انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دنباله‌دار یه تیکه از متن اهنگ مورد علاقت!

سر رای برگشتنت آینه می کارم گلدون های دلتنگُ رو پله میزارم.
لحظه های بی قصه رو طاقت ندارم چشم من به راه عشقِ رفتنت گناه عشقِ اون روی سیاه عشقِ
ماه من تو چاه عشقِ
یادمه اون شب که رفتی چشمو بستم شیشه عمر جوونی مو شکستم. تا به تو پیغام دل جویی فرستم اسمتو با شیشه کندم روی دستم.
درد اومد ،داد اومد ،دلبر شیاد اومد

اما من دلبر نداشتم غیر تو دلبر نداشتم
حال اول درد عشقِ کاری با آخر نداشتم.
 
بعد از تجربه تلخ زمان با صدای دیروز من فکر می کردم که افق هنوزم پُر احساس هست
ساز ما به کوک کج نشسته صادقانه من یه کودکم که رویاهاش بی اندازه است.
تو خط لحضه های باد درخت های زیتون تو امتداد شهریور
پشت سنگینی بال صدای پرواز هست
اون کودک توی جنگ در حال پذیرش که ته دریا یه مرز سیاسی تازه است.
گفتم ما قربانی های زخم دقتیم نه قدرت
گرم در از پیرهن تو ژرف تر از سینه ات
اما جنگ من با قدرت نه عاطفه
به غیر از این بدون که سرشاره مستم که هرچی بشه زمینم زخمی بشه یه زخم فرد رو یدک می کشه.

یه دست خط تنها که سر بلند می کرد با اینکه می دونست برا خودش طرح قتل می کشه

اون که کشته شد منم یا اون که در فرار؟

اما تو باز من رو بردی
تو این احساس من رو بردی
وقتی که گم می شدم این تو بدی که زخم و شمردی.
 
بیا بسپاریم به باد ببره ما رو یه جا
دور از این ثانیها دور از این ثانیها
بالاخره یه روز تش که میمیریم
پ الکی‌ به خودمون سخت نمیگیریم
زندگیو تو لحظه میبینیم
برمیگردی پیشم هر سری میری
می‌کنیم از دست عقربه فرار
هر دفعه موقع رفتنت نیاد
ولی‌ میرسه بهمون بازم اد سر قرار
دلم از تهرانم تنگ تره برات
...
 
باشی‌ نمی‌زنم کوکول هی‌ بیخود
موجا موزیکشون طلوع پلی میشد
روی ملودی اوکللی قفل
چشات دروغ نمیگفت
همینیم که هستیم
همه نشستن میریم برقصیم
رو همه دنیا چشارو بستیم
همه ساعتا رو زدیم شکستیم
یه یه یه
...
 
?have you ever felt alone with people around you
?did you always want to know why they leave without you
?have you ever heard a song and thought it was about you
..feel it in your soul, then you let it take control
 
می خوام برم یه جایی که تا حد مرگ بازی کنم
واسه رفیقای قدیمم یه جوری طنازی کنم
که تازه بشناسن منو
منو که معروفم به غم
یه جوری که تو این جنون یکم بخندیم دور هم


- روزبه بمانی، می‌خوام ببخشم خودمو
 
زیباتر از منی از خودم می‌گذرم
تو اشک اولی من بغض آخرم
قبل از دو رو شدن راهتو دور کن
ازم رد میشی میگذری غمو مرور کن
مهرت به گله ها از ترس گرگه مگه نه؟
فرق حسودی و غبطه بزرگه مگه نه؟
 
یه حمومی سیت بسازم
چهل ستون، چهل پنجره جانم چهل ستون، چهل پنجره
کج کلاهان توش نشینم با یراق و سلسله
ای حمومی ،راه حموم از کجاست؟😅😅😁
 

موضوعات مشابه

عقب
بالا