کم
منظورم اینه اگر یک اتفاق یک سکانس فرعی اختصاص میدی به عمه سوفیا دیگه زیادی کوتاهش نکن
سیر روایتت خوب بود ولی بعضی جاها خیلی کند میشد
یعنی مثلا اگر تمام میشدی الان میرفتی خب سکانس بعدی سراغ محمد
باز دوباره برمیگشتی پله اول
دقیقا درک کردم چه شیوه ای میخواستی بری و این شیوه ای بود که خودم همیشه میخواستم که بنویسم و بتونم در واقع خخ
و خوب داری میری جلو اما یکم کنده
سرعتت بیشتر کن
فضاسازیت خیلی ضعیف بود یه مورد دیگم کارکرد دیالوگ داریم
دیالوگ هات رمان پیش میبرد ولی 60 درصدش غیر ضروری بود
اما برای یه رمانی که خب حول موضوع خانواده این داستانا باشه این رمان خوب بود
موفق باشی
خیلی ممنان زحمت کشیدی تو شادی‌هاتون جبران کنیم😔💅🏻
برای شخصیت پردازی چون همیشه سیر رمان‌هام کند میشه این سری ترجیح دادم توضیحات اضافه رو حذف کنم و فقط برم سراغ شخصیت‌های اصلی، که خب چندجایی هم سوتی دادم که اینم وقتی تموم شد باید یه دور بخونمش و از اول ویرایش کنم🎀
 
های گلی :girl_in:love:
میدونی که من همیشه از خوندن رمانات لذت بردم و تنها رمانی که از اولش دنبال کردم رمان خودته💖
من شخصیت هاتو دوست دارم باهاشون ارتباط میگیرم اما خب نیازه یکم بیشتر روشون کار بشه از اونجایی که دیگه خیلی از رمانت گذشته و اولش نیست یه رشد شخصیتی ببینیم و شخصیت عمیق تر بشه.
نکته دیگه لحن رمانت هست که چون سوم شخص داری مینویسی خود به خود از اول شخص چالشی تر میشه داستان و موقع روایت شخصیت های دیگه ات یکم خلاقیت ببینیم بهتره تا صرفاً فقط بگی از سوی دیگر فلان شخصیت این کار و کرد و..
بعدم خودت میدونی دیگه که خیلی رو جزئیاتی که به کار نمیان و تاثیری ندارن توقف میکنی و درگیر توصیف اونا میشی این هم باعث میشه هیجان داستان بیوفته هم اینکه روایت کند بشه به توصیفات حیاتی تر باید بپردازی.
حرف اضافه ی دیگه ای نیست که خودت ندونی یا دیگه تکراری نباشه و در آخر میگم که حتما ادامه اش بده تمومش کن من همچنان دنبالت میکنم و مشتاقانه منتظرم بوس بای:kiss2:
 
سلام

اسم رمان خیلی باحال بود و به فضای رمان ام می یومد.
ترکیب ژانر های معمایی،تراژدی و عاشقانه خیلی خوب شده بود.
خلاصه رمان هم خوب بود ولی شاید اگه یکم کوتاه تر بشه بهتر بتونه مخاطب رو جذب کنه

مقدمه عالی بود من خیلی مقدم رو دوست داشتم
بخصوص این تیکه شو
«تو به من می‌خندی
و به خود می‌گویی، باز می آید و می‌سوزد از این عشق ولی...
برنمی‌گردم ،نه!»
شروع رمان خوب بود و مخاطب رو درگیر می کرد
شخصیت ها پردازی ها قوی بود و روی شخصیت های فرعی هم به خوبی کار شده بود.
فضاسازی خوب بود.
کشمکش های داستان و
تصویر سازی هام خیلی خوب بود.
تصویر سازی ها واقعا حس می شد
و قلمت اینقدر قوی بود که می تونستم تمام چیزایی رو که می خوندم می تونستم تجسم کنم.
فقط من دوست داشتم اسم شخصیت ها رو یکم اسم های خاص تری ببینم.

قلمت پاینده و خرم 🌹
 
عقب
بالا