انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

اطلاعیه‌ درخواست تایید رمان | انجمن آوای رمان

نام اثر: آنچه پنهان ماند
ژانر: فانتزی، اجتماعی، تراژدی
خلاصه:
الهه، ساکن یک ازدحام شهری که در آن زنان اغلب تنها و آسیب‌پذیرند، ناخواسته با تراژدی "سارا" هم‌خانه می‌شود: زنی جوان که مانند بسیاری، ناپدید شده و جامعه سریعاً او را فراموش کرده است. التماس روح سارا در حمام، تنها یک درخواست شخصی نیست، بلکه فریادی است علیه بی‌عدالتی که قربانیان خاموش را در حاشیهٔ شهرها دفن می‌کند. الهه، که ابتدا می‌ترسد، کم‌کم می‌فهمد که سکوت او نیز بخشی از مشکل است. او با همدستی یک روح، پلیس را وادار به کندن کف زیرزمین می‌کند و جنایتی را که نادیده گرفته شده بود، رسوا می‌سازد. این ماجرا تبدیل به نمادی می‌شود برای دیگر قربانیان خاموش، و الهه را از یک ساکن ترسو به نمادی از شجاعت مدنی تبدیل می‌کند.
 
نام اثر: آنچه پنهان ماند
ژانر: فانتزی، اجتماعی، تراژدی
خلاصه:
الهه، ساکن یک ازدحام شهری که در آن زنان اغلب تنها و آسیب‌پذیرند، ناخواسته با تراژدی "سارا" هم‌خانه می‌شود: زنی جوان که مانند بسیاری، ناپدید شده و جامعه سریعاً او را فراموش کرده است. التماس روح سارا در حمام، تنها یک درخواست شخصی نیست، بلکه فریادی است علیه بی‌عدالتی که قربانیان خاموش را در حاشیهٔ شهرها دفن می‌کند. الهه، که ابتدا می‌ترسد، کم‌کم می‌فهمد که سکوت او نیز بخشی از مشکل است. او با همدستی یک روح، پلیس را وادار به کندن کف زیرزمین می‌کند و جنایتی را که نادیده گرفته شده بود، رسوا می‌سازد. این ماجرا تبدیل به نمادی می‌شود برای دیگر قربانیان خاموش، و الهه را از یک ساکن ترسو به نمادی از شجاعت مدنی تبدیل می‌کند.
به درخواست شما رسیدگی میشه 🎀
 
سلام درخواست تایید رمانم رو دارم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ~Vine~
سلام، درخواست تایید رمان.
 
سلام درخواست تایید دو رمان داستان کوتاه داستانک دارم
 
درخواست تائید رمان
عنوان مجموعه: «وارثان خاموشی»
جلد اول: «تختی از استخوان و سکوت»
نویسنده: Nilmah
عنوان با فضای Dark Fantasy و راز محوری داستان هماهنگ است و قابلیت تبدیل شدن به نام یک مجموعه پنج‌جلدی را دارد.
ژانر: فانتزی،تاریک،حماسی،عاشقانه،آکادمی،معایی،سیاسی،عاشقانه تدریجی (Slow Burn)
خلاصه:آرین، دختر نوزده‌ساله‌ای که تصور می‌کند هیچ قدرت جادویی ندارد، در شب پیش از ورود به آکادمی وَرِث باعث فعال شدن یک دروازه باستانی می‌شود. موجودی ناشناخته او را با نامی صدا می‌زند که خودش هرگز نشنیده است؛ نامی که ریان، یکی از قدرتمندترین جادوگران نسل خود، آن را می‌شناسد.
از این لحظه، آرین وارد جهانی از جادوی ممنوع، خاندان‌های قدرتمند، خیانت، موجودات باستانی و رازهای پنهان درباره تولد خودش می‌شود. در حالی که قدرت واقعی آرین به‌تدریج بیدار می‌شود، مشخص می‌شود تهدیدی که هزاران سال پیش نابودشده تصور می‌شد، هرگز واقعاً از بین نرفته است.
پارت‌های اولیه رمان:پارت اول: «چیزی که نباید بیدار می‌شد»
آرین در شبی بارانی شاهد فعال شدن یک دروازه باستانی می‌شود. نگهبانان تلاش می‌کنند او را دستگیر کنند و او هنگام فرار برای نخستین بار با ریان روبه‌رو می‌شود.
ریان جمله‌ای می‌گوید که نشان می‌دهد آرین را می‌شناسد:
«تو نباسد اینجا می‌بودی.»
سپس موجودی ناشناخته از زیر دروازه ظاهر می‌شود و آرین را با نام حقیقی‌ای صدا می‌زند که خودش هرگز نشنیده است.
در پایان، دروازه‌های باستانی در سراسر شهر شروع به پاسخ دادن می‌کنند.
 
سلام درخواست تایید رمان
نام رمان:نفرین فرقه
نام نویسنده:حافظ وطن دوست
ژانر رمان:ترسناک، تراژدی، فانتزی، جنایی، عاشقانه
خلاصه:
نمی‌دانست که چه طور راهش به این بیابان برهوت پر از اولاد شیطان کشیده شد؛ فقط وقتی متوجه شد که دید درونش ایستاده. تنها چیزی که به خاطر می‌آورد این بود که عاشق شده بود و او مانده بود با حجمی از تباهی که بند بند وجودش را مسخر خود ساخته بود. مگر قرار نبود که عشق، مقدس باشد؟ پس چرا کارش به این معادلات مجهولی که تصورش در هیچ مخیله‌ای نمی‌گنجید رسید.
 
سلام درخواست تایید دو رمان داستان کوتاه داستانک دارم

درخواست تائید رمان
عنوان مجموعه: «وارثان خاموشی»
جلد اول: «تختی از استخوان و سکوت»
نویسنده: Nilmah
عنوان با فضای Dark Fantasy و راز محوری داستان هماهنگ است و قابلیت تبدیل شدن به نام یک مجموعه پنج‌جلدی را دارد.
ژانر: فانتزی،تاریک،حماسی،عاشقانه،آکادمی،معایی،سیاسی،عاشقانه تدریجی (Slow Burn)
خلاصه:آرین، دختر نوزده‌ساله‌ای که تصور می‌کند هیچ قدرت جادویی ندارد، در شب پیش از ورود به آکادمی وَرِث باعث فعال شدن یک دروازه باستانی می‌شود. موجودی ناشناخته او را با نامی صدا می‌زند که خودش هرگز نشنیده است؛ نامی که ریان، یکی از قدرتمندترین جادوگران نسل خود، آن را می‌شناسد.
از این لحظه، آرین وارد جهانی از جادوی ممنوع، خاندان‌های قدرتمند، خیانت، موجودات باستانی و رازهای پنهان درباره تولد خودش می‌شود. در حالی که قدرت واقعی آرین به‌تدریج بیدار می‌شود، مشخص می‌شود تهدیدی که هزاران سال پیش نابودشده تصور می‌شد، هرگز واقعاً از بین نرفته است.
پارت‌های اولیه رمان:پارت اول: «چیزی که نباید بیدار می‌شد»
آرین در شبی بارانی شاهد فعال شدن یک دروازه باستانی می‌شود. نگهبانان تلاش می‌کنند او را دستگیر کنند و او هنگام فرار برای نخستین بار با ریان روبه‌رو می‌شود.
ریان جمله‌ای می‌گوید که نشان می‌دهد آرین را می‌شناسد:
«تو نباسد اینجا می‌بودی.»
سپس موجودی ناشناخته از زیر دروازه ظاهر می‌شود و آرین را با نام حقیقی‌ای صدا می‌زند که خودش هرگز نشنیده است.
در پایان، دروازه‌های باستانی در سراسر شهر شروع به پاسخ دادن می‌کنند.

سلام وقت بخیر
درخواست تایید رمان

سلام درخواست تایید رمان
نام رمان:نفرین فرقه
نام نویسنده:حافظ وطن دوست
ژانر رمان:ترسناک، تراژدی، فانتزی، جنایی، عاشقانه
خلاصه:
نمی‌دانست که چه طور راهش به این بیابان برهوت پر از اولاد شیطان کشیده شد؛ فقط وقتی متوجه شد که دید درونش ایستاده. تنها چیزی که به خاطر می‌آورد این بود که عاشق شده بود و او مانده بود با حجمی از تباهی که بند بند وجودش را مسخر خود ساخته بود. مگر قرار نبود که عشق، مقدس باشد؟ پس چرا کارش به این معادلات مجهولی که تصورش در هیچ مخیله‌ای نمی‌گنجید رسید.
سلام خسته نباشید
روند تایید آثار تغییر کرده..
میتونید تاپیک آثارتون رو بزنید و تاپیک‌ها هم نهایت تا یک الی دو روز تایید میشن
​
 
عقب
بالا