انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر مرگ ماه آغاز دختری بی گناه|ماهک مهاجری کاربر انجمن آوای رمان

واین بود سرنوشتِ آن دخترِ پاک،
که از تاریکی زاده شد و به سوی تاریکی رفت.
او مُرد تا ماه رها شود؟ یا ماه رها شد تا او بمیرد؟
این رازِ بین دو روحِ زندانی باقی ماند.
در دفترچهٔ شعر، فقط حک شد:
“مرگِ او، آغازِ تنهاییِ ماه بود، و تنهاییِ ماه، ابدیتِ او.”
سردی ماند، و سکوت، و هیچ چیز دیگر.
پایانِ یک روایتِ تلخ در دلِ شب.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Nazanin
سخن نویسنده:

این دفترچه، نه شرحی بر فراق، که فریادی در باب هم‌آوایی با ستم است. «ماه» برای من، نه یک جرم سماوی، که تجسمِ تمام زیبایی‌های محبوس و ناتوانی در برابر ظلمتِ ذاتیِ جهان بود. دخترِ نفرین‌شده، تنها راهی برای رهایی یافت که خود را به سرنوشتِ هم‌نوعِ بی‌گناهش (ماه) پیوند دهد. این اشعار، اعتراف به این حقیقت تلخ است که گاهی، تنها هم‌آغوشی با تاریکی و سقوطِ مشترک است که معنای حقیقیِ “آزادی” را به ارمغان می‌آورد. این پایان، یک مرثیه برای نوری است که هرگز نتوانست بتابد، و یک ستایش برای پیوندی که تنها در اعماقِ نابودی کامل شد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Nazanin
عقب
بالا