سلام وقتتون بخیر.
نام اثر: از تار و پود کین
ژانر: فانتزی، عاشقانه
خلاصه:
پلکهایش را گشود، درحالی که جهان انتظار داشت نگاهی آکنده از آتش و خیانت بیابد؛ اما تقدیر، آن بازیگر پیر در گوشش زمزمه کرد:
«تو را برای نابودی آفریدند، اما جهان فراموش کرده بود... همهٔ قاتلان روزی قربانیِ عشق میشوند.»
و وقتی آخرین برگ از کتابِ زندگیاش سوخت، همه فهمیدند که حتی تاریکترین داستانها هم با نورِ یک اشک پایان مییابند.
کین: کینه، نفرت
مقدمه:
المپوس نفسش را حبس کرد... .
وقتی نگاه آلثیا و آرس در آن غار ممنوعه گره خورد، هیچکس نفهمید این تصادف بود یا تقدیر.
حتی خدایان هم نتوانستند تشخیص دهند که آیا این دختر هدیهای از سوی المپوس بود یا خطری که در لباس عشق میخزید؟ وقتی اولین اشک آلثیا بر خاک افتاد، درختان قدیمی زیتون زمزمه کردند:
«جنگ میان خدایان، بازی آغاز شد... .»