انجمن آوای رمان

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی آوای رمان بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

شعر [اشعار تک بیتی]

بد نامي جهان دو روزي نبود بيش

آن هم كليم با تو بگويم چه سان گذشت
 
این همسفران،پشت به مقصود،روانند

شاید که بمانم،قدمی پیش تر افتم
 
سیر گلشن کردی و گل،غنچه شد بار دگر

بس که از شرم جمالت،دست پیش رو گرفت
 
ما ز آغاز و ز انجام جهان ، بی خبریم

اول و آخر این کهنه کتاب،افتاده است
 
باشد نشان پختگی،افتادگی،کلیم

آن میوه نارس است که بر دار مانده است.
 
باطنش،همچو پشت آینه بود

ظاهر هر که صافتر دیدم.
 
بعد عمری که به خواب منِ بیدل آمد

گریه آبی به رخم ریخت که بیدار شدم
 
تا ز دل آهی کشیدم ،جمله دل ها درگرفت

باد بود،از آتش یک خانه ،چندین خانه سوخت.
 
هست با خونین دلانم الفتی کز بعد مرگ
خاک من بر زخم اگر پاشند مرهم می شود
 
قانون گردباد بود روزگار را
جز خار و خس زمانه به بالا نمی برد
 
عقب
بالا