انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

بسویم بین و یک حسرت برون کن از دلم جانا
که از نادیدنت با حسرتِ بسیار می‌میرم...

#محتشم_کاشانی
 
بس که دنبالِ تو گشتم شُهرهٔ عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانی‌ام...

#سجاد_سامانی
 
عقل در عشق تو انگشت ملامت بر من
آن قدر داشت که انگشت نما گردیدم...

#محتشم_کاشانی
 
بُردیم نقدِ حسرت و دادیم دل به تو
خاطر گران مدار که ارزان فروختیم...

#حزین_لاهیجی
 
دست بردم كه كشم تير غمش را از دل
تير ديگر زد و بردوخت دل و دست به هم…

#وصال_شیرازی
 
آمدی، کز غمِ بیرون زِ شمارم پرسی
بنشین، تا به تو یک‌یک بشمارم، بنشین...

#آذر_بیگدلی
 
روز از برم چو رفتی، شب آمدی به خوابم
اینَ‌ست اگر کسی را عمری بُوَد دوباره...

#کلیم_کاشانی
 
منم که سهمِ تو هستم، مرا به کم مفروش
صبور باش عزیزم‎، سهام‌داری کن...!

#یاسر_قنبرلو
 
تا سر زلف پریشان تو محبوب منست
روزگارم به سرِ زلفِ پریشان مانَد...

#سعدی
 
تبِ من از روی بیماری و بد حالی نبود
آتَشَش در سینه‌ام افتاد و من می‌سوختم …

#الهه_نوروزی
 
عقب
بالا