انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

همگانی متن کوتاه

روزی در تاریخ نام ما «جان سخت» خواهد بود
برای آنچه دیدیم،شنیدیم و تاب آوردیم.
 
از اینکه همه چیز را، به شوخی میگیرم، گِله میکنی،
عزیزِ من!
بابت هرکدام، تکه جانی و اشکِ چشمی را فروخته‌ام
غمش دیگر، به استخوانم گیر نمیکند .
 
نوشته بود:
به عمیق بودن سخن نیست
به جایگاه گوینده است.
و من در چشمانشان هیچ بودم.
 
دنیا بی چشمات ، خاکستری ترین کره خاکیه .
 
درسته هیچوقت دیر نیست، ولی بعضی وقتا ارزششو نداره.
 
یه روزی تمامِ راهیو که با قلبت رفتی با مغزت برمیگردی.
 
من هیچگاه برایت گریه نکردم ، موهایم را کوتاه کردم.
 
موقعیت: داری عکسای قدیمی تو نگاه میکنی و میفهمی تو این چن وقت چقد تغییر کردی .
 
‏من به اندازه اتفاق های بد زندگیم، آدم بدی نبودم.
 
هیچ‌وقت کلمه‌ی "آینده" انقدر برام ترسناک نبود.
 
عقب
بالا