انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

آموزش صفر تا صد نویسندگی

زندگی یعنی نوشتن تخیّلات خود


از دید من غم‌انگیزترین چیز، منظره آدم‌هایی است که تخیلات و کنجکاوی‌شان را از دست می‌دهند و به زندگی ادامه می‌دهند. در واقع آن‌ها مرده‌اند، چون ننوشتن تخیلات و خیال‌پردازی‌های آدمیِ یعنی مرگ واقعی.

زندگی مملو از چیزهای متنوع است، زندگی غنی است. زندگی می‌تواند یک ماجراجویی خارق‌العاده باشد و ادبیات یکی از همان ماجراهاست. آدم نمی‌تواند تمام تجربه‌ها را زندگی کند، اما ادبیات این امکان را به شما می‌دهد که تجربیات بی‌شماری را از‌طریق خواندن و نوشتن داستان‌ها زندگی کنید که تنها از طریق تخیل و تصورات در دسترس‌تان هستند. به همین خاطر است که ادبیات، زندگی را غنا می‌بخشد، اما جایگزین آن نمی‌شود. با این حال در برخی موارد استثنا این هم ممکن است. مثلاً در مورد «بورخس» که در مقدمه‌ یکی از کتاب‌هایش نوشته: «بسیار چیزها خواندم و کمتر زندگی کردم.» به نظرم درباره او می‌توان مطمئن بود که آن‌چه او خوانده، مهم‌تر از تجربه‌های زیستی‌اش بوده و بهترین نوع زندگی کردن برای «بورخس»، همان مطالعه بوده است.

- ماریو بارگاس یوسا
 
ادراک با «کلمه» آغاز می‌شود


كلمات كنار هم قرار مى‌گيرند و جمله را مى‌سازند. جمله‌ها كنار هم قرار مى‌گيرند و پاراگراف را مى‌سازند. پاراگراف‌ها دنبال هم مى‌آيند و وقايع داستان را تعريف مى‌كنند و در آخر، كتاب را مى‌سازند.
نوشتن ساده است اما فهميدن با «كلمه» شروع مى‌شود.

پس، از امروز حتّی‌شده با نوشتن یکی‌دوجمله شروع کنید.
 
داستان‌های کسالت‌بار؟!


آیا فکر می‌کنید که اگر داستانتان ملال‌آور باشد، خیلی بد است. ولی باید بگویم که اگر از هر پنج داستان یکی ملال‌آور نباشد، باید خدا را شکر کرد. این داستان‌های ملال‌آور نیستند که بد هستند، بلکه بد، موقعی است که ملال‌آور نوشته شوند.

- آنتوان چخوف
 
فقط بنویسید


برای یک نویسنده تجربۀ بد معنا ندارد.
برای یک نویسنده همه‌چیز، همه‌چیز مفید و آموزنده است.

- ماریو بارگاس یوسا
 
فهرست اشیا


فکر و احساس ما به اشیاء اطرافمون می‌چسبه. ری بردبری اوایل نویسندگیش، فهرستی از اسامی را روی کاغذ می‌آورد که به طور ناخوداگاه به ذهنش می‌رسید و این فهرست مایه داستان‌هاش بود.

تمرین:
شما هم فهرست خودتان را تهیه کنید و بذارید ذهنتون با تصاویر اشیا خاطرات‌تون رو جستجو کنه. می‌تونید با این اشیا شروع کنید:

پتو
تپه
بخاری
گربه
 
یک ایده برای داستان‌نویسی


مردی، شکنجه‌گری را که در زندان به دخترش تجاوز کرده به قتل تهدید می‌کند. هنگامی‌که جنازه‌ی شکنجه‌گر پیدا می‌شود، پدر دختر خود را در مظان اتهام می‌بیند.


تمرین:
چگونه می‌توانید پدر دختر را از محکومیّت برهانید؟
ساختار را طوری طراحی کنید که پدر دختر از مظان اتهام تبرئه شود. سپس براساس آن داستان کوتاهی بنویسید.
 
توصیه‌های نویسندگی جولین بارنز


در بیست‌وپنج‌سالگی با هزار کش‌وقوس شروع به نوشتن اولین رمانم کردم که بارها قطع می‌شد و با خودم برای نوشتنش به بن‌بست می‌رسیدم. نهایتاً در سن سی‌وچهارسالگی نخستین رمانم به نام مترولند به چاپ رسید. همان‌طور که می‌بینید این فرآیند هشت الی نه سال از زندگی مرا تحت تأثیر خویش قرار داد.

بعد از چاپ اتوبیوگرافی مترولند از اعتمادبه‌نفس بیشتری برخوردار شدم اما هم‌زمان ترس دیگری نیز به جانم افتاده بود. نکند من تنها یک قصه دارم و این تمام ظرفیتم بود. بسیاری از نویسندگان می‌دانند که رمان دوم از رمان اول سخت‌تر است؛ چراکه شما می‌ترسید متهم به تکرار شوید؛ اما این نگرانی دائمی نویسنده‌ها امری طبیعی است. ممکن است ۸ یا ۹ رمان نوشته باشید ولی هنگام نگارش اثر جدید باز دست‌ودلتان بلرزد.

ما گاهی بیش‌ازحد نوشتن را برای نوشتن انجام می‌دهیم. چه ایرادی دارد اگر جولین بارنز دریابد فعلاً حرف جدید ندارد و برای مدتی دست‌به‌قلم نبرد؛ اما گاهی رمان‌نویس‌ها به دلایل نادرست، دست از نوشتن می‌کشند. باربارا پیم یک نمونه‌اش بود. مگر می‌شود انسان به خاطر مخالفت ناشر دست از نوشتن بکشد؟ یک ناشر به او گفت کارهایت یکنواخت شده و او دست از نوشتن کشید. آن ناشر یک نفر است، نویسنده باید انبوه خوانندگانش را در نظر بگیرد. البته باز هم در این زمینه نباید از آن‌طرف بام افتاد. توهم محبوبیت و مردمی بودن در ادبیات نیز به همان میزان چاله بزرگ و خطرناکی است.
 
درباره‌ی هر چه می‌خواهید بنویسید


بهترین دستمایۀ داستان‌نویسی شما همان دفترچه یادداشت کوچک و یا ابزار الکترونیکی نوشتاری‌ای است که گفت‌وگوهای درونی‌تان را در آن می‌نویسید و ذخیره می‌کنید.
به‌عبارتی‌دیگر، بهترین دستمایۀ داستانی شما همان تجربیات شخصی شماست.
از این سؤال که چه باید بنویسم نترسید. این سؤال برای اغلب داستان‌نویس‌ها پیش می‌آید. به دفتر یادداشت خود مراجعه کنید و سعی کنید به یاد بیاورید هر کدام از گفت‌وگوهای درونی یا دل نوشته‌های‌تان را بعد از کدام ماجرا نوشته‌اید. یکی را که بیشتر به مذاقتان سازگار است انتخاب کنید و درباره‌اش بنویسید.

- آتوسا افشین نوید
 
حداقل روزی یک جمله بنویسید


روزها را از دست ندهید، بهتر است روزی حتی یک جمله بنویسید تا اینکه اصلاً چیزی ننویسید. به نوشتنِ حداقل یک جمله در روز عادت کنید! سپس یک پاراگراف و سپس هزار کلمه. این‌چنین است که نویسنده پا به عرصه‌ی هستی می‌گذارد.

- هارت کرین
 
هرجا و هر‌‌وقت بنویسید


روی نویسنده بودن تمرکز نکنید، فقط‌و‌فقط بنویسید؛ هر روز و هرجا بنویسید؛ چه به‌صورت گزارش و چه جستار و ناداستان و چه به‌صورت داستان؛ فرقی نمی‌کند. اصل، نوشتن است.

- ویلیام فاکنر
 
عقب
بالا