انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

همگانی متن کوتاه

آمد به مزار من و خشنودترین بود
پس وعده‌ی دیدار که میگفت همین بود:)🥲
 
مپرس از من چرا در پیله‌ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد🕊

فاضل نظری
 
شیشه نزدیک‌تر از سنگ ندارد خویشی
هر شکستی که به هر کس برسد،از خویش است.
 
تا کی میشه نشست و دید پروازِ بی پرنده رو؟!
تا کی میشه دید و شنید نیاز لب به خنده رو؟!
 
ای کاش تو را نشانه ای میگفتم
از آتش دل زبانه ای میگفتم

یک روز به واژه هایی از جنس عدم
ای کاش تو را ترانه میگفتم


قیصر امین پور
 
ای دل پاره پاره ام
دیدنِ اوست چاره ام🥹

مولانا
 
گر خانه محقر است و تاریک
بر دیده‌ی روشنت نشانم🫠

سعدی
 
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دلِ آن کودکِ خُرد؟🥲

سایه(هوشنگ ابتهاج
 
از زلزله و عشق،خبر کس ندهد
آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای.
 
دلم میخواد سرو باشم،به قول حافظ:

ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد🙂🍃
 
عقب
بالا