انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این بلا تو هم

ف.ن
 
ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

ف.ن
 
ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت

ف ن
 
در قنوتم ز خدا عقل طلب می‌ کردم
عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت

ف.ن
 
رشته ای بر گردنم افکنده دوست
میکشد هرجا که خاطر خواه اوست.
 
مجنون به ریگ بادیه ،غم های خود شمرد

یاد زمانه ای که غم دل حساب داشت

کلیم کاشانی
 
طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی

یا همتی که از سر عالم توان گذشت.


کلیم کاشانی
 
روشندلان،فریفته ی رنگ و بو ،نیند

آئینه،دل به هیچ جمالی نبسته است.

کلیم کاشانی
 
گاهی که سنگ حادثه از آسمان رسد
اول بلا به مرغ بلند آشیان رسد
ک.ک
 
گر ز غمت شکست دل ، راز تو فاش کی شود

گنج نهفته تر شود ، خانه اگر خراب شد.
 
عقب
بالا