انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

همگانی اعتراف میکنم که...

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع نِگینا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نِگینا

اسپایدر گرل
اسپایدر گرل
تاریخ ثبت‌نام
8/6/24
نوشته‌ها
359
  • موضوع نویسنده
  • #1
اعتراف کنید.

اعتراف میکنم که با 22 سال سن مامانم میدوعه دنبالم تا به زور بهم غذا بده :|
 
اعتراف میکنم به همه میگم روتین پوستی دارم
اما فقط بعضی صبحا صورتمو با آب میشورم
 
اعتراف میکنم که با ۲۰ سال سن وقتی بابام برام شیرموز میگیره به هیشکی تعارف نمیکنم حتی کوچک ترین عضو فامیل حتییی اگر هم گریه کنه نمیدمش
 
اعتراف میکنم که بابام تمام تلاش خودشو می‌کنه که منو ضایع کنه و نزاره من دو دقیقه تو‌ آرامش باشم
 
اعتراف میکنم اگه یه بچه تو خیابون ببینم باید حتما ماچش کنم یا دستشو بگیرم
(بچه ها واقعا فرشته‌ان)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mahak
اعتراف میکنم که تا این سن رسیدم هنوز هر وقت بیرون میرم باید برام بستنی بگیرن فرقی هم نداره کجا و تو چه فصلی باشه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mahak
عقب
بالا