منم تقرییا این حسو داشتم قبلا ولی اگه خدا ناخواسته با خود مرگ روبرو شی یه مرور می کنی ژندگی که گذروندی اگه به اندازه توانت از زندگیت بهره برده باشی یه رضایت نسبی داری و دیگه برات مهم نیست کدوم ارزوها نرسیدی حتی بعضی آرزوها اون لحظه برات یه چی بی معنا میشن و می فهمی اونقدام مهم نبود
دلم نمیخواد وقت مرگم پرونده م خیلی معذرت می خوام چرک و کثیف باشه به اندازه کمی بدی و بیشتر خوبی برای دنیا داشته باشم یعنی بصرفه اومدنم؟