انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

همگانی 🐣💛 【 یه خط کتاب 〙 💥🐚

برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت ، برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت.

#میلان_کوندرا
📒 #زندگی_جای_دیگریست
 
همه اتفاقاتی که در زندگی ما رخ می دهد
چه خوب وچه بد برای تکمیل سرنوشت ما
و بخشی از رسالت ماست

📕 اکنون می توانم به وضوح ببینم
👤 #وین_دایر
 
درخت تنومند به آسانی رشد نمی‌کند،
هرچه باد قدرتمندتر بوزد
درختان قوی‌تر خواهند بود.

📕 قدرت نامحدود
👤 #آنتونی_رابینز
 
بهتر است وقايع دنيا را به عنوان “واقعيت” بپذيريم حتی وقتی آنها را دوست نداريم و درصدد تغيير دادنشان هستيم .

📕 هیچ چیز نمی تواند ناراحتم کند
👤 #آلبرت_آلیس
 
معمولا وقتی دلخور میشویم انتظار داریم بدون اینکه دلیل عصبانیتمان را بگوییم درک شویم، گویا در این صورت احساس اطمینانمان بیشتر میشود. در واقع هسته اصلی دلخوری ما، درک نشدن بدون توضیح است.‌

ریشه این موضوع به احتمال زیاد به دوران کودکی ما برمی‌گردد که هرچه می‌خواستیم گریه می‌کردیم و نزدیکان وظیفه تشخیص نیاز ما را داشتند.‌
‌
📕 سیر عشق‌
👤 #آلن_دوباتن‌
 
شاملو تو کتاب مثل خون در رگ‌های من برای آیدا نوشته :
بدبختی فقط هنگامی به سراغ من می آید که ببینم آیدای من، لبخندش را فراموش کرده است ...!
 
یکی از ماندگارترین پاراگراف‌های رمان سقوط، نوشته آلبر کامو قطعاً این قطعه است:

من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانت‌ها بگذرم،
اما سرانجام فراموش می‌کردم.
و آن‌که گمان می‌برد از او بیزارم مبهوت‌ میشد،
آن‌گاه که می‌دید لبخند زنان به او سلام می‌کنم،
برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را
برمی‌انگیخت یا خفت منشم را خوار می‌شمرد،
غافل از این‌که علت رفتارم ساده‌تر از این حرف‌ها بود:
من حتی نامش رافراموش کرده بودم...
 
تو کتاب دسته دلقکها،نویسنده چقدر قشنگ میگه:

یه ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ در ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎشی؛
ﺑﻬﺶ میگن ﺍﻭﺝ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ!...
 
یک دلیل ساده برای گرایش
آدم ها به "بیشعوری" این است
که با بیشعوری زودتر میتوان
به هدف و منظور رسید ...!

📕 بیشعوری
👤 #خاویر_کرمنت
 
عقب
بالا