انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

‏بخت از مَنَت گرفت و دلم آن‌چنان گریست
کَز دستِ کودکی بِرُبایی پرنده‌ای...

#هوشنگ_ابتهاج
 
رنگ از رُخَم مجوی که روی تو دیده‌ام
روی تو هر که دید، نبیند به خواب رنگ...

#طالب_آملی
 
چنان در دوزخ‌ِ دنیا دلم سوخت
که دیگربار، سوزاندن ندارد...

#قیصر_امین‌پور
 
در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
عالم پُرست از تو و خالی است جای تو...

#صائب_تبریزی
 
نه آنم کز جفای عشق، آسان دست بردارم
به دامانِ قیامت می برم، چاک گریبان را...

#حزین_لاهیجی
 
چون روم بر اثرش؟ وَز که نشان پرسم؟ آه
که‌آنچنان رفت کز او هیچ نشان پیدا نیست...

#وحشی_بافقی
 
قربانِ دل شوم که جز اندیشهٔ تو را
در سینهٔ شکستهٔ خود جا نمی‌دهد...

#فغفور_لاهیجی
 
چو نسیمِ آشنایی زِ کدام سو وزیدی
تو که بی‌قرار کردی همه لاله زارِ ما را...

#سیمین_بهبهانی
 
از خویش هر چه بود شکستیم و ریختیم
غیر از دلِ شکسته که نتوان شکست و ریخت...

#بیدل_دهلوی
 
مى‌روم گوشهٔ تنهاییِ خود غرق شوم
آن‌چنانى كه نباشد اثرى از خبرم...

#محمد_شیخی
 
عقب
بالا