انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
 
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
 
به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم
 
ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
 
دویی از خودبرون کردم، یکی دیدم دو عالم را
یکی جویم، یکی گویم، یکی دانم، یکی خوانم‌
 
ای وصل تو، اصل شادمانی
هیچ نندیشم بجز دلخواه تو
 
اندر دل من، درون و بیرون همه او است
اندر تن من، جان و رگ و خون همه اوست
 
در من بدمی من زنده شوم
یک جان چه بود، صد جان منی …
 
دنیا چو شب و تو آفتابی
خلقان همه صورت و تو جانی!
 
هر طرفی که بشنوی ناله عاشقانه‌ای

قصه ماست آن همه حق خدا که همچنین
 
عقب
بالا