انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

آموزش زاویه دید و راوی در داستان | 5

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع نهـنـگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
استاتوس
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

زاویه دید سوم شخص:​

در زاویه دید سوم شخص، راوی خارج داستان است و تجربیات یک شخصیت را بیان می کند. شخصیت اصلی راوی نیست. در واقع راوی اصلاً در داستان حضور ندارد. نمونه ای از زاویه دید سوم شخص در کتاب هری پاتر و سنگ جادو نوشته جِی. کِی رولینگ در زیر آمده است:

در تاریکی شب، نسیمی لابه لای پرچین های آراسته ی پریوت درایو می وزید و هیچ کس گمان نمی کرد وقایع غیرمنتظره ای در شرف وقوع باشد. هری در خواب غلتی زد و دست کوچکش را کنار نامه گذاشت. او نمی دانست چه شخصیت منحصر به فرد و مشهوری است ... او حتی نمی دانست که در همان لحظه مردم در سراسر کشور پنهانی به جشن و سرور پرداخته اند و آهسته به هم می گویند: زنده باد هری پاتر ... پسری که زنده ماند.
این نوع زاویه دید دو حالت دارد:

سوم شخص دانای کل:​

راوی به تمام افکار و تجربیات تمام شخصیت های داستان احاطه دارد.

سوم شخص محدود:​

راوی تنها به بعضی از افکار و تجربیات شخصیت ها در داستان و اغلب تنها به یک شخصیت دسترسی دارد.

با این حال، این تمایز تا حدودی مصنوعی است. دانای کل بصورت کامل در رمان ها بسیار نادر است و تقریباً همیشه به نوعی محدود می شود، فقط به این دلیل که ذهن انسان راحت نمی تواند همه افکار و عواطف افراد متعدد را به یکباره بپذیرد. مهمترین ملاحظه ای که در زاویه دید سوم شخص باید لحاظ شود این است: تا چه اندازه می خواهید در روایت بر همه چیز احاطه داشته باشید؟ تا چه حد حاضرید به ذهن شخصیت های داستان خود وارد شوید؟ آیا در هر فرصتی افکار آنها را ارائه خواهید داد؟ یا به ندرت به احساسات آنها می پردازید؟
 
پرداختن به احساسات چند شخصیت بطور متناوب می تواند برای خواننده خسته کننده باشد، به خصوص اگر این الگو در چندین صفحه و با بیش از دو شخصیت ادامه یابد. به اشتراک گذاشتن همه احساسات تمام شخصیت ها می تواند موجب حواس پرتی شود. حتی می تواند تنش هایی را که در داستان ایجاد کرده اید را از بین ببرد. درام مستلزم رمز و راز است. اگر خواننده تمام مدت از احساسات هر شخصیت اطلاع داشته باشد، جایی برای درام باقی نخواهد ماند. بنابراین برای زاویه دید سوم شخص دانای کل می توانید همانند بسیاری از نویسندگان مشهور افکار و احساسات تنها یک شخصیت را در هر صحنه یا هر فصل نشان دهید. به عنوان مثال جورج آر. آر. مارتین، از شخصیت هایی با زاویه دید استفاده می کند، شخصیت هایی که همیشه به آنها دسترسی کامل دارد. او یک فصل کامل را از منظر یک شخصیت می نویسد و در فصل های بعدی زاویه دید را به شخصیت دیگری تغییر می دهد و از بیان افکار سایر شخصیت های فرعی داستان اجتناب می کند. این یک راهنمای مفید است، و مخصوصاً به نویسندگان تازه کار توصیه می شود.

بزرگترین اشتباه در زاویه دید سوم شخص​

بزرگترین اشتباهی که نویسندگان در زاویه دید سوم شخص مرتکب می شوند، تغییر سریع زاویه دید بین شخصیتها و رجوع به افکار تعداد زیادی از شخصیت ها بطور همزمان است. وقتی راوی خیلی سریع از افکار یک شخصیت به شخصیت های دیگر تغییر دید می دهد، حس صمیمیت خواننده را با شخصیت اصلی آن صحنه از داستان از بین می برد.
 

استفاده از زاویه دید چند شخصیت در داستان​

نوشتن از زاویه دید چند شخصیت در سالهای اخیر محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. اگر کتاب "بازی تاج و تخت" را مطالعه کرده باشید متوجه شده اید که هر فصل آن از زاویه دید یکی از شخصیت ها نوشته شده است. اتفاقات و رویدادهای داستان از زاویه دید آن شخصیت برای خواننده بازگو می شود و آن شخصیت مانند فیلتری است که ما داستان را با توجه به دیدگاه و جهان بینی او می بینیم. استفاده از زاویه دید چند شخصیت به شما این امکان را می دهد دامنه داستان خود را گسترش دهید و به خوانندگان بینش بیشتری در مورد شخصیت ها و قسمت های مختلف پیرنگ داستان ارائه دهید.
 
استاتوس
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا