انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

نقد اعضا [رمان تلاقی لغزان] نقد اعضا | مهدیه مومنی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع نهـنـگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نهـنـگ

مدیر بازنشسته آوا
مدیر بازنشسته آوا
تاریخ ثبت‌نام
8/28/24
نوشته‌ها
558
  • موضوع نویسنده
  • #1
| به نام ایزد منان |

نقد، آینه‌ای است که به ما کمک می‌کند تا نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم و با دیدگاهی باز، مسیر رشد و پیشرفت را طی کنیم.

ضمن عرض و ادب
خوانندگان محترم می‌توانید نظر و نقد خود را در رابطه با رمان ذیل در همین تاپیک ارسال کنید
​

ژانر: عاشقانه، اجتماعی
نام رمان: تلاقی لغزان
نویسنده: مهدیه مومنی @.Mahdieh
خلاصه:
در زندگی میشود انتخاب کرد، دختر داستان ما هم انتخاب می کند، اما آیا ته این انتخاب، اوج است یا ذلت؟!
بخونید تا متوجه بشید!

برای مطالعه این رمان کلیک کنید
​
 
سلام وقت بخیر.
از خوندن اثر شما لذت بردم، توصیفات نسبتا کاملی داشتید و تا به اینجا چون داستان روی غلتک نیوفتاده فعلا نمی‌تونم نظری درباره ایده اصلی بدم.
چیزی که توی اثر شما به نظرم اذیت کننده‌اس، توضیحات درباره شخصیت‌ها اونم توی پارت‌های ابتدایی اثر هستش
اینکه چندتا برادر داره، شغل‌شون چیه و ... اونم توی شروع رمان آدم رو گیج می‌کنه
یهویی با کلی اطلاعات روبه‌رو شدم و نتونستم درست این‌ها رو به خاطر بسپارم
امیدوارم توی پارت‌های بعدی شاهد شروع اصلی رمان باشیم و ببینیم شخصیت‌ها قراره با چی روبه‌رو بشن*-*
موفق باشید🌸
 
سلام وقت بخیر.
از خوندن اثر شما لذت بردم، توصیفات نسبتا کاملی داشتید و تا به اینجا چون داستان روی غلتک نیوفتاده فعلا نمی‌تونم نظری درباره ایده اصلی بدم.
چیزی که توی اثر شما به نظرم اذیت کننده‌اس، توضیحات درباره شخصیت‌ها اونم توی پارت‌های ابتدایی اثر هستش
اینکه چندتا برادر داره، شغل‌شون چیه و ... اونم توی شروع رمان آدم رو گیج می‌کنه
یهویی با کلی اطلاعات روبه‌رو شدم و نتونستم درست این‌ها رو به خاطر بسپارم
امیدوارم توی پارت‌های بعدی شاهد شروع اصلی رمان باشیم و ببینیم شخصیت‌ها قراره با چی روبه‌رو بشن*-*
موفق باشید🌸
سلام جانا... خیلی ممنونم از نگاه قشنگت که رمان رو دنبال میکنه
مسلما در اوایل رمان، چون باید با اشخاص، روابط، نوع رفتارها کمی آشنا بشه خواننده، مجبورا باید توضیحاتی داده بشه چون در غیر اونصورت خواننده نمیفهمه چی به چیه، البته من تمام سعی خودم رو به کار بستم تا معرفی اشخاص خیلی پشت سرهم نباشه تا خواننده رو خسته نکنه
مطمئنا که هرچقدر رمان جلوتر بره، مهیج تر و بهتر میشه.
مرسی که همراه من و قلمم هستی💙
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: ~Vine~
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه

فضای کلی و لحن:
صمیمیت و گرما:متن سرشار از صمیمیت و گرمای روابط خانوادگی است. بیدار کردن ملایم مادر، شوخی‌های خواهر و برادری، و پیشنهاد پدر برای رساندن تمنا، همه نشان‌دهنده یک خانواده دوست‌داشتنی هستند.
واقع‌گرایی: صحنه بسیار واقعی و قابل لمس است. دغدغه‌های روزمره مانند دیر رسیدن به مدرسه یا محل کار، و تفاوت شخصیت‌ها در خانواده، همگی از واقعیت زندگی روزمره نشأت می‌گیرند.
کمی طنز:شوخی‌های بارسین و واکنش تمنا به او، همچنین اشاره به تنبلی رامبد، اندکی چاشنی طنز به متن اضافه کرده است.


خلاصه مناسب با فضای رمان و ژانر های انتخابی به خوبی با رمان هم خوانی داشت.

داستان با بیدار شدن «تمنا» توسط مادرش برای رفتن به مدرسه در اولین روز مهر آغاز می‌شود. صحنه، فضای گرم و صمیمی خانواده را در هنگام صبحانه نشان می‌دهد که شامل شوخی‌های خواهر و برادری، توصیه‌های والدین و چالش‌های روزمره مانند دیر شدن فرزندان برای مدرسه یا محل کار است.

شخصیت‌ها و روابط خانوادگی:
شخصیت تمنا: دختر ۱۷ ساله که در آستانه ورود به سنین بزرگسالی است. او نسبت به مادرش مهربان و اطاعت‌پذیر است، اما با برادرش، بارسین، شوخی و شیطنت دارد. پدرش نیز به او تذکر می‌دهد که رفتارهای بچگانه برای سنش مناسب نیست.
مادر: شخصیتی مهربان، دلسوز و آرام. او با لحنی ملایم تمنا را بیدار می‌کند، برایش صبحانه آماده می‌کند و به او عشق می‌ورزد. نگرانی او برای دیر شدن بچه‌ها نیز مشهود است.
شخصیت بارسین: برادری شوخ‌طبع و بازیگوش که با تمنا شوخی می‌کند و او را اذیت می‌کند، اما در عین حال عشق و محبت خود را نیز ابراز می‌دارد
 
سلام وقت بخیر🌸
خب برای شروع از خلاصه ای که نوشتین شروع کنیم، خلاصه ی خیلی کوتاهی بود جملات هیجان خاصی به مخاطب القا نمیکرد، خلاصه باید در ذهن مخاطب ابهام ایجاد کنه و سوال بوجود بیاره تا کنجکاو بشه برای خوندن رمان شما ولی اصلا این ملاک ها رو شما رعایت نکرده بودین، حتی جمله آخری که باهاش خلاصه به پایان رسونده بودین این بود که «بخونید تا متوجه بشید» به جای اینکه از جذابیت و اتفاقات داستان بگید با این جمله مخاطب رو کامل سرد میکنید.
از مقدمه و محتواش و همچنین لحن ادبی که داره در صورتی که لحن رمان و خلاصتون عامیانه اس بگذریم چون مقدمه اونقدری تاثیر خاصی ممکنه روی مخاطب نداشته باشه.
میرسیم به شروع رمان، شروع با دیالوگ؟
شروع رمان نقش کلیدی داره بهتره با فضاسازی مناسب شروع بشه و طوری جذاب باشه که مخاطب کشش دنبال کردن داستان و داشته باشه، از شروع با دیالوگ هم که گذر کنیم اتفاق شروع داستان از خواب بیدار شدن کاراکتر هست، این اتفاق کاملا کلیشه‌ای هیچ نوآوری در رمان شما دیده نمیشه، این شروع شروعی که نود و نه درصد رمان های تینیجری ازش استفاده میکنن پیشنهادم اینه از کلیشه ها فاصله بگیرید و جذاب تر و جدید تر بنویسید تا مخاطب به رمانتون جذب بشه.
پارت های زیادی نداشتید اما تا اینجا اتفاقات رمانتون پیش نمیرفت و عمیق نمیشد ضعف در شخصیت پردازی و فضا سازی به وضوح دیده میشد، شخصیت ها خیلی سطحی بودند هیچ ارتباط و همزاد پنداری نمیتونست مخاطب با رمان شما داشته باشه. دیالوگ های طولانی و بیهوده که معنای خاصی نداشتن، همه ی اینا باعث میشد روایت شما انسجام نداشته باشه، قبل از دیالوگ ها صحنه سازی و یا توصیفی از کاراکتر ها نبود تصویری از رمان در ذهن مخاطب شکل نمیگرفت.
سعی کردم خلاصه مورد هایی که به چشمم اومد از نظر یه خواننده بگم امیدوارم باعث بشه در ادامه بهتر عمل کنید.
موفق باشین✨ @.Mahdieh
 
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه

فضای کلی و لحن:
صمیمیت و گرما:متن سرشار از صمیمیت و گرمای روابط خانوادگی است. بیدار کردن ملایم مادر، شوخی‌های خواهر و برادری، و پیشنهاد پدر برای رساندن تمنا، همه نشان‌دهنده یک خانواده دوست‌داشتنی هستند.
واقع‌گرایی: صحنه بسیار واقعی و قابل لمس است. دغدغه‌های روزمره مانند دیر رسیدن به مدرسه یا محل کار، و تفاوت شخصیت‌ها در خانواده، همگی از واقعیت زندگی روزمره نشأت می‌گیرند.
کمی طنز:شوخی‌های بارسین و واکنش تمنا به او، همچنین اشاره به تنبلی رامبد، اندکی چاشنی طنز به متن اضافه کرده است.


خلاصه مناسب با فضای رمان و ژانر های انتخابی به خوبی با رمان هم خوانی داشت.

داستان با بیدار شدن «تمنا» توسط مادرش برای رفتن به مدرسه در اولین روز مهر آغاز می‌شود. صحنه، فضای گرم و صمیمی خانواده را در هنگام صبحانه نشان می‌دهد که شامل شوخی‌های خواهر و برادری، توصیه‌های والدین و چالش‌های روزمره مانند دیر شدن فرزندان برای مدرسه یا محل کار است.

شخصیت‌ها و روابط خانوادگی:
شخصیت تمنا: دختر ۱۷ ساله که در آستانه ورود به سنین بزرگسالی است. او نسبت به مادرش مهربان و اطاعت‌پذیر است، اما با برادرش، بارسین، شوخی و شیطنت دارد. پدرش نیز به او تذکر می‌دهد که رفتارهای بچگانه برای سنش مناسب نیست.
مادر: شخصیتی مهربان، دلسوز و آرام. او با لحنی ملایم تمنا را بیدار می‌کند، برایش صبحانه آماده می‌کند و به او عشق می‌ورزد. نگرانی او برای دیر شدن بچه‌ها نیز مشهود است.
شخصیت بارسین: برادری شوخ‌طبع و بازیگوش که با تمنا شوخی می‌کند و او را اذیت می‌کند، اما در عین حال عشق و محبت خود را نیز ابراز می‌دارد
سلام جانا.
خیلی ممنون از اینهمه لطفی که داری، واقعا خوشحال شدم که رمان مورد پسندت بوده، مرسی که دنبالش میکنی، امیدوارم تا تهش هم همینجوری از رمان انرژی مثبت دریافت کنی♥️
 
سلام وقت بخیر🌸
خب برای شروع از خلاصه ای که نوشتین شروع کنیم، خلاصه ی خیلی کوتاهی بود جملات هیجان خاصی به مخاطب القا نمیکرد، خلاصه باید در ذهن مخاطب ابهام ایجاد کنه و سوال بوجود بیاره تا کنجکاو بشه برای خوندن رمان شما ولی اصلا این ملاک ها رو شما رعایت نکرده بودین، حتی جمله آخری که باهاش خلاصه به پایان رسونده بودین این بود که «بخونید تا متوجه بشید» به جای اینکه از جذابیت و اتفاقات داستان بگید با این جمله مخاطب رو کامل سرد میکنید.
از مقدمه و محتواش و همچنین لحن ادبی که داره در صورتی که لحن رمان و خلاصتون عامیانه اس بگذریم چون مقدمه اونقدری تاثیر خاصی ممکنه روی مخاطب نداشته باشه.
میرسیم به شروع رمان، شروع با دیالوگ؟
شروع رمان نقش کلیدی داره بهتره با فضاسازی مناسب شروع بشه و طوری جذاب باشه که مخاطب کشش دنبال کردن داستان و داشته باشه، از شروع با دیالوگ هم که گذر کنیم اتفاق شروع داستان از خواب بیدار شدن کاراکتر هست، این اتفاق کاملا کلیشه‌ای هیچ نوآوری در رمان شما دیده نمیشه، این شروع شروعی که نود و نه درصد رمان های تینیجری ازش استفاده میکنن پیشنهادم اینه از کلیشه ها فاصله بگیرید و جذاب تر و جدید تر بنویسید تا مخاطب به رمانتون جذب بشه.
پارت های زیادی نداشتید اما تا اینجا اتفاقات رمانتون پیش نمیرفت و عمیق نمیشد ضعف در شخصیت پردازی و فضا سازی به وضوح دیده میشد، شخصیت ها خیلی سطحی بودند هیچ ارتباط و همزاد پنداری نمیتونست مخاطب با رمان شما داشته باشه. دیالوگ های طولانی و بیهوده که معنای خاصی نداشتن، همه ی اینا باعث میشد روایت شما انسجام نداشته باشه، قبل از دیالوگ ها صحنه سازی و یا توصیفی از کاراکتر ها نبود تصویری از رمان در ذهن مخاطب شکل نمیگرفت.
سعی کردم خلاصه مورد هایی که به چشمم اومد از نظر یه خواننده بگم امیدوارم باعث بشه در ادامه بهتر عمل کنید.
موفق باشین✨ @.Mahdieh
با سلام.
ممنون از دنبال کردن رمان.
مرسی از انتقادات شما🌹
 
درود،خسته نباشید.

درنگاه اول ژانر رمان جزو ژانرهای پرطرفدار است و بامطالعه ی رمان پی بردم که رمان درهمین چهارچوب ژانرها نوشته شده وتااینجاژانرهای درستی روانتخاب کردید.

خلاصه ی رمان جذاب وکافی است تاخواننده رابه دنبال کردن داستان ترغیب کند.

مقدمه رمان جذابیت خاصی داشت چون باپرسیدن سوالاتی فلسفی درباره انتخاب سرنوشت و...فضاوجوتفکربرانگیزی را برای خواننده ایجادمی کرد و خواننده رابرای مواجهه باچالش ها و موضوعات پیچیده رمان اماده می کرد.
مثلا جمله``گاهی انتخاب هایمان،مارادر...نداشتیم.``

شروع داستان باتوصیفات صبحگاهی وتعاملات خانوادگی ،صمیمی ودلنشین است.به گونه ای خواننده به سرعت باشخصیت ها و روابط انهااشنامی شود.

پیرنگ داستان تااینجابه گونه است که شخصیت ها،روابط خانوادگی و...رانشان می دهد،اماچون تعدادپارت های داستان کم است نمی توان راجب پیرنگ اصلی و کشمکش های داستان نظرداد.

سیرداستان تااینجانسبتا ارام و روال پیش رفته است.ورمان به ارامی درحال معرفی شخصیت هاو روابط انها به خواننده است و مراحل چالش برانگیز و معمایی داستان نرسیده است.

لحن داستان لحنی دوستانه،گرم،صمیمی وگاهی طنز امیزاست.اززبان محاوره ای واصلاحات روزمره استفاده شده که باخواننده به گونه ای همذات پنداری می کند اما دربرخی قسمت ها لحن ومکالمه های داستان طولانی و خسته کننده است.

توصیفات رمان دقیق وجزئی هستند امادربرخی قسمت ها حوصله سربرو خسته کننده هستند.

فضاسازی رمان به خوبی انجام شده است .خواننده به راحتی می تواند فضا،جو وحال و هوای داستان را به خوبی درک و حس کند‌.
مثلا توصیف فضای حیاط خانه ی صارمی...

برخی نکات مانند:
۱.طولانی شدن توصیفات
۲.تکرار زیاد دیالوگ ها
۳.عدم وجودکشمکش(داستان کمی کندجلو می رود)
ازنقاط ضعف داستان است.

درکل رمان تلافی لغزان تااینجارمان جذاب و زیبایی است که باکمی ویرایش می تواند عالی تر و زیباترنیز شود‌.
متاسفانه چون تعداد پارت های رمان کم بود امکان نقددقیق وجودنداشت.

با ارزوی موفقیت.
 
درود،خسته نباشید.

درنگاه اول ژانر رمان جزو ژانرهای پرطرفدار است و بامطالعه ی رمان پی بردم که رمان درهمین چهارچوب ژانرها نوشته شده وتااینجاژانرهای درستی روانتخاب کردید.

خلاصه ی رمان جذاب وکافی است تاخواننده رابه دنبال کردن داستان ترغیب کند.

مقدمه رمان جذابیت خاصی داشت چون باپرسیدن سوالاتی فلسفی درباره انتخاب سرنوشت و...فضاوجوتفکربرانگیزی را برای خواننده ایجادمی کرد و خواننده رابرای مواجهه باچالش ها و موضوعات پیچیده رمان اماده می کرد.
مثلا جمله``گاهی انتخاب هایمان،مارادر...نداشتیم.``

شروع داستان باتوصیفات صبحگاهی وتعاملات خانوادگی ،صمیمی ودلنشین است.به گونه ای خواننده به سرعت باشخصیت ها و روابط انهااشنامی شود.

پیرنگ داستان تااینجابه گونه است که شخصیت ها،روابط خانوادگی و...رانشان می دهد،اماچون تعدادپارت های داستان کم است نمی توان راجب پیرنگ اصلی و کشمکش های داستان نظرداد.

سیرداستان تااینجانسبتا ارام و روال پیش رفته است.ورمان به ارامی درحال معرفی شخصیت هاو روابط انها به خواننده است و مراحل چالش برانگیز و معمایی داستان نرسیده است.

لحن داستان لحنی دوستانه،گرم،صمیمی وگاهی طنز امیزاست.اززبان محاوره ای واصلاحات روزمره استفاده شده که باخواننده به گونه ای همذات پنداری می کند اما دربرخی قسمت ها لحن ومکالمه های داستان طولانی و خسته کننده است.

توصیفات رمان دقیق وجزئی هستند امادربرخی قسمت ها حوصله سربرو خسته کننده هستند.

فضاسازی رمان به خوبی انجام شده است .خواننده به راحتی می تواند فضا،جو وحال و هوای داستان را به خوبی درک و حس کند‌.
مثلا توصیف فضای حیاط خانه ی صارمی...

برخی نکات مانند:
۱.طولانی شدن توصیفات
۲.تکرار زیاد دیالوگ ها
۳.عدم وجودکشمکش(داستان کمی کندجلو می رود)
ازنقاط ضعف داستان است.

درکل رمان تلافی لغزان تااینجارمان جذاب و زیبایی است که باکمی ویرایش می تواند عالی تر و زیباترنیز شود‌.
متاسفانه چون تعداد پارت های رمان کم بود امکان نقددقیق وجودنداشت.

با ارزوی موفقیت.
با سلام خدمت شما خواننده گرامی🩵
خیلی ممنونم از این پیام انرژی بخش.
همینکه رمان و قلمم مورد پسندتون بوده، باعث افتخاره.
🌹🌹🌹
 
عقب
بالا