انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
ثبتنام!
جاوا اسکریپت غیر فعال میباشد. برای تجربه بهتر، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser .
دلنوشته ♥ شعر و دلـنوشـتـه هـای حـسـیـن حـیــدری ♥
روزهای هفتــه به چــه کارم می آیند
وقــتــی کــه تــو
در هیــچکدامشـــان نیسـتــی . . .
چیه ؟ میخندی ؟
خب حق داری
ماییم که همیشه و همه جا باید از صفر شروع کنیم
تو راحت باش رفیق .. تا می تونی بخند ..!
همیشــه همینطـوره
وقتــی می خــوای حـرف دلتـو به کســـی بگـی
یـه حــس، یـه بغــض، یـه تــرس، یـه . . . نمــی دونـم چـی اسمشــو بزارم
یـه پُـتک که تو سـرت پاییــن میـاد و لهــت مـی کنــه
نمـیزاره مثـل آدم حـرف بزنــی و هـی به خـودت فشــار میاری کـه
آره بـه خــدا. مـی خوام حــرف بزنمــا. نه اینکــه نخـوام. نمــی تونــــــم
ولی کیـه که بــاور کنــه چــی میگــی
و آروم آروم منـزوی مــیشی و تـازه اونجـاس کـه
میشــی یه بدبخــت مثــل مـــــــن ...
وقتــی می خوای میــوه ای رو از درخــت بچینـــی مطمئـــن باش که رسیــده باشه
چــون اگــه کال باشـه یه گاز که بزنـــی تـــُــفـــِـــــش می کنــی !
وقتـــی به رابطـه هـــای امروزی نگاه می کنـــم
منتطــر روزی ام کـه درخــت هــا همـــه بــی بــر بشــن
و روی زمیــن
کلــی میــوه ی گاز خــورده ی کال ...
داشتیـم غـذا می خوردیــم
پــدرم از آینــده می گفــت
و از کارهــای بزرگــی که بایــد انجــام بدم
مــی خندیــدم
مـی خندیـــد
بیچــاره خــودش خـوب مـی دونســت
هنــوز ســرم بــوی " قورمــه سبــزی " میــده !
میـری ماهیگیـــری
بعد از یـه ساعــت یـه ماهــی می گیــری
بعـد اگـه ولــش کنــی چی میشــه؟
میــره نه ؟!
میـری پـرنده بگیــری
تلـه میذاری
بعـد از ساعــت هــا یـه پرنــده می گیــری
بعـد اگـه ولــش کنــی چی میشــه؟
میــره نه؟
خــواستــم بگـم حواســـت بهــــم باشه..
آدمـــا خیلــی زود میمیــرن
حداقــل تــو دل ِ هــم
همیشه از پاییز می ترسیدم
چون زیباست
و خیلی ها عاشقش می شوند !
همیشه از پاییز می ترسیدم
درست مثل تو
دلـــم را نمیدانم
امـا خــودم
سـالـهـاسـت بــه ... رفتــه ام
بـــدون تـــو !
دریــــا فـــریــــاد مـــی زد
«ســــزای ســــرکــــشــــی هـــمــــیــــن اســت»
و در گــــــوشــــه ای از ســـــاحـــــل
مـــــاهـــــی کــــوچـــــکــــــی
عــــاشـــق پـــری دریـــــایـــــی شـــــده بــــــود