انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

آیینه را نگاه که محوِ نگاهِ توست!
از راویان قصهٔ حیرانیِ من است...

#حسین_دهلوی
 
شکسته است دلم را غمِ زمانه چنان
که آرزو نَتواند دَرو قرار گرفت...

#اسیر_شهرستانی
 
پنهان نگشت در دلِ صد چاک، رازِ عشق
این خانهٔ شکسته، هوا را نگه نداشت...

#حزین_لاهیجی
 
ای گل! همین که موقعِ بوئیدنت رسید
دیدم که عمرِ من به تماشا گذشته است...

#محمد_حسین_ملکیان
 
نامِ "دل" بردم و از سینه‌ام آتش برخاست
تا بدانی که چه کرده‌ست همین دل با من...

#سجاد_رشیدی‌پور
 
زِ آه من گشادی بر درِ آن دل نشد پیدا
دلی کز سنگ بادش لاجَرَم از باد نگشاید...

#محتشم_کاشانی
 
ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﺩﺍﺩ ﺳﺮِ ﺯﻟﻒِ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖِ ﺻﺒﺎ
ﭼﻪﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦِ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﮑﺮﺩ...

#عاﺭف_ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ
 
سینه تنگی می‌کند ازبس‌که برهم دوختیم
چاک‌های تازه را هردم رفویِ تازه‌ای...

#عاقل_خان_رازی
 
شُکرها گویَمَت ای چرخ، که از گردشِ تو
نیست یک کَس، که توان بُرد به حالش، حسدی...

#کلیم_کاشانی
 
به خدا تکیه کنم بارِ دگر برخیزم
غمِ عشقِ تو اگر باز زمینم نزند...

#بیدل_ثالث
 
عقب
بالا