انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

ز عشقت آتشی در بوته دیرم
در آن آتش دل و جان سوته دیرم
 
وصالت گر مرا گردد میسر
همه روزم شود چون عید نوروز
 
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
 
دل عاشق بود گرگ گرسنه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد
 
جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
 
دلم زار و دلم زار و دلم زار
طبیبم آورید دردم کرید چار
 
تویی آن شکرین لب یاسمین بر
منم آن آتشین دل دیدگان تر
 
دلم میل گل روی ته دیره
سرم سودای گیسوی ته دیره
 
من عاشق ز عشقت بیقرارم
تو چون لیلی و من مجنونم ای گل
 
هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقین از بند و از زندان نترسد
 
عقب
بالا