Follow along with the video below to see how to install our site as a web app on your home screen.
یادداشت: This feature may not be available in some browsers.
انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
در دل سکوت، نوای یک آشنا میپیچد که هرگز رویش را ندیدهام. حس میکنم در هر گوشهای، ردّی از توست، بیآنکه نامت را بشناسم و این غم و شادیِ تو در من، عجیبی آشناست.
پرسید: «چگونهای؟»
گفت: «چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تختهای بمانند؟»
گفتند: «صعب باشد.»
گفت: «حال من هم چنین است.»
روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید...
ای غم! نمیدانم
روزِ رسیدن، روزیِ گامِ که خواهد بود
اما درین کابوس خونآلود
در پیچوتاب این شب بنبست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست...
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید...