انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

آنچه از دریا به دریا می رود
از همان جا کامد، آنجا می رود
 
قاصدک های پریشان را که با خود، باد بُرد
با خودم گفتم مرا هم می توان از یاد بُرد
 
گر خدا داری ز غم آزاد شو
از خیال بیش و کم آزاد شو
 
از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم
رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم
 
شوق می‌گوید ڪه آسان نیست بی او زیستن
صبر می‌گوید ڪه باکی نیست، گو دشوار باش
 
با ما کج و با خود کج و با خلق خدا کج
آخر قدمي راست بنه اي همه جا کج
 
رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود
می رود عمر ولی، خنده به لب باید زیست
 
‏در این فکرم که در پایانِ این تکرارِ پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد، زندگی زیباست
 
دور شو از برم ای زاهد و بیهوده مگوی

من نه آنم که دگر گوش به تـزویر کنم
 
به کنعان مبر ای بخت من یوسف نمی خواهم
به بر آنجا که اوست در زندان و چاهم کن
# مولانا
 
عقب
بالا