انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

آن‌که می‌خواهد غمی بردارد از روی دلم
کاش دل را از شکافِ سینه‌ام بیرون کند...

#قدسی_مشهدی
 
سکوت می‌کنی و رنج می‌کشی و خوشی
که خوب می‌شود این روزگار از فردا...

#مریم_حسین_زاده
 
تو نه مثلِ آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی...

#سعدی
 
بارها غم به تو گفتیم، زِ ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آن‌ست که خاموش کنیم...

#هلالی_جغتایی
 
غمت وداعِ همه کرد و رو به ما آورد
وفا که وعده تو کردی، غمت به جا آورد...

#ضمیری_اصفهانی
 
زِ بیدادِ غمت با کس نباید ماجرا گفتن
که بر رو قصهٔ دل می‌نگارد اشکِ خونینم...

#حسرت‌_شیرازی
 
به رنگِ مغز بادامی که از توأم جدا افتد
در آغوشم نمایان است خالی بودنِ جایت...

#وحید_قزوینی
 
نهادم محتشم بنیادِ صبر اما چه دانستم
که تا او خواهد آمد صبر خواهد کَند بنیادم...

#محتشم_کاشانی
 
چینِ ابرو را چه در آزار ما سر داده ای؟
غیرِ آهِ بی اثر دیگر چه از ما سر زده است؟

#صائب_تبریزی
 
این هم عنایتی است که غم‌های روزگار
دنبالِ بی‌کسان مشوش گرفته‌اند...

#عرفی_شیرازی
 
عقب
بالا