- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 554
- موضوع نویسنده
- #31
زندگی یعنی نوشتن تخیّلات خود
از دید من غمانگیزترین چیز، منظره آدمهایی است که تخیلات و کنجکاویشان را از دست میدهند و به زندگی ادامه میدهند. در واقع آنها مردهاند، چون ننوشتن تخیلات و خیالپردازیهای آدمیِ یعنی مرگ واقعی.
زندگی مملو از چیزهای متنوع است، زندگی غنی است. زندگی میتواند یک ماجراجویی خارقالعاده باشد و ادبیات یکی از همان ماجراهاست. آدم نمیتواند تمام تجربهها را زندگی کند، اما ادبیات این امکان را به شما میدهد که تجربیات بیشماری را ازطریق خواندن و نوشتن داستانها زندگی کنید که تنها از طریق تخیل و تصورات در دسترستان هستند. به همین خاطر است که ادبیات، زندگی را غنا میبخشد، اما جایگزین آن نمیشود. با این حال در برخی موارد استثنا این هم ممکن است. مثلاً در مورد «بورخس» که در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته: «بسیار چیزها خواندم و کمتر زندگی کردم.» به نظرم درباره او میتوان مطمئن بود که آنچه او خوانده، مهمتر از تجربههای زیستیاش بوده و بهترین نوع زندگی کردن برای «بورخس»، همان مطالعه بوده است.
- ماریو بارگاس یوسا
از دید من غمانگیزترین چیز، منظره آدمهایی است که تخیلات و کنجکاویشان را از دست میدهند و به زندگی ادامه میدهند. در واقع آنها مردهاند، چون ننوشتن تخیلات و خیالپردازیهای آدمیِ یعنی مرگ واقعی.
زندگی مملو از چیزهای متنوع است، زندگی غنی است. زندگی میتواند یک ماجراجویی خارقالعاده باشد و ادبیات یکی از همان ماجراهاست. آدم نمیتواند تمام تجربهها را زندگی کند، اما ادبیات این امکان را به شما میدهد که تجربیات بیشماری را ازطریق خواندن و نوشتن داستانها زندگی کنید که تنها از طریق تخیل و تصورات در دسترستان هستند. به همین خاطر است که ادبیات، زندگی را غنا میبخشد، اما جایگزین آن نمیشود. با این حال در برخی موارد استثنا این هم ممکن است. مثلاً در مورد «بورخس» که در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته: «بسیار چیزها خواندم و کمتر زندگی کردم.» به نظرم درباره او میتوان مطمئن بود که آنچه او خوانده، مهمتر از تجربههای زیستیاش بوده و بهترین نوع زندگی کردن برای «بورخس»، همان مطالعه بوده است.
- ماریو بارگاس یوسا