انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

در غمت، گر جان به دشواری دهم، معذور دار
زآنکه دل تنگ است و آسان بر نمی‌آید نفس…

#هلالی_جغتایی
 
بی‌یار مانده رویِ تو، از بیمِ خویِ تو
ورنه کدام‌کَس که دلش مایلِ تو نیست؟...

#نظیری_نیشابوری
 
به ماهِ رویِ تو این آرزو که من دارم
هزار سال اگر بینمت هنوز کم است...

#بابافغانی_شیرازی
 
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می‌توان سوخت اگر امر بفرماید عشق...

#فاضل_نظری
 
تمنّایش چو گردد گِردِ خاطر، مضطرب گردم
چو محتاجی که گردد در سرایش، میهمان پیدا...

#نظیری_نیشابوری
 
چه آتشی تو؟ ندانیم و این چه تأثیر است
که هر که دورتر از توست بیشتر سوزد...؟

#روشنی_همدانی
 
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را
با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را؟

#وحشی_بافقی
 
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نمانْد ما را...

#سعدی
 
تبی گر عارض‌ِ جسمم شود آن را دوا سازم
چه سازم سوزِ عشقی را که شد در استخوان پیدا...

#نظیری_نیشابوری
 
غم عالم نتواند به زمینش بزند
پرچمی را که غم عشق تو بالا ببرد…

#علی_مقیمی
 
عقب
بالا