انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

به سان ماه شب بدرخشی و باشی ماندگار ، ای نگار
میدانی که گر نباشی تو روزی هر گز نمی آید ، بهار؟
 
آخرین ویرایش:
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی‌ها را، تو هم هرگز نپرسیدی
 
شبی خیالِ تو از دشتِ خوابِ من بگذشت
دگر به خواب نرفت این دلِ خیال‌پرست...

فریدون مشیری
 
باری، نشسته‌ام به مرورِ خیالِ تو
آری، دلِ غریب به یادِ وطن خوش است...

سجاد رشیدی‌پور
 
ببین چگونه مرا ابر کرد خاطره‌هایی
که در یکایکشان می‌شد آفتاب ببینم...

محمدعلی بهمنی
 
شادم که دگر دل نگراید سوی شادی
تا داد غمش ره به سراپرده‌ی خویشم...

اخوان‌ثالث
 
تو آسمانی و من ریشه در زمین دارم
همیشه فاصله‌ای هست، داد از این دارم...

محمدعلی بهمنی
 
نه سر در عقل می‌بندم، نه دل در عشق می‌بازم
که این نامرد بی‌درد است و آن پردرد نامرد است...

فاضل نظری
 
پایِ سروی، جویباری، زاری از حد بُرده بود
های‌هایِ گریه در پای توام آمد به یاد...

رهی معیری
 
تیر و کمانِ عشق را هر که ندیده، گو ببین:
پشتِ خمیده‌ی مرا، قدِ کشیده‌ی تورا...

فروغی بسطامی
 
عقب
بالا