کتاب آبنبات هلدار اثر مهرداد صدقی
انتشارات سوره مهر
چاپ بیست و پنجم
اول از همه بگم این کتاب مثل اسمش واقعا خوشمزه بود😂
توصیفات ملموس و ظریف بود، جوری که از همون اولش انگار خودم کف کوچه بازی میکنم یا سوار دوچرخه شدم و ... .
بدون توضیح اضافه حق مطلب ادا شده بود.
لحن راوی و روایت کاملا متناسب بود. اولش روایت به زبان بچهگانهتری بود و کمکم و تا حدووودی وارد بلوغ فکری محسن شدیم.
از نظر من روند داستان کمی کند پیش رفت؛ البته که برای رمان این روند عادی هست که توضیحات زیاد باشن و شخصیت پردازی طولانیتر از داستان کوتاه و ... .
بعضی قسمتهای داستان تکرارِ یک موضوع توی ذوقم زد البته جوری نبود که خیلی به چشم بیاد.
یه موردش که یادم مونده مثلا تو معرفی اولی فرهاد اون رو پسرعموی حمید بیان کرد و صفحهی بعد مجدد حمید رو پسرعموی فرهاد.
شخصیتپردازی همونطور که بالاتر گفتم خیلی قوی بود. اگر به هر شخصیت دقت کنید یه نماد خاص توی جامعه هست مخصوصا اون مراد عنتر که این روزها زیاد داریم.
من تقریبا دو سال پیش چندتا کتاب درمورد دفاع مقدس خوندم و خلاصه کردم بابت یه پروژه و کتابها مدلهای متفاوتی بودن؛ رمان، خاطره نویسی، نامهنگاریها و حتی کتابهایی که عکس بودن بیشتر با توضیحات مختصر که خیلی خسته کننده بودن برام؛ ولی این کتاب که از کلیشههای عاشقانه و جنایی و ... عاری بود، با طنز شیرین و سادهاش خیلی خوب موقعیت و وضعیت رو بیان کرد؛ خانوادهی یه رزمنده چه حالی داره؛ مردم فرصتطلب و آدمهایی که زود رنگ عوض میکردن و در آخر احترامی که برای رزمنده و خانوادش بین همه وجود داشت.
در ضمن، به عنوان کسی که قبل از شروع کتاب، اول پشت کتاب رو میخونه با دیدن جملهی خیلی کوتاهِ " هنگام مطالعه با صدای آهسته بخندید، همسایهها خوابیدهاند" واقعا سوپرایز شدم و تا آخرش آهسته خندیدم و صفحات پایانی کمی هم ناراحت شدم.