انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

مهم استانداردهای ارزیابی و نظارت رمان | آوای رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع نهـنـگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نهـنـگ

فیلم باز
فیلم باز آوا
گنجینه آوا
تاریخ ثبت‌نام
8/28/24
نوشته‌ها
558
  • موضوع نویسنده
  • #1

به نام ایزد منان

این تاپیک جهت آشنایی نویسندگان و ناظرین با استاندارهای نظارت ایجاد شده است.
نکات مذکور را رعایت و به کار گیرید.

مدیریت تالار نویسندگی
 
آخرین ویرایش:
  • موضوع نویسنده
  • #2
1 - علائم نگارشی


1️⃣ نقطه (.)​

کاربرد: پایان جملات خبری، امری یا توضیحی؛ ایجاد مکث طولانی.
مثال: امروز هوا آفتابی است.

2️⃣ ویرگول (،)​

کاربرد: جداسازی اجزای هم‌سطح در جمله، ایجاد مکث کوتاه، جدا کردن عبارات توصیفی یا توضیحی.
مثال: صدای جیغ پرندگان، زنگ زدن گوشی و سروصدای ماشین‌ها همه با هم آهنگ عجیبی ساخته بودند.

3️⃣ نقطه ویرگول (؛)​

کاربرد: مکثی بین ویرگول و نقطه؛ جدا کردن جملات مرتبط که به‌هم پیوسته‌اند ولی به‌صورت مستقل نمی‌توانند جدا شوند.
مثال: باران می‌بارید؛ همه زیر چتر پناه گرفته بودند.

4️⃣ دو نقطه (:)​

کاربرد: معرفی نقل قول مستقیم، فهرست، توضیح یا معنا؛ پیش‌نمایی محتوا.
مثال: او گفت: «این سرزمین برای ماست.»

5️⃣ علامت سؤال (؟)​

کاربرد: پایان جملات پرسشی مستقیم.
مثال: چه کسی اینجا است؟

6️⃣ علامت تعجب (! )​

کاربرد: بیان احساسات قوی (شادی، تعجب، ترس، خشم)؛ منادا یا شبه‌جملات عاطفی.
مثال: عجب هوایی!

7️⃣ گیومه (« » یا “ ”)​

کاربرد: نقل قول مستقیم، برجسته‌سازی واژه یا عبارت، اشاره به عنوان کتاب/فیلم/مقاله.
مثال: رمان «بی‌نام» نوشته فریتز لیبر یکی از آثار معروفش است.

8️⃣ پرانتز ( ( ) )​

کاربرد: افزودن توضیح، مرجع، ترجمه یا اطلاعات تکمیلی داخل جمله.
مثال: حافظ (شاعر قرن هشتم) غزلسرایی کهن است.

9️⃣ کروشه ( [ ] )​

کاربرد: درج توضیح یا اصلاح در متن اصلی (معمولاً در نقل قول‌ها)، نشان دادن اجزای غیراصلی.
مثال: در کتاب [تاریخ ایران] به این موضوع اشاره شده.

🔟 آکولاد ( { } )​

کاربرد: گروه‌بندی بخش‌های منطقی در متون فنی، ریاضی یا برنامه‌نویسی؛ گاهی برای نشان دادن مجموعه‌ای از گزینه‌ها.

1️⃣1️⃣ خط تیره (–) –​

کاربرد: نشان دادن بازه زمانی یا مکانی، جایگزینی حرف اضافه «به» یا «تا».
مثال: جلسه ۲۲–۲۴ اسفند برگزار شد.

1️⃣2️⃣ خط کشیده (—) –​

کاربرد: ایجاد مکث طولانی‌تر از ویرگول، درج توضیح یا تعلیق، شروع یا پایان دیالوگ.
مثال: احمد — خدا رحمتش کند — پسر عموی دوستم بود.

1️⃣3️⃣ خط فاصله (-) –​

کاربرد: اتصال واژه‌های ترکیبی، تقسیم واژه در انتهای خط، نشان دادن رابطهٔ نزدیک بین دو جزء.
مثال: کتاب‌فروشی، خودکار-نویس.

1️⃣4️⃣ سه نقطه (…)​

کاربرد: نشان دادن حذف بخشی از متن، ادامهٔ ناگفته، ناتمام بودن جمله.
مثال: داستان از جایی شروع شد که … هیچکس نمی دانست چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

1️⃣5️⃣ ستاره *​

کاربرد: اشاره به نکتهٔ پاورقی، علامت‌گذاری ملاحظات یا توضیح اضافی.
مثال: قیمت‌ها در جدول زیر آمده‌اند (قیمت‌ها شامل مالیات می‌شوند).

1️⃣6️⃣ علامت درصد (%)​

کاربرد: بیان نسبت یا درصد.
مثال: رشد فروش ۲۵٪ بود.

1️⃣7️⃣ علامت درجه (°)​

کاربرد: نشان دادن درجهٔ دما یا زاویه.
مثال: دمای هوا ۲۲°C است.

1️⃣8️⃣ علامت پرمیِل (‰)​

کاربرد: بیان هزارم (پرمیل)؛ معمولاً در آمار یا شیمی.
مثال: غلظت نمک در آب ۰٫۵‰ است.

1️⃣9️⃣ علامت دلار ($)، پوند (£)، یورو (€) و سایر واحدهای پولی​

کاربرد: نشان دادن مقدار پولی.
مثال: هزینهٔ بلیط ۱۵۰ $ است.

2️⃣0️⃣ علامت اسلش (/)​

کاربرد: جداسازی گزینه‌های جایگزین، نشان دادن نسبت یا مسیر.
مثال: مرد/زن؛

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • موضوع نویسنده
  • #3
2- نیم فاصله


تر، تریندر صفت‌ها، همیشه نیم‌جدا با قبل نوشته می‌شود؛ البته به‌جز در بیشتر و کمتر و بهتر.
می، نمیدر فعل‌ها، همیشه نیم‌جدا با فعل پس از خود نوشته می‌شوند.
ابن / بندر میانۀ اسم‌ها، همیشه از قبل و بعدش جدا نوشته می‌شود. اگر در آغاز اسم بود، نیم‌جدا نوشته می‌شود.
ای (حرف ندا)همیشه جدا از منادا نوشته می‌شود.
اعراب‌فقط برای پیشگیری از بدخوانی اعراب‌گذاری می‌شود. از ساکن به‌ندرت استفاده می‌شود.
تنوین‌درج تنوین در کلمات تنوین‌دار، اجباری است.
ـهٔفقط «ـهٔ» درست است و آن را همیشه باید درج کنیم.
ـها = ها«ها»ی جمع را همیشه با قبل نیم‌جدا می‌نویسیم.
 
  • موضوع نویسنده
  • #4

3- نیم فاصله در عددنویسی



۱. عدد و معدود ← جدا: یازده تومان، ۲۵ تومان، کوچهٔ ۲۲
نکته: «بار» و «تا» هم معدود محسوب می‌شود: اولین بار.

۲. هر تک‌واژهٔ ترکیبی ← نیم‌جدا: ۲۵تومنی، پنجاه‌تومنی، سی‌ساله، هشتاد‌نفری، صددروازه، هشت‌دری، ۳۲۰برگی

۳. هر عدد ترکیبی ← نیم‌جدا: دویست‌وسی‌وششمین نفر، ۴۳۵هزار نفر، ۵میلیارد و ۴۴۰میلیون و ۳۲هزار نفر

۴. کوته‌نوشت‌ها ← به عدد می‌چسبد: ص۲۳، ۱۴۹۷م، ۱۳۴۲ش، ش۶۶، ج۷، س۹

۵. در تاریخ‌نویسی ← ماه‌ها و فصل‌ها به عدد می‌چسبد: ۱۳خرداد۱۳۸۹، ۱۲ذی‌قعده۱۳۶، تابستان۱۳۹۲

۶. عدد احتمالی ← نیم‌جدا و طبق قاعدهٔ عددنویسی، اگر واودار بود، با رقم و اگر بی‌واو بود، با حرف : دوسه نفر، ۱۲۰۰ – ۱۳۰۰ کیلومتر

۷. کسرها ← به‌حرف و نیم‌جدا: دوسوم، سه‌چهارم

تذکر:
۱. «و» و «تا» بین دو رقم ← جدا: ص۴۵۶ و ۴۵۹، پنج تا شش نفر.
 
  • موضوع نویسنده
  • #5

4- به



۱. در فعل:
۱. ۱. بای زینت ← چسبیده: بروم، دست بکشم، بگفتم.
۱. ۲. عبارت فعلی ← جدا: به‌ کار رفت، به‌ دست آورد، به‌ یغما برد، به‌ چاپ رساند، به‌ شمار می‌رود.

۲. در اسم:
۲. ۱. صفت‌ساز ← چسبیده: بهوش (هوشیار)، بسزا، بحق (درست)، بجا (شایسته)، بهنجار، بسامان، بقاعده (قاعده‌مند).
۲. ۲. قیدساز ← نیم‌جدا: به‌آهستگی، به‌تدریج، به‌عمد، به‌سختی، به‌زحمت، به‌خلافِ، به‌شدت، به‌جِدّ، به‌کلی، به‌ندرت، به‌ضمیمهٔ، به‌غایت.
۲. ۳. میانوند ← نیم‌جدا: سربه‌زیر، سربه‌هوا، خون‌به‌دل، دست‌به‌دست، پشت‌به‌پشت، لابه‌لا، جابه‌جا، روزبه‌روز، منزل‌به‌منزل.
۲. ۴. مصدر ← نیم‌جدا: به‌کاربردن، به‌دست‌آوردن، به‌روزکردن، به‌دورانداختن، به‌فریادرسیدن.
۲. ۵. عبارت‌های عربی ← چسبیده: بلاعوض، بلافصل، بلاشک، بعینه، بنفسه، بشخصه، بالعکس، بالقوه، بالفعل.
۲. ۶. متمم ← جدا: به اتاقم رفتم، به یک سال زندان محکوم شد، به شمیران خواهم آمد، به تو یادآوری کرد، به نام خدا.
۲. ۷. قسم ← جدا: به خدا قسم، به جان عزیزت، به سبیلم قسم، به قرآن.
۲. ۸. واژگان کهن ← چسبیده: بدین، بدان، بدو، بدیشان.

۳. در حرف اضافهٔ مرکب ← نیم‌جدا: به‌سوی، به‌جهت، به‌نزد، به‌سمت، به‌طرف، به‌واسطهٔ، به‌غیر از، به‌طور (کلی)، به‌شیوهٔ، به‌طرز، به‌سبک.
 
  • موضوع نویسنده
  • #6
5- اجزای فعل


اجزای فعل همیشه جداست.
پیشوندها در فعل‌های پیشوندی نیم‌جدا نوشته می‌شود. فعل پیشوندی فعل‌هایی هستند تشکیل‌شده از دو تک‌واژ که با این پیشوندها آغاز می‌شوند: در، بر، ور، فرا، فرو، فرود، باز، وا
همچنین «به» در عبارت‌های فعلی جدا نوشته می‌شود.


6- صفت شاره
«این» و «آن» و «همان» و «همین» در میانهٔ ترکیب‌ها باعث جداشدن نیم‌جداها می‌شوند: به‌جهتِ ← به این جهت.
 
عقب
بالا