انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

نقد نقد رمان پارادوکس سرخ|سید علی جعفری کاربر انجمن آوای رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Nazanin
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
استاتوس
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Nazanin

مدیر کل آوا
کادر مدیریت
مدیر کل آوا
مدال مدیریت کل
تاریخ ثبت‌نام
10/4/24
نوشته‌ها
580
  • موضوع نویسنده
  • #1
نام اثر: پارادوکس سرخ «جلد اول»
نویسنده: @Ali81

 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sajjad
  • موضوع نویسنده
  • #2
نویسنده عزیز از اینکه به تیم منتقدان ما اعتماد کردید سپاسگزاریم، باشد که این نقد مایه پیشرفت
و شیوایی قلم شما شود🌻
✨نقد پذیری و حفظ احترام و آرامش و جلوگیری از ایجاد تنش نشان دهنده شخصیت والای شما نویسنده گرامی است.
پس از قرار گرفتن نقد نامه تا ۲ روز فرصت پاسخ‌دهی به منتقد را دارید ؛ لطفا از بی احترامی و بحث بی‌مورد خودداری کنید.
باتشکر از صبر و شکیبایی شما🌸

منتقد شما: @Nazi
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sajjad
  • موضوع نویسنده
  • #3
به نام خداوند شعر و غزل🌻
«نقد رمان پارادوکس سرخ»

°ملاک پایه نقد°
•عنوان:
عنوان از نظر مفهومی جذاب است؛ ترکیب دو واژه‌ی متضاد «پارادوکس» و «سرخ» که رنگی احساسی و نمادین هست حس درگیری عاطفی، خشونت یا عشق را القا می‌کند که با مضمون کلی رمان هم‌خوانی دارد.

ژانر:
ژانر های شما صحیح هستند و رمان در بستر روابط عاطفی نوجوانان شکل می‌گیرد؛ همچنین زمینه‌های خانوادگی، مرگ، خیانت و اجتماع را هم در خود دارد، این تلفیق باعث شده در مرز بین عاشقانه‌ی احساسی و اجتماعی قرار بگیرد، اما ژانر تراژدی تا به اینجا به صورت واضح مشاهده نشد که حتما در ادامه ی رمان به آن میپردازید.

خلاصه:
خلاصه یک رمان باید به همراه دادن اطلاعات به خواننده جذابیت و ابهام خود را نیز حفظ کند تا خواننده با خواندن آن به چالش کشیده و ترغیب به خواندن رمان شود. در خلاصه ی شما متاسفانه این نکته رعایت نشده بود اطلاعات زیادی از رمان نام شخصیت، محل زندگی و.. به مخاطب داده شده بود اما ابهام و جذابیت کافی برای جذب مخاطب وجود نداشت.
درسا، دختری از شیراز، زندگی سختی دارد. پدرش را از دست داده و آینده‌اش مبهم است.
علی، پسری از اصفهان، در مسیری احساسی و پر از چالش، عشق، خیانت و بحران‌های خانوادگی.
با این تفاسیر یک کلیشه ی به تمام معنا به تصویر کشیدید، پیشنهاد من این بود که با دادن همین اطلاعات یک مقدار ابهام و سوال در ذهن خواننده ایجاد کنید همچنین اگر از عناصر زیبا نویسی و آرایه استفاده می‌شد خلاصه زیباتری بوجود می‌آمد.

مقدمه:
رمان با توصیفی از وضعیت روحی شخصیت اصلی آغاز می‌شود و تلاش می‌کند از همان ابتدا حس غم، تنهایی و بی‌پناهی را منتقل کند. مقدمه حس فضای تراژدی و عاشقانه را به خوبی القا می‌کند اما کمی طولانی و تکراری است؛ می‌توانست کوتاه‌تر و کوبنده‌تر باشد به طوری که مخاطب را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد.

شروع:
شروع با زنگ خوردن گوشی یک شروع کلیشه‌ای محسوب میشود که جذابیت خاصی برای مخاطب ندارد، این شروع و ریتم کند کشش اولیه برای جذب مخاطب را پایین می‌آورد اما با اندکی بازنویسی و کاهش توضیحات مستقیم و افزایش کنش و اتفاقات و توصیفات بیشتر شروع می‌تواند قوی‌تر شود.


°عناصر مهم°
پیرنگ:
پیرنگ یا طرح داستان خطی است و بر محور رابطه‌ی درسا و علی می‌چرخد. اتفاقات اصلی به‌صورت متوالی پیش می‌روند و پیوستگی منطقی دارند، اما در بعضی جاها پرش زمانی سریع اتفاق می‌افتد و انسجام روایت را مختل می‌کند، درام عاطفی و تراژدی در مرکز پیرنگ است و عنصر تعلیق (چه بر سر رابطه خواهد آمد؟) انگیزه‌ی ادامه‌ی مطالعه می‌دهد.

سیر داستان:
سه نوع سیر رمان وجود دارد؛
۱) تند «نویسنده در بیان کردن توصیفات کوتاهی کرده و اتفاقات اصلی رمان سریع اتفاق می‌افتد».
۲)کند «نویسنده بیش از حد، از توصیفات فرعی استفاده کرده است، روند داستان کند و برای خواننده خسته کننده می‌شود».
۳) معمولی«نرمالترین سیر همین است، یعنی نویسنده می‌کوشد تا بیان توصیفات و جزئیات به اندازه و متعادل نگه دارد».

در کل سیر رمان شما گاهی تند بود توصیفات مناسب زیادی استفاده نشده بود به جزئیات و صحنه ها زیاد پرداخته نشده بود، تمامی این‌ها باعث شده بود صحنه ها واقعی رقم نخورند.

گره‌افکنی و گره‌گشایی:
در گره‌افکنی موفق‌تر از گره‌گشایی عمل کرده بودید، گره‌ها مثل گذشته‌ی پنهان علی یا خانواده درسا جذاب‌اند اما گاهی گره‌گشایی‌ها به‌جای منطقی بودن بیشتر از مسیر احساسی پیروی می‌کنند.

لحن:
لحن رمان عامیانه است. در صحنه‌های بحرانی، نویسنده از جملات کوتاه و احساسی استفاده می‌کند که به ایجاد تنش کمک می‌کند اما در برخی جاها لحن بیش از حد یکنواخت است. برخی صحنه ها نیز پرش لحن دیده می‌شود که نیازمند بازنویسی است چون یکپارچگی لحن و ساختار و انسجام بین شخصیت ها و بخش ها بسیار مهم و تاثیر گذار است.

•زاویه دید:
زاویه دید غالباً اول‌شخص است و گاه میان شخصیت‌ها جابه‌جا می‌شود. این انتخاب باعث صمیمیت با خواننده شده و همزاد پنداری بیشتری با شخصیت ایجاد میکند اما تغییر ناگهانی آن در بعضی بخش‌ها کمی باعث سردرگمی میشود. برخی صحنه ها مثل «تصادف درسا و رسیدن او به بیمارستان» یک اتفاق هیجان انگیز و به نوعی نقطه ی اوجی برای رمان شماست که متاسفانه تغییر ناگهانی زاویه دید از درسا به علی باعث از بین رفتن شوق و اشتیاق خواننده برای ادامه ی رمان می‌شود، حس کنجکاوی خواننده که از تصادف درسا ایجاد شده بود با این تغییر کم کم از بین می‌رود، حتی ممکن است با درگیر شدن در اتفاقات زندگی علی کلا زندگی درسا را نیز به فراموشی بسپارد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sajjad
  • موضوع نویسنده
  • #4
•روایت:
در بعضی بخش‌ها، روایت خیلی سرعت می‌گیرد و از یک صحنه به صحنه‌ای دیگر پرش می‌کند مثلاً به بیمارستان رفتن علی، درد گرفتن و واکنش‌ها و... این پرش ممکن است باعث شود خواننده در پیوند میان وقایع کمی دچار سرگردانی شود، پیشنهاد من این بود که بعد از قسمتی اوج فرصتی برای آرامش بدید تا خواننده تأمل کند و بین لحظات پر‌ تنش و لحظات آرام تعادل ایجاد شود تا داستان باور پذیر تر شود. علاوه بر این موضوع پرش های سریع و ناگهانی زمان نیز باعث از بین رفتن ارتباط خواننده با داستان می‌شود، بهتر است به اتفاقات بیشتر پرداخته شود و درجای مناسب پرش زمان استفاده شود.
سوالی که تا به اینجا ذهن منو درگیر کرد این هست که آیا این شخصیت ها که هرکدام جداگانه داستان را روایت میکنند، قرار است در ادامه داستان ارتباطی باهم پیدا کنند؟ به طور کلی در یک رمان خواننده انتظار دارد که درنهایت این اتفاق بیوفتد و جایی این شخصیت ها باهم ارتباط بگیرند اما در این پارت ها با اینکه مدت زیادی گذشته به هیچ وجه داستان ها بهم ارتباطی نداشتند. یک احتمال دیگر نیز وجود دارد باتوجه به خلاصه رمان گفته شده بود که این رمان همزمان دو داستان را در خود جای داده است! یعنی ممکن هست شخصیت ها هیچوقت هیچ ارتباطی باهم پیدا نکنند و دوتا داستان جداگانه روایت شود که اگر اینطور باشد هم اصلا برای خواننده منطقی نیست.
مسائلی مثل خیانت، اختلاف خانوادگی، مرگ پدر، دوری شخصیت‌ها، عشق پر از موانع، در ادبیات معاصر زیاد دیده شده‌اند کلیشه محسوب می‌شوند برای اینکه اثر متمایز شود، باید زاویه دید نو، پیچش جدیدی داشته باشد. مثلاً به‌جای اینکه همیشه خیانت به‌صورت مستقیم رخ دهد، از ابهام، سوءتفاهم یا انگیزه‌های نهان استفاده شود یا عشق فقط با مشکل نشان داده نشود بلکه در روزمره و کوچک‌ترین لحظه‌ها نیز به آن تأکید شود با این کارها میتوان کلیشه ها را کمرنگ تر کرد.

•شخصیت‌پردازی:
درسا: شخصیتی نسبتاً کامل، با ترس‌ها، آرزوها و..
علی: پسر عاشق، فداکار، دردمند و..
گرچه شخصیت‌های اصلی پس‌زمینه دارند اما جهش و تحول های شخصیتی خیلی سریع اتفاق افتادند مثلا زمانی که تحول از «درسا ناراحتِ آسیب‌دیده» به «درسا قوی‌تر» نشان داده می‌شود، این عمل باید به صورت تدریجی و با مراحلی ظاهر شود که خواننده حس کند همراه اوست، یا مثالی دیگر در زمان عاشق شدن علی؛ متاسفانه زمانی که این تغییرات ناگهانی ظاهر شوند باورپذیری کم می‌شود. شخصیت‌های فرعی نیز مثل مادر، برادر، دوستان بیشتر نقش ابزاری دارند و عمق روانی کمی دارند با اینکه برخی از دوستان درسا و علی در داستان حتی روایت‌گر هستند و نقش پررنگی دارند، با این حال انتظار میره اطلاعات بیشتر و شخصیت واقعی تری از آن‌ها در ذهن مخاطب باقی بماند که این اتفاق نیوفتاده و اطلاعات خاص و زیادی از شخصیت های فرعی نداریم.
علی و صحبت کردن با وجدان؟ نود و نه درصد رمان ها از همچین کلیشه ای استفاده میکنند که آن‌قدر تکرار و تکرار شده تا جذابیت خود را از دست داده، همین یک مورد باعث می‌شود که علی یک شخصیت کلیشه‌ای در ذهن مخاطب بنظر بیاید.


•فضا‌سازی:
فضاهای داستان خانه، خیابان بیمارستان و... توصیف می‌شوند اما بیشتر به‌صورت کلی توصیف شدند. استفاده از جزئیات حسی بو، صدا، رنگ، نور بسیار کم است،
افزودن این جزئیات می‌تواند فضای داستان را زنده‌تر کند.

صحنه‌پردازی:
برخی صحنه‌ها مثلاً برخوردهای احساسی یا جدایی‌ها تأثیرگذارند، اما در صحنه‌های عادی ریتم کند و تصویر ذهنی ضعیف است، اگر از توصیف حرکت، جزئیات فیزیکی و گفت‌وگوی طبیعی‌تر استفاده شود صحنه‌ها باورپذیرتر می‌شوند.
گاهی بعضی صحنه‌ها توضیح بیشتری لازم دارند (چرا شخصیت چنین واکنشی داد؟ چه گذشته‌ای دارد؟) در بعضی جاها شوک دادن زیاد است، اتفاقات ناگهانی و شدید ممکن است خواننده را خسته کند.
همچنان کلیشه در صحنه پردازی نیز مشاهده می‌شود، شخصیت ها خیلی ناگهانی سیلی به صورت شخص مقابل میزنند و توصیف های احساسی دیده نمی‌شود، درصورتی که با توصیف بیشتر و جزئی تر حالت شخصیت ها همان سیلی زدن می‌تواند در ذهن مخاطب بسیار واقعی تر و ماندگار تر شود.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sajjad
  • موضوع نویسنده
  • #5
توصیفات:
توصیف‌ها گاهی اغراق‌آمیز یا تکراری هستند مثلاً بارها از توصیف چشمان اشکی و عصبانیت و.. استفاده شده است. بهتر است از تصاویر متفاوت‌تر و دقیق‌تر بهره برد، مثلا در هنگام عصبانیت کاراکتر به جای به کار بردم لفظ عصبی شدن از حالات عصبی شدن مثل تند شدن نفس، سرخ شدن صورت، لرزش دست و.. استفاده کرد تا با این توصیفات شخصیت و فضا واقعی تر بنظر بیاد.
درکل در توصیفات خیلی کوتاهی شده بود از توصیف حالات کاراکتر قبل از دیالوگ، توصیفات زمان، مکان، فضا خیلی بیشتر میتونستید استفاده کنید.

کشمکش:
کشمکش اصلی درونی است بین احساس و عقل درسا و بیرونی میان خانواده و عشق. این دو به خوبی در متن تنیده‌اند، اما گاهی کشمکش‌ها به سرعت حل می‌شوند و فرصت دراماتیک از بین می‌رود.


°قلم نویسنده°
•دیالوگ و منولوگ
دیالوگ‌ها طبیعی ولی گاهی طولانی‌اند. منولوگ‌های زیادی دیده نمی‌شد، بهتر است دیالوگ‌ها کمتر توضیحی و بیشتر کنش‌محور باشند. تعادل بین دیالوگ و منولوگ برقرار شود تا دیالوگ ها نیز واقعی تر بنظر برسند. برخی جملات و واکنش‌ها کلیشه‌ای بنظر می‌رسند مثلاً هنگام ناراحتی، فوراً گریه یا فریاد، برخورد تند و رفتار شدید. اگر خواننده احساس کند کاراکترها گاهی سونمایشی عمل می‌کنند این کار حس صداقتش را کاهش می‌دهد.

•علائم نگارشی و اصول درست‌نویسی:
در بیشتر قسمت‌ها استفاده‌ی نادرست از ویرگول و نقطه، جملات طولانی و بدون مکث، عدم رعایت نیم‌فاصله‌ها دیده میشد که پس از اتمام با سپردن به تیم ویراستاری این مشکل نیز قابل حل است.

اندازه و هدف‌مندی پارت‌ها:
پارت‌ها از اندازه مناسبی برخوردار هستند اما گاهی در یک بخش چند صحنه‌ی مختلف روایت می‌شود، بهتر است هر پارت روی یک هدف، رویداد یا احساس متمرکز باشد تا ضرباهنگ داستان حفظ شود.

°سخن منتقد°
و درنهایت از خواندن اثر شما بسیار لذت بردم، به امید موفقیت روزافزون. قلمتان مانا🌱
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sajjad
  • موضوع نویسنده
  • #6
تاریخ تحویل نقد: ۱۴۰۴/۷/۲۲
تاریخ بسته شدن تاپیک: ۱۴۰۴/۷/۲۴


•نویسنده گرامی تا قبل از بسته شدن تاپیک امکان پاسخ به نقد در همین تاپیک وجود دارد.
@Ali81
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sajjad
  • موضوع نویسنده
  • #8
سلام ممنونم از نقد کامل و درستتون
و سوال اینجاست که الان من باید چکار انجام بدم؟؟
سلام خواهش میکنم
میتونید از این نقد برای ویرایش رمانتون استفاده کنید و نکات گفته شده رو اصلاح و رعایت کنید‌.
 
استاتوس
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا