هیچوقت نفهمیدم دلیل این همه اتفاق چی بوده.
من توقع هر چیزی رو از هر کسی داشتم الی شما دوتا چرا من براتون مهم نبودم چرا یکبار به من فکر نکردید؟
من دلم تنگ شده براتون از تو فقط یه گردنبد برام مونده با یه سنگ
از اون یکی ام فقط یه خبر
من دیگه اسم خودمم یادم نمیاد ولی شما دوتا از ذهنم پاک نمی شید.
هرکاری کردم همه چی رو یادم بره ولی مگه میشه
بخدا شدنی نیست
من چجوری تو رو یادم بره تو فقط رفیقم نبودی
خواهرم بودی
اولین کسی تو زندگیم دید مو نسبت به همه چی عوض کرد رفیقی که همیشه تا آخر ماجرا باهم میومدی
اصلا چرا رفتی مگه نگفته بودی حالت خوبه مگه نگفتی فراموشش می کنی یعنی اینقدر سخت بود.
نمیدونی اینا پشت سرت چیا می گن. از وقتی رفتی دیگه هیچکدومو شونو ندیدم مدرسه مو عوض کردم خونه مونو عوض کردم الان پنج ساله دیگه حتی دیدن مادرتم نرفتم
چون هر دفعه قسم میده بگم تو چیکار کردی
من هرچی به اینا میگم تو کاری نکردی فقط با اون پسره عوضی حرف میزدی اینا باور نمی کنن
این عوضی ها هرچی تو ذهن مریض شون هست پشت سرتو می گن.
من دلم برات تنگ شده از وقتی تو رفتی نازنین حالش بده،تینا از وقتی تو رفتی تا همین الان لباس مشکی شو درنیاورده هنگامه افسرده شده با هیچکس حرف نمیزنه میرم دیدنش در روم باز نمی کنه.
من زورم نمیرسه همه چی رو درست کنم
خسته شدم
کم آوردم
دلم می خواد بغلت کنم تا خود صبح باهم گریه کنیم میشه بیای