انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

دلنوشته آوا نویس

ای معشوق من که همیشه در پس ذهنم، ماندی و مرا شیفته‌ی خود کرده‌ای!
آن روز که در بازار دل‌فروشان آمدم و تو را در آن چهره‌ی خوش‌رویی دیدم، دلم را هم به تو باختم و یک دل نه، صد دل عاشقت گشتم.
می‌دانم که تو هم مرا عاشقانه دوست داری و در لابه‌لای آن قلب به جوش آمده‌‌ات، مرا فرامی‌خوانی!
 
رنج، آن چیزی نیست که همه تصورش را دارند.
رنج، آن گوهری‌ست که همیشه روزنه‌ی امیدی را در دلت باز می‌کند تا نوری از آن در هجمه‌ی تاریکی‌ها بر تو بتابد!
نمی‌دانم چرا همیشه در بحبوحه‌ی رنج‌هایمان، باب شِکوه‌هایمان را بر قلب‌هایمان می‌گشاییم و اخم‌هایی بر پیشانی می‌نهیم اما می‌دانم که همیشه باید در آن میان، سجاده‌ی صبری را در پیشِ رویمان پهن کنیم تا مهر الهی در جای‌جای وجودمان، بتابد و عشق، مهمان روحمان شود.
 
عقب
بالا