انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

حاصلی از هنر عشق تو جز حِرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست
 
ماییم که از باده ی بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
 
خستگی اندر طلبت راحتست

درد کشیدن به امید دوا
 
نه مرا امید فردوس است نه بیم جحیم

یا او نگذاشت در خاطر امید و بیم را
 
مه و مهر یار ما شد به امید تو خدا شد

که زهی امید زفتی که زند در خدایی
 
امید چونان پرنده ایست

که در روح آشیان دارد
 
غمناکم و از کوی تو با غم نروم

جز شاد و امیدوار و خرم ندوم
 
مثل باران بهاری که نمی گوید کِی
بی خبر در بزن و سر زده از راه برس
 
هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی
که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت
 
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود، رهایت
 
عقب
بالا