انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

اطلاعیه‌ درخواست تایید رمان | انجمن آوای رمان

درخواست تایید رمان کوتاه
 
داستان کوتاه نیاز به تایید نداره تو ساب پایین تاپیک داستان کوتاهتون رو ایجاد کنید.
 
درخواست تایید رمان
 
سلام و عرض ادب
درخواست تایید رمان در حصار ابلیس

▪️نام رمان: در حِصارِ ابلیس
▪️نویسنده: ساناز هموطن
▪️ژانر: فانتزی، عاشقانه، ترسناک


◾خلاصه:
تاریکی سودای نابودی جهان کائنات را دارد!
طالع بی‌گناهی، برابر تاریکی به چالش‌ و بازی شطرنج‌گونه‌ای کشیده‌ می‌شود تا ابراهریمنان‌ با نقاب تزویر، بقای خود را حفظ کنند.
اما در دنیای کائنات، قدرت عشق می‌تواند از همه‌ی انرژی‌های برتر قوی‌تر باشد و برگ‌های بازی را تغییر دهد! اشک ابلیس را بر زمین جاری کند؛ تاریکی را به‌ قدم‌زدن بر آن وا دارد... و دخترک را بر تَنِ ماه برقصاند
!
 
سلام و عرض ادب
درخواست تایید رمان در حصار ابلیس

▪️نام رمان: در حِصارِ ابلیس
▪️نویسنده: ساناز هموطن
▪️ژانر: فانتزی، عاشقانه، ترسناک


◾خلاصه:
تاریکی سودای نابودی جهان کائنات را دارد!
طالع بی‌گناهی، برابر تاریکی به چالش‌ و بازی شطرنج‌گونه‌ای کشیده‌ می‌شود تا ابراهریمنان‌ با نقاب تزویر، بقای خود را حفظ کنند.
اما در دنیای کائنات، قدرت عشق می‌تواند از همه‌ی انرژی‌های برتر قوی‌تر باشد و برگ‌های بازی را تغییر دهد! اشک ابلیس را بر زمین جاری کند؛ تاریکی را به‌ قدم‌زدن بر آن وا دارد... و دخترک را بر تَنِ ماه برقصاند
!
به درخواست شما رسیدگی میشه💐
 
سلام وقتتون بخیر.
نام اثر: از تار و پود‌‌ کین
ژانر: فانتزی، عاشقانه
خلاصه:
پلک‌هایش را گشود، درحالی که جهان انتظار داشت نگاهی آکنده از آتش و خیانت بیابد؛ اما تقدیر، آن بازیگر پیر در گوشش زمزمه کرد:
«تو را برای نابودی آفریدند، اما جهان فراموش کرده بود... همهٔ قاتلان روزی قربانیِ عشق می‌شوند.»
و وقتی آخرین برگ از کتابِ زندگی‌اش سوخت، همه فهمیدند که حتی تاریک‌ترین داستان‌ها هم با نورِ یک اشک پایان می‌یابند.
کین: کینه، نفرت

مقدمه:
المپوس نفسش را حبس کرد... .
وقتی نگاه آلثیا و آرس در آن غار ممنوعه گره خورد، هیچکس نفهمید این تصادف بود یا تقدیر.
حتی خدایان هم نتوانستند تشخیص دهند که آیا این دختر هدیه‌ای از سوی المپوس بود یا خطری که در لباس عشق می‌خزید؟ وقتی اولین اشک آلثیا بر خاک افتاد، درختان قدیمی زیتون زمزمه کردند:
«جنگ میان خدایان، بازی آغاز شد... .»
 
سلام وقتتون بخیر.
نام اثر: از تار و پود‌‌ کین
ژانر: فانتزی، عاشقانه
خلاصه:
پلک‌هایش را گشود، درحالی که جهان انتظار داشت نگاهی آکنده از آتش و خیانت بیابد؛ اما تقدیر، آن بازیگر پیر در گوشش زمزمه کرد:
«تو را برای نابودی آفریدند، اما جهان فراموش کرده بود... همهٔ قاتلان روزی قربانیِ عشق می‌شوند.»
و وقتی آخرین برگ از کتابِ زندگی‌اش سوخت، همه فهمیدند که حتی تاریک‌ترین داستان‌ها هم با نورِ یک اشک پایان می‌یابند.
کین: کینه، نفرت

مقدمه:
المپوس نفسش را حبس کرد... .
وقتی نگاه آلثیا و آرس در آن غار ممنوعه گره خورد، هیچکس نفهمید این تصادف بود یا تقدیر.
حتی خدایان هم نتوانستند تشخیص دهند که آیا این دختر هدیه‌ای از سوی المپوس بود یا خطری که در لباس عشق می‌خزید؟ وقتی اولین اشک آلثیا بر خاک افتاد، درختان قدیمی زیتون زمزمه کردند:
«جنگ میان خدایان، بازی آغاز شد... .»
به درخواست شما رسیدگی میشه 🎀
 
عقب
بالا