انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

متفرقه اشعار پارسی•

متفرقه

.Mahdieh

کاربر آوا
کاربر آوا
تاریخ ثبت‌نام
1/26/26
نوشته‌ها
23
  • موضوع نویسنده
  • #1
از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير!
اين تويي در آن طرف، پشت ميله‌ها رها
اين منم در اين طرف، پشت ميله‌ها اسير
دست خسته‌ي مرا، مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر، خسته‌ام از اين کوير

قيصر امين پور!
 
آخرین ویرایش:
  • موضوع نویسنده
  • #3
اگر دستم رسد روزي که انصاف از تو بستانم
قضاي عهد ماضي را شبي دستي برافشانم
چنانت دوست مي دارم که گر روزي فراق افتد
تو صبر از من تواني کرد و من صبر از تو نتوانم

شيخ اجل!
 
چشم توازكهكشان راه شيري هم سرست
پيش چشمان تو ياس ونازومريم پرپراست
من نميدانم چه رازي بين عشق واسم توست
اسم توازهرچه زيبا ديده ام زيباتراست

مريم حيدر زاده•
 
عقب
بالا