Follow along with the video below to see how to install our site as a web app on your home screen.
یادداشت: This feature may not be available in some browsers.
انجمن آوای رمان
✦ اینجا جایی است که واژهها سرنوشت میسازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم میشکند! ✦
اگر داستانی در سینه داری که بیتاب نوشتن است، انجمن رماننویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بیهیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار!
.
به نام سکوتی که فریاد میزند
اثر: اطلسِ زوال
به قلم: سونیا ریپر
ژانر: عاشقانه، تراژدی به این اثر تگ پیشرفته تعلق گرفت.
ناظر @ماهک مهاجری دیباچه:
این اوراق، نقشههاییاند که از فروریختن تدریجی قلهای حکایت دارند؛ نه کوهی از سنگ، بلکه شاهتیرِ هستیِ دلدادهای که زیر بار سنگینیِ فقدانی ابدی خم شده است. «اطلس زوال» نامِ مرزِ مابینِ «بودن» و «هرگز نخواهد شد» است؛ جایی که هر نفس، ادای دین به خاطراتی است که دیگر هیچ انعکاسی در واقعیت ندارند. این تراژدی، پژواکِ سکوتی است که پس از فرود آمدنِ پردهی نهاییِ یک عشقِ محال، بر صحنهی روح باقی میماند.
به نام سکوتی که فریاد میزند
اثر: اطلسِ زوال
به قلم: سونیا ریپر
ژانر: عاشقانه، تراژدی
ناظر @ماهک مهاجری
تاریخ شروع ۱۴۰۴/۱۱/۵
به نام سکوتی که فریاد میزند
اثر: مرثیه بیمزار
به قلم: سونيا ريپر
ژانر: تراژدی
ناظر @ماهک مهاجری
دیباچه:
در دیاری که خاطرهها پیش از تولد میمیرند، واژهای بییاور در دل سکوتی بیحد حیات گرفت. نه از ژاد فروغ بود، نه از ژاد تیرگی؛ شاید از ژاد دم لحظهای که چراغها خاموش میشوند و هیچک.س نمیپرسد چرا.
این روایت، نه برای تسلیست، نه برای امید؛ شاید برای آنهاییست که در دلشان صدایی هست که هرگز شنیده نمیشود.
هر خط، زخمیست که با جوهر نوشته شده؛ و تکهای از روحیست که خودش را فراموش کرده.
و در پایان، شاید هیچ پایانی نباشد؛ فقط سکوتی که از دلِ هزار فریاد عبور کرده و هنوز بیصداست...
به نام سکوتی که فریاد میزند
اثر: مرثیه بیمزار
به قلم: سونيا ريپر
ژانر: تراژدی
ناظر @ماهک مهاجری
عنوان: مجموعه دلنوشته محروم از مهر
ژانر: اجتماعی ، تراژدی
ناظر @ماهک مهاجری
نویسنده: مهرسا چناری
مقدمه: در آن قلب سیاهم، میان دلهای بیرحمی که در وجودم درخشش میزنند، تنها تو حقیقت را میدانستی. تو، که نگاهت تنها پنجرهای به بهشت بود. تو میدانستی که در تهِ اعماق ژرفای دلم، کودکی کوچک از این همه قساوت میگریزد. کوچکی که دستانش را به سمت آن پنجره دراز کرده بود. صدایت را میشنود و با تو آرامش را تجربه میکند. امان از روزی که تو هیچگاه نخواستی او را در اعماق وجودت بپذیری و شفابخش آن رگهای سیاه قلبم باشی. و در نهایت، آن پنجره را بستی و دستانش در هوای یخزدهٔ تنهایی، برای...
عنوان: مجموعه دلنوشته محروم از مهر
ژانر: اجتماعی ، تراژدی
ناظر @ماهک مهاجری
نویسنده: مهرسا چناری
تاریخ شروع ۱۴۰۴/۵/۱۱