انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

همگانی متن کوتاه

کاش جای شرم، گاهی دل به دریا می‌زدیم
اینکه تنهاییم، تاوانِ خجالت های ماست

- حسین دهلوی
 
شب بخیر غارتگر شب‌های بی مهتاب من
منتی بر دل گذار امشب بیا در خواب من
 
اگر دیداری هم نباشد، اگر لمسی هم نباشد، بی‌دلیل برای بعضی‌ها همیشه جایی در دل‌هایمان است.

"جمال ثریا"
 
چایت را بنوش و نگران فردا نباش
از گندم‌ زار من و تو مشتی کاه می ماند
برای بادها.
 
نورا دوست داشت در جهانی خالی از هرگونه شرارت و ظلم زندگی کند، اما متأسفانه تمام دنیاهایی که می‌توانست انتخاب کند پر از انسان بودند.

ـ کتابخانه نیمه شب | مت هیگ
 
آسان ببخش،صادقانه عشق بورز
راحت بخند،به آرامی ببوس و
هرگز از چیزی که لبخند به لب‌هایت نشانده،احساس پشیمانی نکن...
شروع هر روز فرصتی دوباره است...🌱

- شان‌هیپبورن♥🕸
 
عقب
بالا